کارلیتو
جام جم - قاب کوچک - شنبه 30 شهريور 1387

هيچكس بهتر و صادقانهتر از خودش نميتواند كارليتو را معرفي كند؛ زماني كه با هيجان فراوان و بيپروا در دادگاه اين سخنان را در دفاع از خود به زبان ميآورد: «بدون مقدمه چيني، بنده ديگه هيچ اشتياقي به زندگي بي قيد و بند ندارم... من مبتلا به بيماري رايج زمونه بودم اما گذروندن اين همه سال از عمرم توي زندان استرلينگ، گرين هون و سينگ سينگ من رو درمان كرده. من تولدي دوباره داشتم. ميدونم اين حرفهارو از خيليها ميشنويد جناب قاضي، اما كاملا جدي ميگم. اين واقعيت محضه، من عوض شدم. عوض شدم اما نه در طول 30 سالي كه شما فكر ميكرديد، فقط 5 سال. درسته قربان 5 سال. به من نگاه كنيد كاملا تنبيه شدم. تجديد نيرو كردم و حالا واقعا خوب خوب شدم... دلم ميخواد از خداي متعال تشكر كنم كه بدون خواست اون هيچ پروندهاي بسته نميشه.
« در طول اين سخنراني با آب و تاب، ديويد، وكيل و دوست كارليتو زير لب پوزخند ميزند و بعد از جلسه هم به او ميگويد: «چه مزخرفاتي تحويلش دادي» اما پاسخ كارليتو اين است: «اصلا هم مزخرف نبود. كلمه به كلمه اش رو با صداقت گفتم». شايد ما هم باور نكنيم اما اين ادعاهاي تكراري و بظاهر مضحك، حقيقت محض است...
ادامه مطلب
ماه محبوب
جام جم - يكشنبه 31 شهريور 1387

ادامه مطلب
ترانه
جام جم - قاب کوچک - شنبه 16 شهريور 1387

ترانه؛ «بهترين دانشآموز نمونه، چه در مدرسه و چه در خانه، چه در درس و در اخلاق، به خاطر مسووليتپذيرياش در اداره كردن زندگياش». شخصيت ترانه تركيبي است مبارك از حيا و عفت و آزادي و حضور فعال اجتماعي. «مثل بقيه نيست، با همه فرق دارد» اين را حتي امير هم كه شناخت درستي از او ندارد، معترف است. ترانه با اين كه امير را دوست دارد اما حيايش نميگذارد اين را صريح به مادر امير بگويد. «من؟ دارم درسمو ميخونم». و در جواب پدرش هم كه ميپرسد: «دوسش داري ترانه؟» جواب ميدهد: «پسر خوبيه». عاقل است و سرد و گرم چشيده، اما در عين حال عاطفي و احساساتي. پدر ميپرسد: «اون چي؟ مردش هست؟» و ترانه پاسخ ميدهد: «اون منو خيلي دوست داره بابا». مردانگي براي لحظاتي هم شده اهميتش را در نظر ترانه از دست داده اگرچه در آينده قانعمان ميكند كه اين تنها خطايي آني بوده و مردانگي شوهر آنقدر برايش اهميت دارد كه حاضر است بهاي گزافي چون مطلقه بودن در جامعه و همه سختيهاي ناشي از آن را متحمل شود اما زيربار زندگي با پسري نرود كه «خيلي بچه است»...
ادامه مطلب
برنامه زنده
جام جم - قاب کوچک - شنبه 16 شهريور 1387
صدا و سيما و برنامهسازی زنده

اگر در هنرهاي نمايشي باورپذيري قله موفقيت محسوب ميشود، در برنامه زنده كه به دليل وجود شخصيتهاي واقعي كمتر در معرض باورناپذيري و رويگرداني مخاطب قرار دارد القاي هرچه قدرتمندتر حس حضور است كه اوج موفقيت به حساب ميآيد...
ادامه مطلب
سینما و زمان
جام جم - يكشنبه 10 شهريور 1387

كتاب سينما و زمان مشتمل بر ترجمه فيلمنامه «داستان عامهپسند» يا «داستان پوشالي» از كوئنتين تارانتينو است با رسالهاي تحقيقي در باب ماهيت كاركرد زمان در سينما با محوريت مصداقي همين فيلم كه امروزه به عقيده بسياري يكي از10 فيلم برتر تاريخ سينماست. پيش از پرداختن به جزييات كتاب و اشارههاي مستقيم به بخشهاي مختلف اثر، به برخي از ويژگيهاي كلي و خاص اين كتاب اشاره ميكنيم.
سياوش جمادي ادبيات نوشتاري مخصوص به خود دارد. مباحث فلسفياش را هم اديبانه و عرفاني مينويسد و حتي ادبيات گفتارياش هم شاعرانه است. اين امتزاج فلسفه و ادبيات را در اصطلاحات جالبي كه به كار ميبرد ميتوان ديد: غزل ديالكتيكي، عرفان الكترونيك...
ادامه مطلب
تدوین مستند
جام جم - قاب کوچک - شنبه 09 شهريور 1387

به دليل محدوديتهاي فيلمبرداري، كارگردان مستند از لحظه فيلمبرداري كارگردان بود تا پايان تدوين نماها و آماده شدن فيلم براي نمايش. امروزه اما وضعيت بهگونه ديگري است. امكان گسترده و بدون محدوديت فيلمبرداري حتي از غيرمعمولترين زوايا و با كمترين هزينه، موجي از تصاوير گوناگون فيلمبرداري شده، راشهاي آرشيوي فراوان و متريال اوليه غير قابل تصوري از نماهاي تصويربرداري شده پيش روي تدوينگر قرار ميدهد و از اين رو ديگر نميتوان كارگرداني مستند را كارگرداني در حين فيلمبرداري ناميد. حالا آنچه اهميت دارد، تدوين است...
ادامه مطلب
رزمری
جام جم - قاب کوچک - شنبه 09 شهريور 1387

مادري مهربان با رفتاري ساده و كودكانه كه به جمع معصومترين و مظلومترين زنان تاريخ پيوسته است. همه با همند و او تنهاست. تنها با كودكي كه در شكم دارد و وقتي او را به دنيا ميآورد ميبيند از او هم فاصله دارد. حالا فقط عشق و ايمان مادرانهاش با اوست و همين او را واميدارد براي فرزندش، فرزند شوم شيطان مادري كند و به دنبال همه سختيهاي وضع حمل و زايمانش سختيهاي ديگر را هم به جان بخرد تا وسيلهاي براي گسترش فرمانروايي شيطان بر زمين باشد...
ادامه مطلب
انسان و دانش
جام جم - شنبه 09 شهريور 1387

ادامه مطلب
سینمای دینی
ماهنامه پرسمان - شماره ۶۸ - شهریور ۸۷
پرسمانی در باب ماهیت سینمای دینی
ابتذالی فراتر از فردین!

در ادبیات گفتاری و نوشتاری سینمایی امروز ایران اصطلاحاتی باب شده مثل سینمای دینی و سینمای معناگرا که بسیار مورد توجه آن بخش از جامعه هنری کشور که دغدغه دین و مذهب دارند قرار گرفته و با برگزاری جشنواره ها و سمینارها و هم اندیشی های مختلف، سیاست های حمایتی و هدایتی لازم برای ترویج آن صورت می گیرد. نگاهی به آثار سینمایی موسوم به معناگرا و دینی نشان می دهد این اصطلاحات به جای آنکه نشأت گرفته از نگاهی عمیق به دین و خواستگاه واقعی آن باشد برخاسته از دیدگاهی ظاهربینانه و سطحی نگر به مقوله دین و هنر و رابطه این دو با هم است. هنر، بیان احساس است و احساس قابل اعتنا اگرچه بی ارتباط با خرد و اندیشه نیست اما زبان بیانی متفاوتی از اندیشه و عقل دارد. زبان علم و عقل زبانی خطی است که پیچیدگی، ابهام، ایهام و مجاز و استعاره در آن جایی ندارد. هر واژه ای می بایست تنها به یک مفهوم مشخص اشاره داشته باشد. این دلالت مستقیم در زبان اندیشه پذیرفتنی و حتی از آن فراتر، مورد ستایش است. زبان هنر اما اینگونه نیست. قفس، پرنده، پرواز و آزادی، ذهن را نه فقط به مدلول اولیه لفظ که به ورای آن سوق می دهد و با عقل علمی بیگانه است. تأثیر بیان هنری، غیرمستقیم است و عمدتاً ناخودآگاه. شاید از همین روست که نقد هنری وقتی مبدل می شود به ابزاری برای خودآگاه نمودن وجوهی از اثر که آگاهانه بر وجه ناخودآگاه تأثیرشان تأکید شده، دیگر نمی توان آن را مکمل اثر هنری برای ارتباط با مخاطب دانست و تنها می تواند برای اقناع آنان که ارزش آثار هنری را تنها در تطابقش با عقل محض جستجو می کنند مفید واقع شود. از همین جا فقدان ارزش هنری فیلم هایی که آشکارا به دنبال بیان تبلیغ اندیشه ای مشخص هستند و تفاوتی با خطابه و کتاب و مقاله ندارند مشخص می شود...
ادامه مطلب
ژانر و سبک سینمایی
جام جم - پنجشنبه 07 شهريور 1387

ولاديمير ناباكوف، درباره مسخ
ولاديمير ناباكوف، نويسنده و منتقد روسي در كلاسهاي تدريس خود روشي همچون جستجوي كارآگاهان، براي يافتن سبك ساختارهاي ادبي را مدنظر داشت. او شيوههاي مرسوم نقد را كه بر اساس تقسيم به مكتب و جنبش است خوار ميشمرد و منتقداني را كه به ادبيات به چشم ابزاري براي بيان پيامهاي سياسي اجتماعي نگاه ميكردند، سرزنش ميكرد. به نظر ميرسد تقسيمبنديها سبكشناسانه و ژنريك نيستند مگر تلاشي بيهوده براي قاعدهمند كردن آثار هنري كه بنياديترين ويژگيشان بيقاعده بودن است. ابتدا اثر هنري به وجود ميآيد و بعد منتقدان، تحليلگران و نظريهپردازان شروع به تنظيم قاعده براي سبك يا ويژگيهاي ژنريك آن ميكنند...
ادامه مطلب
سید حسن
جام جم - قاب کوچک - شنبه 02 شهريور 1387
«سيدحسن» در «زير نور ماه»

سيدحسن طلبهاي است كه از نظر مدیر مدرسه شوونات طلبگي را رعايت نميكند. سر كلاس درس آشيخ حسين حاضر نشده و به جايش ورزشگاه بوده، مجله ورزشي ميخواند، به كشتي علاقه دارد و با اينكه زمان معمم شدنش فرارسيده در پوشيدن لباس روحانيت مردد است و ميگويد: «بايد فكر كنم». ..
ادامه مطلب


