تبليغاتX
آزاد جعـــفری

بکت

 رواق هنر و اندیشه - شماره 6 - دی 1385

 

 

با نگاهی به نمایشنامه­ی «در انتظار گودو» نوشته­ی ساموئل بِکِت

 

بِکِت نیهیلیست نیست

 

 

 ازجمله آثاری که به عنوان بهترین نمونه­ی تئاتر ابسورد از آن یاد می­شود، نمایشنامه­ی «در  انتظارگودو» نوشته­ی ساموئل بِکِت است. راجع به «در انتطار گودو» سخن بسیار گفته شده  اما عمده­ی آنچه گفته  و نوشته شده، حول همین دیدگاه پوچ گرایانه­ی بکت است و از آن فراتر نمی­رود. این نوشته امید دارد نگاه تازه­ای به «در انتطار گودو» داشته باشد و تکراری برآن مکررات نباشد چراکه نوک پیکان انتقاد این نمایشنامه بیش ازهمه به سمت همین مسئله­ی «تکرار بیهوده و بی ثمر» است...


ادامه مطلب
!! | | •

رنگین کمان - جام جم - چهارشنبه 29 خرداد 1387

 

نگاهي به «رنگين كمان» از شبكه 5
 
فراموشی دنيای كودكی
 
 
اگر بپرسيم در حال حاضر معيار سنجش كيفيت برنامه‌هاي كودك و نوجوان در كشور ما چيست، با وضع كنوني تنها يك پاسخ برايش متصور است: آموزنده بودن. راستي چرا چنين است؟ چرا سن كم مخاطبان خود را بهانه مي‌كنيم تا بر سطحي بودن خود سرپوش بگذاريم؟ چه كسي گفته كودك توانايي درك لايه‌هاي زيرين و ناخودآگاه يك اثر عميق را ندارد و بايد برايش در سطحي‌ترين شكل ممكن همه چيز را توضيح داد و از راه بيان مستقيم، او را تعليم و تربيت كرد؟ بهترين آثار امروز كودك در دنيا ارزشمندترين فيلم‌هايي را كه براي بزرگسالان ساخته مي‌شود به رقابت مي‌طلبند و همان اندازه كه كودكان را مجذوب خود مي‌كنند، بزرگسالان را هم به تماشا وامي‌دارند...

ادامه مطلب
!! | | •

اوقات فراغت - جام جم - قاب کوچک - شنبه 25 خرداد 1387

 

تلويزيون‌ و اوقات فراغت‌
 
 
تلويزيون چه رابطه‌اي با اوقات فراغت دارد؟ اين سوالي است كه پاسخ به آن مستلزم شناخت اوليه‌ از ماهيت تلويزيون و معناي اوقات فراغت است. تلويزيون چيست؟ رسانه‌اي است عهده‌دار وظيفه اطلاع‌رساني و فرهنگ‌سازي در جامعه يا وسيله‌اي است صرفاً براي سرگرمي و وقت‌گذراني؟ يا در كنار اقسام هفتگانه هنر مي‌تواند به عنوان هنر مستقلي مطرح شود؟ يا اين‌كه دست‌كم زيرمجموعه‌اي از هنر سينما تلقي شود؟ و يا اساساً ارتباطي با هنر ندارد و صنعت است. يك صنعت جذاب و سرگرم‌كننده مثل شعبده‌بازي و انواع و اقسام اسباب‌بازي‌هاي پيشرفته امروزي؟ هر پاسخ متفاوتي در اين زمينه عملكرد متفاوتي را هم اقتضا خواهد داشت و ارزش‌گذاري جداگانه‌اي را هم موجب خواهد شد. از طرف ديگر خود واژه اوقات فراغت هم نيازمند تعريف است. فراغت از چه؟ از كار روزمره؟ از درس؟ از مشكلات؟ از خوشي؟ از غم؟ يا به طور كلي از واجبات زندگي و اموري كه براي ادامه حيات ضروري‌اند؟...

ادامه مطلب
!! | | •

سعید (از کرخه تا راین) - جام جم - قاب کوچک - شنبه 25 خرداد 1387

 

نقش‌های ماندگار
 
«سعيد» در «از كرخه تا راين»

 سعيد يك جانباز بسيجي است، از نوع عاشق؛ عاشق خدا، همسر، فرزند، رهبر و همه همنوعان خود؛ مسلمان يا مسيحي، ايراني يا اروپايي، كودك يا بزرگسال. سعيد انسان خودساخته‌اي است در درجه والايي از عرفان عملي كه نگاهي مهربانانه به همه موجودات دارد. عرفا گفته‌اند تنها انسان‌هايي كه به كمالات عالي متصف نشده‌اند معشوق خاص و محدود مي‌طلبند. سعيد اما از اين‌گونه نيست و همين هم او را محبوب همگان ساخته است. او حرفي نمي‌زند مگر آنكه خود به آن عمل نمايد و همين ويژگي عمل‌گرا بودنش است كه سلوك او را از «مدعياني كه منع عشق كنند» متمايز مي‌سازد. نمونه بارز اين عمل‌گرايي آنجاست كه از شدت سرفه‌هاي خشك حتي قادر به سخن گفتن هم نيست اما همچنان اثرگذار است. سعيد آرام و دوست‌داشتني است. حتي حركات ظاهري اندامش هم با اين درون آرامش همخوانند. نابينايي ابتدايي او هم اين ويژگي را پررنگ تر جلوه مي‌دهد. او كه چشم‌هايش به قول خودش به بال فرشته‌ها گرفته به سرزميني وارد شده كه به گفته ليلا خواهرش، سرزمين منطق، فكر و انديشه است و فرشته‌ها در آن حق ورود ندارند؛ اما اين‌گونه نيست. سعيد خود فرشته‌اي است كه به اين سرزمين وارد مي‌شود و چونان رسولي برگزيده پيام جنگ را پس از گذشت سال‌ها به قلب ديار دشمن مي‌آورد...


ادامه مطلب
!! | | •

سینمای ایتالیا - جام جم - قاب کوچک - شنبه 25 خرداد 1387

 

گذری بر سينمای ايتاليا
 
 
نئورئاليزم: به عقيده فرانك يوجين بيور در كتاب سرگذشت سينما، نئورئاليزم زاده يك جنبش اجتماعي ناشي از عواقب فاشيزم و جنگ جهاني بود. روزگار تلخ و سرشار از نااميدي كه به دنبال اخراج قواي موسوليني در ايتاليا پديد آمد، با موج انساندوستي در سينماي ايتاليا همزمان شد. در واقع از سال 1943، پروفسور امبرتو باربارو استاد مركز تجربيات سينماي رم هدف‌هاي تازه‌اي را براي سينماي ايتاليا پيشنهاد كرده بود.

 در برنامه كار پيشنهادي او آمده است: «فيلمسازان ايتاليايي بايد از طرح‌هاي خيالپردازانه كه در آن‌ها از مسائل انساني و ديدگاه‌هاي انساني اثري نيست پرهيز كنند». او فيلم‌هاي فرانسوي دهه 30 را به عنوان نمونه آرماني براي فيلمسازان ايتاليايي شاهد مثال مي‌آورد. باربارو از فيلمسازان ايتاليايي دعوت كرد كه در برابر فيلم‌هاي سنتي ايتاليايي و حماسه‌هاي توخالي سر به شورش بردارند. او در عين حال از فيلمسازان خواست كه از لفاظي‌ها و شعار دادن‌هاي سبك فاشيستي نيز اجتناب كنند. او از سينماگران مي‌خواست كه ملت ايتاليا را به نوعي با واقعيت‌هاي اجتماعي آشنا سازند. در دوران تسلط فاشيزم فيلمسازان ايتاليايي كه اغلب در مركز تجربيات سينمايي آموزش ديده بودند به ساختن فيلم‌هاي تبليغاتي اشتغال داشتند. اما هنگامي كه جنگ و فاشيزم به پايان راه خود رسيدند، فيلمسازان ايتاليا نيز به نداي باربارو پاسخ دادند.

 ديويد بوردول و كريستين تامسون اما در كتاب هنر سينما نظريه ديگري دارند. به گفته ايشان آشكار نيست كه اصطلاح «نئورئاليزم» از كجا ريشه گرفته است؛ آنچه معلوم است اين است كه براي نخستين بار در اوايل دهه 1940 در نوشته‌هاي منتقدان ايتاليايي ظاهر شد...


ادامه مطلب
!! | | •

جام ملت های اروپا - جام جم - شنبه 25 خرداد 1387

 

به مناسبت پخش مسابقات فوتبال جام ملت‌هاي اروپا
 
فوتبال زنده‌
 
 
مسابقات فوتبال جام ملت‌هاي اروپا 2008 در حال برگزاري است و شبكه 3 اين مسابقات را به طور زنده و كامل پخش مي‌كند. خوشايند است كه ببينيم شبكه‌اي به جاي تلاش براي رقابت در زمينه‌هاي متنوع با ديگر شبكه‌ها، برمسووليت و وظيفه خودش متمركز شده به‌طوري كه پخش همه برنامه‌هاي ديگرش تحت‌ا‌لشعاع اين زمان مشخص قرار گرفته است. فوتبال مقوله مهمي در زمانه‌ماست. شايد در اصل ورزش باشد، اما محبوبيتش به خاطر ورزش بودنش نيست...

ادامه مطلب
!! | | •

عادت و آزادی - جام جم - پنجشنبه 23 خرداد 1387

 

عادت،‌ دشمن‌ تاريخی‌ آزادی‌
 
 
آزادي به اين معنا كه انسان با رهايي از قيد و بندهاي دست و پاگير، هرآنچه خواست، قادر به انجامش باشد و هر آنچه نخواست، قدرت ترك آن را داشته باشد، از والاترين صفات انساني است. معجزه‌ درون هر انسان يا همان «خود» او از نيرويي شگرف برخوردار است كه مي‌تواند جامعه‌اي را دگرگون كند، فكري تازه بنا نهد، هنري ديگر بيافريند و در واقع پويايي انديشه و هنر، همواره وابسته به نوعي اجتهاد شخصي در برابر تقليد كوركورانه و محض است. يك نگاه دوباره و به قول سهراب، «جور ديگر ديدن». در يك كلام خرق عادت كردن؛ چراكه هيچ چيز مثل عادت انسان را از آزادي خود محروم نمي‌كند. «عادت» كه مي‌توان براي فهم بهتر مفهومش مصداق بارز آن يعني اعتياد به مواد مخدر را مثال آورد، با حربه‌ خودفريبي و احساس عدم نياز كاذب، قواي روح و تن را به يك سو كه همان جنبه مورد پسند عادت است سوق مي‌دهد و راه ذهن را بر پذيرش هر گزينه‌ تازه مي‌بندد و با كور كردن چشمان انسان با افسار نيرومند خود تا قعر انحطاط و مرگ فكر و جسم مي‌كشاندش. تاريخ انديشه و هنر (كه با تفكر پيوندي تنگاتنگ دارد) نمونه‌هاي بسياري از اين قبيل به خود ديده است.

بزرگان هر عصر، عموما مطرود جامعه‌ خويش و محبوب بشر پس از خود بوده‌اند. كسي كه خود را از بند عادت برهاند، خواه ناخواه از محدوده‌ زماني خويش پيش‌تر است و ناگزير در زمانه خود آن طور كه بايد و شايد شناخته نخواهد شد. پس چه جاي تعجب اگر گاليله به جرم سخن راندن برخلاف عادت مرسوم، محكوم مي‌شود، سقراط را شوكران مرگ مي‌نوشانند، انسان دردمندي چون ونگوگ، خود به زندگي خويش خاتمه مي‌دهد و تولوز لوترك بر اثر افراط در شرب خمر جان مي‌سپارد.  او كه جرمش بازنمايي زشت‌ترين زواياي زندگي مردمي بود كه شهامت مواجهه با واقعيات زندگي خود را نداشته‌اند.

افلاطون، شاگرد خلف سقراط، اين مساله را به خوبي با يك مثال ماندگار بيان مي‌كند. وي نظريه‌اي مطرح مي‌كند و نامش را نظريه‌ «مُثُل» مي‌گذارد...


ادامه مطلب
!! | | •

مستند 5 - جام جم - چهارشنبه 22 خرداد 1387

 

ببر هندوستان در مستند 5
 

ادامه مطلب
!! | | •

خط شکن - جام جم - دوشنبه 20 خرداد 1387

 

نگاهي به «خط شكن» از شبكه 5 سيما
 
قدرت بازيگری‌
 
 
مجموعه داستاني «خط شكن» به نويسندگي سعيد دولتخواني و كارگرداني مسعود تكاور در حال پخش از شبكه 5 سيماست. در تيتراژ ابتدايي برنامه مي‌خوانيم: با هنرمندي رضا رويگري. عمده آنچه مي‌خواهيم بگوييم در همين رابطه است. اين كه چگونه يك بازيگر مي‌تواند با قدرت در اجرا همه چيز را تحت‌الشعاع خود قرار بدهد و نه فقط در اجراي درست نقش موفق عمل كند كه حتي نقايص فيلمنامه‌ و كارگرداني را هم بپوشاند...

ادامه مطلب
!! | | •

فاطمه و وحی - جام جم - دوشنبه 13 خرداد 1387

 

به مناسبت ايام فاطميه‌
 
فاطمه زهرا (س)، پس از رسول‌ ا‌كرم (‌ص)‌
 
 
 «اگر انسان براي بشر يك روح قائل نباشد كه آن روح هم يك سنخيتي با جهان ديگر داشته باشد، تا ما جهان ديگري قائل نشويم و تا تماسي غير از اين تماس‌هاي طبيعي ‌ كه با موجودات طبيعي هست با جهان ديگر قبول نكنيم، مساله وحي را به هيچ شكل نمي‌توانيم توجيه كنيم.»

 اين عبارتي است كه شهيد مطهري (‌ره) در پايان بحث توجيه علمي مقوله وحي در كتاب نبوت به كار مي‌برد و در واقع مبداء همه آن چيزي است كه در رابطه با وحي بايد گفته شود. اصل، ايمان داشتن است و به قول شهيد در جايي ديگر: «هيچ ضرورتي هم ندارد كه ما حتما بگوييم بايد حقيقت و كنه و ماهيت وحي را درك كنيم، آخرش هم يك توجيهي بكنيم و بگوييم همين است و غير از اين نيست. ما بايد به وجود وحي ايمان داشته باشيم. لازم نيست بر ما كه حقيقت وحي را بفهميم. اگر بفهميم يك معرفتي بر معرفت‌هاي ما افزوده شده است و اگر نفهميم جاي ايراد به ما نيست. به جهت اين ‌كه يك  حالتي است مخصوص پيغمبران كه قطعا ما به كنه آن پي نمي‌بريم، ولي چون قرآن وحي را عموميت  داده در اشياي ديگر، شايد به تناسب آن انواع وحي كه مي‌شناسيم، بتوانيم تا اندازه‌اي آن وحي‌اي را كه با آن از نزديك آشنايي نداريم كه وحي نبوت است، توجيهي بكنيم و اگر نتوانستيم توجيهي بكنيم، از خودمان حتي گله‌مند نيستيم، چون يك امري است مافوق حد ما و مساله‌اي است كه از مختصات  انبياء بوده است».  (نبوت، صفحه 77)‌

مطهري در اين گفته به 2 نكته اشاره دارد. يكي مساله عموميت وحي و ديگر اختصاصي بودن آن براي انبياي الهي كه اين دومي را وحي نبوت مي‌نامد. وي در توضيح آيه «و ما كان لبشر ان يكلمه الله الا وحيا او من وراء حجاب او يرسل رسولا فيوحي باذنه» (شوري، 51) مي‌گويد: «گاهي مستقيم خدا وحي مي‌كند كه فرشته هم واسطه نيست، گاهي من وراي حجاب است يا اين كه يك واسطه و رسولي را  كه در اينجا مقصود فرشته است  مي‌فرستد. او به اذن پروردگار به پيغمبر وحي مي‌كند.» در واقع شهيد در اين توضيح خود وساطت فرشته را مختص وحي نبوت عنوان مي‌كند، چنانچه در نقل قول قبل هم تاكيد بسياري بر اين مساله داشت كه نوعي از وحي مختص انبياء است. در كتاب «مقدمه‌اي بر جهان‌بيني اسلامي (وحي و نبوت)» مي‌خوانيم: «وحي در قرآن كريم مكرر به كار رفته است. شكل استعمال اين كلمه و موارد مختلف استعمال آن نشان مي‌دهد كه قرآن آن را منحصر به انسان نمي‌داند، در همه اشياء و لااقل در موجودات زنده ساري و جاري مي‌داند، از اين رو در مورد زنبور عسل به وحي تعبير مي‌كند. چيزي كه هست درجات وحي و هدايت، بر حسب تكامل موجودات متفاوت است. عالي‌ترين درجه وحي همان است كه به سلسله پيامبران مي‌شود.» (صفحه 8)‌

 اين سخن به طور كامل منظور شهيد را از وحي عام و خاص مشخص مي‌كند، اما اين تنها يك نگاه به مقوله وحي است. حضرت امام خميني‌ (ره)‌ در سخنراني خود در تاريخ 11/12/64 به مناسبت ولادت حضرت زهرا  سلام‌الله عليها ‌ در توصيف شخصيت والاي اين حضرت، مساله‌اي را عنوان مي‌كنند كه بسيار قابل تامل است و آن ويژگي منحصر به فرد فاطمه زهرا (س) است كه جبرئيل بر وي نازل مي‌شده و بر او وحي مي‌شده است...


ادامه مطلب
!! | | •

لیلا - جام جم - شنبه 11 خرداد 1387

 

نقش‌های ماندگار
 
ليـــلا

  آرام، ساكت، متين مهربان و بي‌نهايت از خود گذشته. و اين آخري مهم‌ترين ويژگي اوست. چه كسي باور مي‌كند زني تا اين حد از خود گذشته باشد كه به درخواست مادرشوهرش اين‌طور مطيعانه تن بدهد و از شوهرش بخواهد برود خواستگاري؟ خود ليلا هم باورش نمي‌شود. تعجبي ندارد. اگر عنان عقل و احساسش دست خودش بود كه طور ديگري عمل مي‌كرد. او ساخته شده براي اين‌كه از خودگذشته باشد حالا مي‌خواهد خودش اين را بخواهد يا نه: «همه به دنبال كار و زندگي خودشونن ولي هيچ‌كس نمي‌تونه حدس بزنه كار من اينجا چيه. كي باور مي‌كنه كه من اينجا منتظرم شوهرم از خواستگاريش برگرده؟»...


ادامه مطلب
!! | | •

مرکز پزشکی - جام جم - شنبه 11 خرداد 1387

 

نگاهي به «مركز پزشكي» از شبكه 5
 
مركز پيام دهی پزشكی‌
 
 
بحثي است ميان اين كه اگر قرار باشد به كم بسنده كنيم و انتظار آثار كامل نداشته باشيم، چه فيلمي بهتر است. آن كه قالب قدرتمندتري دارد يا آن كه بار محتوايي بيشتري دارد. بنا به نظريه مارشال مك‌لوهان، نظريه‌پرداز حوزه ارتباطات، محتوا اصلا بدون قالب نمي‌تواند وجود داشته باشد: «رسانه همان پيام است». اين گفته فارغ از معناي اصلي اش كه به اصالت پيامدار بودن قالب ناظر است، چه بسا به اين معنا هم باشد كه اگر ادعا كنيم محتوايي بدون لحاظ وسيله بياني وجود دارد به علت تهي بودن از بار اثرگذاري مي‌بايست كان لم يكن فرض شود.

مك لوهان مي‌گويد: «تجزيه و تحليل برنامه و «محتوا» هيچ نشانه و مدركي از جادوي اين وسايل يا «بار ناخودآگاه» آنها به دست نمي‌دهد». محتوا در سينما و تلويزيون بدون قالب درست عاري از هر گونه ارزشي است و اگر تاثير وارونه نداشته باشد اثر مطلوب را قطعاً نخواهد داشت. «مركز پزشكي» مجموعه‌اي داستاني است به كارگرداني آلن گرينت كه از شبكه 5 سيما پخش مي‌شود. «مركز پزشكي» مثل «پرستاران» مي‌خواهد به مسائل پزشكي بپردازد اما تنها از حيث موضوع قابليت قياس با آن نمونه موفق را دارد. «مركز پزشكي» مي‌توانست كمترين تلاشي در جهت پيام رساني نداشته باشد اما به دليل اتخاذ زبان بياني درست موفق باشد، اما متأسفانه اين مجموعه بيش از حد ناظر به محتواست و آشكارا به دنبال پيام‌دهي مستقيم و نتيجه‌گيري‌هاي كلي از حوادث و عملكرد شخصيت‌هاست. همين غفلت از ساختار و قالب، آن را به نمونه نازلي در مقابل نمونه موفقي چون «پرستاران» بدل مي‌كند...


ادامه مطلب
!! | | •

سایه ای در تاریکی - جام جم - يكشنبه 05 خرداد 1387

 

نگاهي به «سايه‌اي در تاريكي» از شبكه 3
 
سابقه‌ كم‌تر، موفقيت بيشتر
 

ادامه مطلب
!! | | •

ماکسیموس - جام جم (قاب کوچک) - شنبه 04 خرداد 1387

 

نقش های ماندگار

«ماكسيموس» در «گلادياتور»

سال 2000 ريدلي اسكات با ساخت فيلم «گلادياتور» شخصيتي ماندگار در اذهان مخاطبان سينما آفريد به نام «ماكسيموس». يك دلاور جنگجو كه قبل از هرچيز دوستدار خانه و خانواده‌اش است و در عرصه سياست هم نه فقط مطيع و فرمانبردار كه دلباخته ارباب خود «ماركوس ارليوس» امپراتور بزرگ روم است. كومودوس فرزند ناخلف و قاتل امپراتور ارليوس، سرگذشت ماكسيموس را خطاب به او اينگونه توصيف مي‌كند: «ژنرالي كه برده شد، برده‌اي كه گلادياتور شد، گلادياتوري كه امپراتور رو به مبارزه طلبيد. داستان تكان دهنده‌اي است». با اين توصيف درست، مهم‌ترين ويژگي ماكسيموس آشكار مي‌شود. جنگجويي تا اندازه‌اي كه شايد فقط در داستان‌ها قابل باور است. «برده‌اي كه امپراتور را به مبارزه مي‌طلبد». ماكسيموس افسانه‌اي واقعي است. نمادي از پيروز بالفطره...


ادامه مطلب
!! | | •

دیالکتیک هگل - جام جم - چهارشنبه 1 خرداد 1387

 

بازخواني يك انديشه پرخوانش‌
 
منطقی برای زندگی‌
 
جام جم آنلاين: «گئورك ويلهلم فردريش هگل» سال 1770 در شهر اشتوتگارت به دنيا آمد و بيشتر عمر را به تدريس گذرانيد تا سرانجام اول در هايدلبرگ و بعد در برلين استاد فلسفه شد. هگل در فلسفه دير به بار نشست اما وقتي سال 1831 درگذشت، در سرتاسر آلمان شخصيت چيره‌گر فلسفي بود. بعضي از پرنفوذترين آثارش عبارتند از: «پديدارشناسي ذهن»، «علم منطق»، «فلسفه حق» و «فلسفه تاريخ».
 
 

هگل در مقدمه «علم منطق» مي‌گويد هدف منطق حقيقت است. در آغاز، هگل به نظريه سنتي درباره منطق اشاره مي‌كند كه از تفكيك «صورت» و «محتوا» آغاز مي‌شود. سپس مي‌گويد منطق (به معناي ارسطويي) بررسي صورت فكر صادق يا معتبر است صرف‌نظر از محتواي آن. مثلا: الف، ب است/ ج، الف است/ پس ج، ب است. در اينجا صورت داريم بدون محتوا. ممكن است به جاي «الف» و «ب» و «ج» به ترتيب بنويسيم «انسان» و «فاني» و «سقراط» يا بنويسيم «جانور چارپا» و «پشم‌دار» و «لاك‌پشت خانگي من». در هر دو صورت استدلال صحيح و منتج خواهد بود، هرچند اگر مقدمه كاذب باشد، نتيجه نيز كاذب است. منتج يا صحيح بودن به صورت مربوط است، نه به محتوا.

منطقي به محتوا توجه ندارد (پاي استدلاليان چوبين بود!). از تفكيك صورت و محتوا چنين به دست مي‌آيد كه منطق هيچ اطلاعي درباره دنياي واقعي به ما نمي‌دهد. حتي اگر انسان باقي و جاويد بود و لاك‌پشت پشم داشت، باز هم صورت‌هاي استدلال كه در منطق توصيف مي‌شود، دقيقا همان مي‌بود كه اكنون هست و حتي اگر اساسا انسان و لاك‌پشتي وجود نداشت نيز، صورت‌هاي استدلال تغيير نمي‌كرد...


ادامه مطلب
!! | | •