سریال خانوادگی
جام جم - قاب کوچک - شنبه 25 آبان 1387

اين رويكرد به خودي خود قابل دفاع يا رد نيست و همه چيز به نوع نگاه نويسنده و كارگردان برميگردد. از طرفي نياز مخاطب چيزي نيست كه به بهانه فرهنگسازي و پيامرساني بتوان از آن صرف نظر نمود و از طرف ديگر هم سوءاستفاده از نياز مخاطب شايسته نيست. بنابراين چنين بحثهايي عمدتا جنبه پژوهشي دارند و به قصد شناخت بيشتر سياستهاي توليدي تلويزيوني صورت ميگيرند و هدف از بيان آنها لزوما ارزشگذاري نيست، اگرچه طبعا به طور كامل پيراسته از آن هم نخواهد بود. در واقع شناخت تاثير زنان و خواستهاي ايشان بر ساخت سريالهاي خانوادگي و از طرف ديگر تاثير سريالهاي خانوادگي بر زنان و مناسبات رفتاري ايشان در راستاي خودآگاهي هر دو گروه توليدكننده و مصرفكننده است و سودمندي اين شناخت و خودآگاهي در تعاملات اجتماعي مخاطبان و سياستهاي برنامهسازي تلويزيوني بر كسي پوشيده نيست...
ادامه مطلب
مک مورفی
جام جم - قاب کوچک - شنبه 25 آبان 1387

راندل پاتريك مك مورفي مردي 38 ساله است كه به خاطر نجات دختري از دست اراذل و اوباش به زندان ميافتد. او كه بيگناه است اين ظلم آشكار را بر نميتابد، سر به مخالفت ميگذارد و سرانجام به جرم ضرب و جرح نگهبانان به عنوان بيماري رواني به آسايشگاه رواني ايالت منتقل ميشود. يك زخم خورده مناسبات غلط جامعه، به جمعي وارد ميشود كه نه تنها مورد ظلم واقع شدهاند، بلكه خود، اين مظلوميت را انتخاب كردهاند. مك مورفي ناچار است با اين آدمها روز را شب كند و تمام وقتش را با كساني بگذراند كه نه تنها مثل او عدالتخواه و ظلمستيز نيستند بلكه مصداق كامل همرنگي با جماعت و قبول عادات رايج و القائات بياساس هستند. بديهي است كه اين شرايط براي مك مورفي غير قابل تحمل است اما او از اين انسانهاي گمراه فاصله نميگيرد بلكه پيامبرانه در جهت هدايت آنان به راه درست تلاش ميكند و برايش اهميتي هم ندارد كه اين كار او به هيچ وجه مورد پسند مسوول خـودخـواه ولـي مـوجـه ظـاهر بخش، پرستار راچت نباشد. مك مورفي حريمهاي ممنوعه عادتهايي را كه در بيمارستان رواني نام قانون به خود گرفتهاند ميشكند. قوانيني كه همه با دلايل ظاهرفريب به اصطلاح منطقي! آراسته شدهاند؛ و اين قوانين البته مك مورفي را نميتوانند فريب دهند: («مك مورفي در صحنهاي خطاب به پرستار راچت:) بيخودي لجبازي نكن. اين چرنديات تو كت من نميره.»...
ادامه مطلب
موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی
جام جم - يكشنبه 19 آبان 1387

كتاب «موسيقي از ديدگاه فلسفي و رواني» تأليفي متفاوت در ميان آثار علامه جعفري است. بديهي است دين و مذهب، تخصص اصلي علامه جعفري است، اما بررسي ماهيت موسيقي در اين كتاب عمدتاً فقط از دو ديدگاه فلسفي و رواني صورت پذيرفته و نگارنده خود بر اين گزينش آگاهانه تصريح دارد. ورود به مبحث در اين مقاله با 4مقدمه صورت ميگيرد. در مقدمه نخست، ايده فلسفي خاص علامه جعفري يعني حيات معقول مورد اشاره قرار گرفته و درباره روش تأليف متفاوت اين كتاب چنين توضيح داده شده است: «برخلاف رسم معمول در تأليفات تحقيقي كه مؤلفان به طرح قضايا و اظهارنظر و استدلال در اثبات و نفيهاي مطلوب در آن قضايا ميپردازند، اغلب مباحث مورد تحقيق در اين كتاب اگرچه به صورت قضاياي خبري و علميمطرح ميشوند، ولي از مطالعهكنندگان و دانشپژوهان تقاضا ميشود آن مباحث را به عنوان سوالات روياروي خود قرار دهند، درباره آنها بينديشند و نتيجهگيري نمايند». از همينجا ميتوانيم مطمئن شويم كه با يك قضاوت قطعي و لازمالاجرا مواجه نيستيم، بلكه چنانچه ولقاريس گفته علامه جعفري قاضي نيست، معلم است. توجه به اين اشاره مهم اوليه براي مواجهه با مباحث اين كتاب ضروري است، چراكه با قرار گرفتن در سير مباحث مطرح شده پي ميبريم كه مؤلف نه تنها موسيقي را عاملي در جهت كمال نفس و لطافت روح نميداند، بلكه معتقد است اشتغال به آن منافي حيات معقول انساني است. مشخص است كه اين نظر مخالفان بسياري حتي در ميان فلاسفه و حكماي اسلامي دارد، اما آنچه مهم است نخست، صداقت و شهامت نگارنده در بيان عقيدهاش است و اينكه آنچه را حقيقت پنداشته به بهانه عدم پذيرش عمومي كتمان نكرده است و ديگر اينكه چنانچه پيشتر اشاره شد مؤلف، نه همچون قاضي كه چون معلمي خود تشنه و دوستدار شناخت حقيقت، به بحث و بررسي موضوع ميپردازد: «اميد آنكه اين طرز تحقيق (پرسش مدار) بر تلاشها و دقت كاريهاي ما بيفزايد و نگذارد حيات پر معناي خود را دستخوش احساسات زودگذر كرده و با دلايل بي اساس درباره مدعاهايي از پيش پذيرفته شده آن را تفسير و توجيه نماييم.»...
ادامه مطلب
آواز گنجشک ها
جام جم - قاب کوچک - شنبه 18 آبان 1387

ادامه مطلب
کامران
جام جم - قاب کوچک - شنبه 18 آبان 1387
كامران با آن هيكل نحيف و موهاي بلندش تجسم كامل سردي و بيتفاوتي است. همه چيز را دارد و يا ميتواند داشته باشد اما جز وقت گذراني با منصور چيزي نميخواهد. ميتواند بهترين موقعيت درسي را داشته باشد چراكه استاد دانشگاه، مشتاق حضور او در كلاسش است و صريحا از او درخواست ميكند در صورت امكان واحد درسياش را با او بردارد! ميتواند رابطه عاشقانه داشته باشد چراكه همكلاسي دخترش به او علاقهمند است و ميخواهد همان واحدي را انتخاب كند كه كامران انتخاب كرده است، ميتواند خانه مجزا داشته باشد، در خارج از كشور تحصيل كند (با زبان ژاپني هم كه آشناست)، همه امكانات رفاهي برايش فراهم باشد، ماشين شخصي داشته باشد و هر چيز ديگري كه خيليها آرزوي داشتنش را دارند؛ اما كامران هيچكدام از اينها را نميخواهد. حتي غذا هم نميخورد و شبها هم نميخوابد. فقط سيگار ميكشد. پشت سر هم. در خيابان، اتومبيل، اتوبوس شركت واحد، اتاق مسافرخانه، همه جا و هميشه...
ادامه مطلب
کانت، تفکر، تکلیف
جام جم - پنجشنبه 16 آبان 1387

كانت كه برخلاف عمده فيلسوفان، مهمترين آثارش- نقد عقل محض، نقد عقل عملي و نقد قوه حكم- را پس از 50 سالگي منتشر كرده، احاطه زيادي به آراي مختلف متفكران پيش از خود داشته و چهبسا همين او را به تلاش براي ايجاد سازگاري ميان آموزههاي مختلف واداشته است.
او به دنبال جمع ميان عليت و آزادي، علم و اخلاق، اراده انسان و اراده خدا و دين و دانش است. نه همچون لاك و هيوم به مابعدالطبيعه بياعتناست و نه همچون لايبنيتس و باركلي به دنبال نفي مدعيات عالمان علوم طبيعي است. او معتقد است علم و ايمان ضديتي باهم ندارند و براي جمع بين اين دو فقط كافي است براي هر دو به نسبت مناسب جا باز كنيم...
ادامه مطلب
مرگ تدریجی یک رویا
جام جم - سه شنبه 14 آبان 1387

جيراني در تجربه جديدش به سراغ يك فرم فيلمسازي كهنه رفته كه البته در تلويزيون ما دست اول به نظر ميرسد: فرم روايي تارانتينويي. تارانتينو با ساخت فيلم منحصر به فرد «داستان پوشالي» موج گستردهاي را در ميان كارگردانان سينماي جهان به وجود آورد. البته اين فرم سينمايي از دهه 60 در سينماي آمريكا رواج يافته بود كه موجي در عرصه فيلمسازي آن سالها به راه انداخت؛ موجي كه بيش از آن كه از شناخت برآمده باشد ناشي از شيفتگي بود.
همين بيتوجهي به شناخت درست باعث به وجود آمدن جرياني فرماليستي شد كه فقط بازي با زمان، تصوير و روايت معمول داستانگويي را مدنظر قرار داد و بيش از پيش بر ناشناخته ماندن سينماي تارانتينو دامن زد. طوري كه براي نمونه در ايران دنبالهروهاي اين روش، محبوبتر از مبدع اصلي آن شدند...
ادامه مطلب
کلاریس
جام جم - قاب کوچک - شنبه 11 آبان 1387

دكتر لكتر: بدترين خاطره دوره كودكيت چيه؟/ كلاريس: مرگ پدرم/ دكتر لكتر: برام تعريف كن. دروغ نگو وگرنه متوجه ميشم/ كلاريس: اون كلانتر شهر بود. يه شب دو تا دزد رو كه از داروخونه بيرون مياومدن غافلگير ميكنه. اونا به طرف پدرم شليك ميكنند/ دكتر لكتر: درجا كشته شد؟/ نه اون خيلي قوي بود. يك ماه دووم آورد. مادرم وقتي خيلي جوون بودم مرد. از اون پس پدرم همه دنياي من شد و وقتي من رو تنها گذاشت هيچي نداشتم. اون موقع 10 سالم بود/ دكتر لكتر: تو خيلي صادق و روراستي كلاريس. فكر كنم دونستن زندگي خصوصي تو ميتونه خيلي جالب باشه...
ادامه مطلب
اجتهاد در کارگردانی
جام جم - قاب کوچک - شنبه 11 آبان 1387

برخي براي پاسخ به سؤالات مذكور نقاشي همچون پيكاسو را مثال ميآورند كه قبل از نقاشي به سبك كوبيسم به صورت كلاسيك نقاشي ميكرده و اين را مستمسك قرار ميدهند براي قائل شدن به لزوم آموزشهاي كلاسيك و ادعاي اينكه براي ساختارشكستن لاجرم ميبايست ساختار دانست. ابتدا بايد قواعد را شناخت و بعد آنها را زير پا گذاشت. برخي ديگر اما معتقدند اشتغال به اصول و قواعد كلاسيك ذهن را محدود ميكند و بداعت و خلاقيت را ميخشكاند و تمسك به معدود نوابغ جسوري كه توانستهاند خود را از بند بايدها و نبايدها برهانند نميتواند اطلاق و عموميتي در پي داشته باشد. و اصلا منطقي هم نيست كه چيزي را ياد بگيري براي آنكه فراموشش كني و به آن پايبند نماني...
ادامه مطلب
اجابت (2)
جام جم - چهارشنبه 24 مهر 1387

ادامه مطلب


