تبليغاتX
آزاد جعـــفری

ماهیت سینما

جام جم - قاب کوچک - شنبه 29 فروردين 1388

 

تأملاتی در ماهيت سينما
 
 
مقاله مفصل «تأملاتي در ماهيت سينما» از مجموعه مقالات شهيد سيدمرتضي آويني از ژرف‌ترين مباحث تئوريك سينما در ايران است كه جاي آن به عنوان منبع درس اصلي در دانشكده‌هاي سينمايي كشور خالي است. شناخت ماهيت امور مقدم بر شناخت قواعد و اصول است. دست‌كم براي ما كه داعيه فرهنگي مستقل از شرق و غرب داريم و دريافت‌هاي فلسفي، علمي و تكنولوژيك بشر امروز را نه با چشم بسته و آغوش باز، كه با آگاهي و به حسب نياز واقعي نه نياز كاذب ‌ مي‌پذيريم.

 ما آن گاه مي‌توانيم سينما را در خدمت نيازها و معتقدات خويش درآوريم كه نخست سينما و معتقدات خويش هر دو را آن چنان كه هست نه آن چنان كه خودمان مي‌پسنديم بشناسيم و سپس به جاي تركيب‌هاي خام‌دستانه و ملغمه‌هاي بي‌حساب از تكنيك و محتوا، در جستجوي راهي براي امتزاج درست و هوشمندانه غالب بيگانه با محتواي خودي برآييم. بايد بدانيم كه تكنولوژي را نمي‌توان فارغ از پيام و هدفي كه در خود مستتر دارد همچون ظرفي آماده براي پذيرش هر محتوا و فرهنگ و اعتقادي درآورد. چه بسا درست برخلاف تصور رايج، بدترين راه شناخت سينما شناخت تكنيك بدون پيش زمينه شناخت ذات و ماهيت ‌ باشد. فيلمساز كه ماشين بشود ديگر فقط مي‌توان از او به عنوان ماشين بهره كشيد. ذهن او از پيش برنامه ريزي شده و فقط آن‌طور كه برايش ديكته كرده‌اند فكر و عمل مي‌كند. اموري از پيش برايش بديهي فرض شده و اموري محال كه ديگر هيچ كس نمي‌تواند ترديدي در اين قضاوت‌هاي غلط پيشين او به وجود آورد. چه بسا از همين رو مقالاتي اينچنين كمتر در جوامع سينمايي مورد توجه و تأمل و حتي تحمل قرار مي‌گيرند. در اين اجمال، گزيده‌اي هدفمند از مباحث مطرح شده در اين تحقيق ارزشمند را از زبان خود متفكر شهيد نقل مي‌كنيم. بديهي است كه با توجه به مجال كوتاهي كه داريم از اين نقل‌ها معرفي و ارائه شمايي كلي از مقاله مذكور را مدنظر داشته ايم نه انتقال درست درونمايه اثر را...


ادامه مطلب
!! | | •

ناصر

جام جم - قاب کوچک - شنبه 29 فروردين 1388



نقش‌های‌ ماندگار

«ناصر» در «قرمز»

 

با اين 3 تصوير خيلي خوب مي‌شود او را و تضادهاي شخصيتي‌اش را شناخت:

تصوير اول: هستي: تو مغزت كوچيكه، نمي‌توني بفهمي/ ناصر: اگه مغزم كوچيك نبود عاشق تو نكبت نمي‌شدم/ هستي: مرده‌شور عشقتو ببرن. اين نشوني عشقته، ديوانه / ناصر: تقصير خودته. بهش بگو ديگه به خونه ما تلفن نزنه. من وقتي اون مرتيكه با تو حرف مي‌زنه ديوونه مي‌شم. مي‌فهمي‌ چي مي‌گم، ديوونه مي‌شم/ هستي: تو فكرت بيماره. با تو نمي‌شه زندگي كرد/ ناصر: كجا/ هستي: مي‌خوام برم/ ناصر: غلط مي‌كني بري...

تصوير دوم بلافاصله پس از آن جدال اوليه:

ناصر: هستي، منو ببخش. ديگه دست روت بلند نمي‌كنم... قول مي‌دم... از شمال كه برگرديم تهرون، طلايي كه مي‌خواستي برات مي‌خرم.../ هستي: تو نمي‌توني منو با پول بخري. من زني نيستم كه كتك بخورم، طلا بگيرم/ ناصر (بلند و عصبي:) پس تو چه جور زني هستي؟ از من چي مي‌خواي؟/ هستي: طلاق/ ناصر (با صداي بلند:) مي‌خواي طلاق بگيري زن اون مرتيكه شي/ هستي: خسته شدم از دست اين فكرات... خسته شدم/ ناصر (داد مي‌زند:) جوابمو بده. مي‌خواي طلاق بگيري زن اون مرتيكه شي؟/ هستي (داد مي‌زند:) آره آره آره/ ناصر سيلي محكمي ‌به گوش هستي مي‌زند.

تصوير سوم، كمي بعد ولي در همان موقعيت زماني:

ناصر: نكبت عوضي، براي چي تو كله‌ات فرو نمي‌ره، من الاغ عاشقتم...


ادامه مطلب
!! | | •

جهان کافکا

جام جم - چهارشنبه 26 فروردين 1388

 

نگاهی به كتاب «يادبود ايوب در جهان كافكا»
 
در‌ جستجوی ‌حقيقت ‌بی‌فريب
 
 
كافي است يك بار شيطان را به درون خويش راه دهيم تا شيطان ديگر هيچ وقت ازما نخواهد كه به او اعتقاد داشته باشيم.(1)‌

فرانتس كافكا


«يادبود ايوب در جهان كافكا» در كنار «سيري در جهان كافكا» دو اثر ارزنده نويسنده و مترجم نام‌آشنا و تواناي فلسفه در ايران، سياوش جمادي است. اين نوشته نگاهي دارد به اثر نخست، يادبود ايوب در جهان كافكا كه سال 1379 توسط انتشارات قطره به چاپ رسيده است. جمادي در اين اثر خود به واكاوي مباني و ريشه‌هاي فكري و اعتقادي كافكا مي‌پردازد و با تكيه بر دانش و تجربه گسترده خود از ادبيات و فلسفه مغرب‌زمين و بعلاوه تسلط بر زبان آلماني، شناختي تازه و ديگرگونه از اين نويسنده پرآوازه ادبيات جهان به دست مي‌دهد كه در آشفته بازار ترجمه‌هاي دست چندم و خوانش‌هاي غلط و عمدتا يكسويه از كافكا عملي شايسته تحسين و ستايش بسيار است. كتاب بعلاوه شامل بخشي نيز با نام آثاري از كافكاست كه خود مشتمل بر گزيده‌اي از كلمات قصار و داستان‌هاي كوتاه كافكا به انتخاب و ترجمه سياوش جمادي است.

سياوش جمادي در مقدمه كتاب با عنوان تذكار قبلي اينچنين شكل مواجهه درست با اثر هنري و در ادامه مواجهه خود را با آثار كافكا شرح داده و پيشاپيش دريافت‌هاي خود از آثار وي را مبرا از شائبه‌هاي نقادانه اعلام مي‌كند: «اساسا نسبت طبيعي با آثار ادبي از آن خواننده است، نه منقد. [جمادي عامدانه واژه «منقد» را به جاي «منتقد» به كار مي‌برد] خواننده با عقل و احساسش (نه يكي از آنها) با اثر همزيستي دارد و منقد اثر را به تركيبي از مناسبات صرفا معقول تبديل مي‌كند. منقد به تبديل اثر به ماشين قابل شناخت مي‌بالد و خواننده به عواطف خود. منقد گريستن و خنديدن با آثار هنري را مايه خفت و شرمساري مي‌داند و خواننده اثر را در اشك شوق و اندوه خويش باز مي‌زيد. خواننده نسبت به اثر چون هم صحبتي مشتاق است و منقد چون مامور تدفين. منقد هيجان‌ها و عواطف خود را سركوب مي‌كند تا مبادا قاب پيش‌ساخته‌اي كه قرار است نويسنده و اثرش را در آن دفن كند، كج و كوله از آب درآيد و خواننده بند از شوق و شور خود مي‌گسلد تا مجلس خود و اثر را از حيات (اگرچه حياتي كاذب و خيالبافته باشد) لبريز كند. داعيه اين نوشته نه نقد است و نه تفسيري مطلق، بلكه شوق گفتگويي است ميان من و آثار كافكا.»...


ادامه مطلب
!! | | •

سیمای نو

جام جم - قاب کوچک - شنبه 22 فروردين 1388

 

سال نو سيمای نو
 

... مخاطب سيما در ايام نوروز مخاطبي است كه براي فرصتي كوتاه خود را از بند كار كسالت‌بار روزمره آزاد حس مي‌كند و جنس مواجهه‌اش با تلويزيون در اين ايام اساسا متفاوت با اوقات ديگر است. نوروز ايام فراغت مردم از كار و تلاش روزانه است اما نه آنچنان كه در طول سال. اين فراغت مانند فراغت‌هاي ديگر مترادف با بيكاري و فرصتي براي استراحت صرف نيست. فراغت از كار حاصل شده اما فراغت از خانواده و ارحام كه نه. نوروز ايام كار و تلاش انسان براي لذت بردن از زندگي و نه فقط براي گذران آن ‌ است؛ اگرچه براي مدت زماني كوتاه و موقت. مخاطب تلويزيون در اين ايام، آن مخاطب خسته و درمانده از كار روزانه‌اي نيست كه به تلويزيون پناه مي‌آورد تا فراموش كند امروز چه بر او گذشته و فردا چه خواهد گذشت. مخاطب نوروز سيما مخاطب سرزنده و بانشاطي است كه به يمن تحويل سال و طبيعت فرصت يافته آنات و لحظات خود را دريابد و بي‌اضطراب زندگي متداول روزمره، اندكي براي خود و خانواده زندگي كند. اين‌ها همه مسووليت رسانه را در اين روزهاي نخستين سال، سنگين‌تر و مشكل‌تر مي‌كند. بيشترين حجم بيننده در بهترين لحظات زندگي خود، بيشترين انتظار را از تلويزيون دارند و جوابگويي شايسته به اين نياز و انتظار بحق، مي‌تواند كارنامه درخشاني را براي سيما رقم بزند و در مقابل، عدم پاسخگويي شايسته به اين نياز مي‌تواند مخاطب را از رسانه ملي رويگردان و به رسانه‌هاي ديگر متوجه سازد؛ و مع‌‌الاسف اين توجه به دليل تفاوت‌هاي فرهنگي، غالبا از روي ناچاري و سرخوردگي است و نه اختيار و يا رغبت...

ادامه مطلب
!! | | •

بیل

جام جم - قاب کوچک - شنبه 22 فروردين 1388

 

نقش‌های‌ماندگار

«بيل» در «چشمان كاملا بسته»

 

همسرش را دوست دارد و از عشق او به خودش نيز كاملا مطمئن است. شايد به همين دليل وقتي آليس از او وضعيت ظاهري خودش را مي‌پرسد بيل بدون اينكه نگاهش كند مي‌گويد: «قشنگه، تو هميشه قشنگي» اما چه بسا همين مساله كوچك و نمونه‌هاي ديگري از اين قبيل، آليس را از عشق او نامطمئن كرده است. گويا بيل نمي‌داند همسرش به توجه نياز دارد و نگاه عاشقانه و ابراز ظاهري عشق را نبايد دست كم گرفت. اين عدم اطمينان و اين فاصله ميان او و همسرش ريشه همه ناآرامي‌هايي است كه در آن يك شب ملعون بر او مي‌گذرد و به علاوه مساله مهمتري به نام عدم صداقت. بيل آدم صادقي است اما در همان يك شب به خاطر بي‌اعتماد شدن به صداقت آليس، خودش نيز از صداقت كامل در حرف و عمل به دروغگويي كامل در حرف و عمل مي‌رسد...


ادامه مطلب
!! | | •

مرد 2 هزار چهره

جام جم - قاب کوچک - شنبه 22 فروردين 1388

 

نگاهي به مجموعه طنز «مرد 2 هزار چهره»
 
مرد تك چهره
 
 
ساخته‌هاي مهران مديري را فقط مي‌توان با خودش مقايسه كرد. كارهاي او به هيچ عنوان از جنس ساخته‌هاي ديگران نيست. مديري تنها بازيگر كارگردان ايراني است كه فيلم‌هايش بدون حضور خود او هيچ لطفي ندارند، پيمان قاسم‌خاني و ديگر نويسندگان سري اول مرد هزار چهره (فونت تيتراژ سري دوم به گونه‌اي است كه هم مي‌توان آن را «مرد 2 هزار چهره» خواند و هم «مرد هزار چهره 2») هم چه خوب اين ويژگي كارهاي او را شناخته بودند كه عليرغم ميل مديري او را وادار به بازي در نقش مسعود شصت‌چي نمودند. پيمان قاسم‌خاني مي‌گفت به مديري گفتيم اگر خودت بازي نكني ما نمي‌نويسيم.

طنزهاي مهران مديري نه موفقيت نسبي و تقريباً ثابت سريال‌هاي رضا عطاران را دارند و نه عدم موفقيت طنزهاي دست چندم ديگري را كه وجودشان در سيما چهره طنز در تلويزيون را تا حد زيادي سبك و سطحي جلوه داده است.

طنز مديري از ريشه چيز ديگري است. مخصوص به خودش است و از هيچ نظر مثل ديگران نيست و بيش از هر كس ديگر موفقيتش را مديون خود مهران مديري است...


ادامه مطلب
!! | | •