یاد بهجت
جام جم - پنجشنبه 31 ارديبهشت 1388

اينجا سخن در ورع و پرهيزگاري است. از تواضع و فروتني، از تقوا. تقوا يعني پرهيز و خويشتنداري، يعني خود نگه داري. يعني گاه امساك و دوري و اجتناب و گاه اهتمام كامل بر انجام وظيفه و عمل مشتاقانه به آنچه بايد. اشكال در اين است كه ما عمدتاً از تقوا فقط يكي از اين دو معنا را مدنظر قرار ميدهيم. يا تنها وجه سلبياش را و يا تنها وجه ايجابياش را. و از اين اسفبارتر اينكه غافلانه ترك واجبات و انجام محرمات را بهاي بهانه انجام مستحبات و مكروهات قرار ميدهيم و با غفلت از آن اصل، دلخوش به اين فرع داريم...
ادامه مطلب
خیام
جام جم - يكشنبه 27 ارديبهشت 1388

ادامه مطلب
دینداری مدرن
نشریه دانشجویی حضور - اردیبهشت ۱۳۸۸
نقدی بر اظهارات اخیر محمد مجتهد شبستری در رابطه با دین و مدرنیته
دینداری مدرن یا پرستش و بندگی انسان

سخنان اخیر محمد مجتهد شبستری در انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان، بار دیگر بحث قرائت های مختلف از دین را به میان کشید. بحث روشنفکری دینی و یا آن طور که شبستری می پسندد نواندیشی دینی. بحث اینکه دینداری می تواند متفاوت باشد به قرائت های مختلف. آن هم از نوع بشری و انسانی. و دین گویا بیش از آنکه حقیقتی شایسته شناخت و پیروی باشد همچون دست و پا زدن های راسیونالیستی بشر برای فهم معنا و فلسفه هستی و زندگی، مکتبی است ساخته ذهن بشر که در عرض مقولاتی چون علم، فلسفه و هنر قرار دارد و همان برخوردی را می طلبد که انسان درمانده و اسیر در سوبژکتیویته مدرن با آن سه می کند. شبستری می گوید: «بنده هیچ وقت این تعبیر را به کار نمی برم که دین چیزی است که از جای دیگر آمده است . من هیچ وقت این تعبیر را به کار نمیبرم. ممکن است بعضی ها این تعبیر را به کار برده باشند. دین کار آدم است به این معنا، دین سلوک آدمی است. آن چیزی که ما به آن دین می گوییم یعنی سلوک معنوی آدمی. راه روی معنوی آدمی. آدمی یک کار میکند کار علمی است. یک عمل انجام می دهد عمل فلسفی است. یک عمل انجام می دهد عمل هنری است و عمل دیگری هم انجام می دهد عمل دینی است. در آن عمل دینی سعی می کند از زندگی روزانه فراتر برود و یک عمقی را درک بکند و به اصطلاح افق معنوی درونی خودش را گشوده تر بکند. این دین آدمی است و کسی که اهل این کار است او دین دارد». البته وقتی علم، فلسفه و هنر را که به اندازه همه محدودیت ها و نقص های آدمی، ناقص و ابطال پذیرند را هم عرض دین فرض کنیم دیگر چه جای عجب اگر از دین نه ثباتی انتظار داشته باشیم و نه جامعیتی و نه برنامه ای برای نیل به کمال انسانی. اصلاً این دین نو! برای چیست؟ برای خالی نبودن عریضه و برای برخورداری از پناهگاهی افیونی که به هنگامه یأس و درماندگی به آن پناه بریم و برای ضعف های وجودی خود دل خوش کنکی خیالی و خودساخته داشته باشیم؟...
ادامه مطلب
ارتباطات
جام جم - قاب کوچک - شنبه 19 ارديبهشت 1388

آيا تكنولوژي، نهايت آرزوي دنياي امروز ارتباطات است؟ آيا سينما و تلويزيون و اينترنت پيامبران يا خداوندان بشر امروزند؟ نظريه «امت واحده» پيشتر آرمان پيامبران آسماني و بخصوص خاتم انبياء(ص) و معجزه او قرآن بوده است، اما آيا مراد از «دهكده جهاني» همان «امت واحده» است؟ علامه محمدتقي جعفري(ره) با طرح نظريه «حيات معقول» وحدت كلمه جهاني بر دين حضرت ابراهيم(ع )(ان اتبع مله ابراهيم حنيفا نحل123) را مقصد نهايي كمال جمعي بشر عنوان ميكند. نظريهاي كه مورد استقبال انديشمندان جهاني واقع ميشود و براستي ايدهاي است ژرف، انساني، الهي و «معقول.» اما اين آرماني است كه متأسفانه هيچ سنخيتي با نظريه «دهكده جهاني» كه امروزه بت اعظم دنياي ارتباطات است ندارد. دنياي ارتباطي امروز كه وسيلهاش همان پيام است1، قالبش همان مضمون و در نتيجه رسانهاش نيز عين ايدئولوژي و اين پيام و مضمون و ايدئولوژي نيز غفلت، عادت، تعلق و نياز و فراموشي است چگونه ميتواند با ملت واحد ابراهيم(ع) يا از آن بالاتر آيين پاك محمد(ص) جمع شود، چه برسد كه با آن همسو و همراستا فرض شود ...
ادامه مطلب
مکاشفه
جام جم - قاب کوچک - شنبه 19 ارديبهشت 1388

مستندسازي، مكاشفه مستمر حقيقت از واقعيت ظاهري و بيروني پديدههاست. به عبارت ديگر كار هنرمند مستندساز كشف ذات و «بود» پديدارهاست در مقابل توقف در «نمود» آنها؛ يا اگر اين را امري محال بدانيم دستكم كشف نمود حقيقي و بيفريب پديدارها نه فقط تصور شناخت آنها بر مبناي ديد ظاهر. اين مكاشفه لحظه به لحظه و مستمر، نوعي عشقبازي با حقيقت است كه فقط آن كه طعم شيرين اين عشق را چشيده باشد از آن و از موهبت ارزنده هنر بهرهمند است ...
ادامه مطلب
سام
جام جم - قاب کوچک - شنبه 19 ارديبهشت 1388
«سام» در «رونين»

«سام: خانم، من پامو جايي نميذارم كه نتونم ازش خارج شوم/ ديتره: پس چرا سوار اون استيشن ميشي؟/ سام: خودت ميدوني.» پول انگيزه اصلي همه افراد اين گروه است. اينها هم مثل بقيه مردم به دنبال پول درآوردن هستند، اما تفاوت اينها ريسك بالاي كاري است كه انجام ميدهند. تفاوتشان در اين است كه ممكن است نتوانند از جايي كه پايشان را در آن گذاشتهاند خارج شوند. سام اين را خوب ميداند و با آگاهي قبلي پا به اين عرصه گذاشته است. استعداد كافي براي اين كار را هم دارد. او باهوشترين فرد اين جمع است. خودش ميگويد قبلاً هيچ وقت از اين كارها نكرده، اما در عمل ميبينيم كه چيزي از تبهكاران حرفهاي و سابقهدار كم ندارد. در جلسه اول اعضاي گروه آنقدر خونسرد هست كه آن عضو بيكفايت گروه با سؤالات نيشدارش نتواند او را عصبي كند و در جلسه دوم از بيتدبيري همان شخص آنقدر عصباني هست كه با يك فنجان قهوه به او كه دم از ارتش و هنگ و تاكتيك نظامي ميزند شبيخون بزند و حساب او را كف دستش بگذارد ...
ادامه مطلب
گشت ارشاد!
یادداشت چاپ نشده
امر به معروف و نهی از منکر در کلام شهید مرتضی مطهری (ره)
ارشاد مطهر

مطهری، حسینیه ارشاد، مسئله امر به معروف و نهی از منکر و حالا گشت ارشاد. این ها چه رابطه ای با هم دارند؟ حسینیه ارشاد شاهد نزدیک و عینی روشنگری ها و بیدارگری های شهید مرتضی مطهری است. سخنانی که مصداق بارز امر به معروف و نهی از منکر و یا همان معنای زیبای واژه «ارشاد» است. اما گشت ارشاد در این میان چه نقشی دارد؟ میراث ارزشمند استاد که امام خمینی (ره) درباره اش فرمود: «آثاری که از او هست بی استثنا همه آثارش خوب است و من کس دیگری را سراغ ندارم که بتوانم بگویم بی استثنا آثارش خوب است» چنین میراث فرهنگی گرانقدری حضور ارشادانه بی مانند مطهري در جامعه ماست و حالا گشت ارشاد حضوری است نادرست که علامه شهید خود پیشتر در بیاناتی که راجع به امر به معروف و نهی از منکر و لوازم و شرایط آن دارد مخالفت خود را با این نحوه حضور نشان داده است...
ادامه مطلب
معلم امروز
جام جم - قاب کوچک - شنبه 12 ارديبهشت 1388

فرقي نميكند محتواي برنامهها چه باشد. همين كه مخاطب امروز ميپندارد تلويزيون از وسايل و لوازم اوليه خانه است، همين كه گاه پيش از نيازهاي اصلي ديگر و يا حتي به جاي آنها به دنبال برآوردن اين نياز تكنولوژيك است، همين كه خود را ملزم ميداند اوقات فراغت از كار روزمره را با عمل روزمره ديگري كه بعضا تماشاي بيهدف تلويزيون است پر كند، همين كه «عادت» به تماشاي تلويزيون پيدا كرده است، همين كافي است براي اينكه او را تحت سيطره بيچون و چراي اين معلم نه چندان والامرتبه امروز بدانيم. آري، تلويزيون مثل همه ديگر مصاديق تكنولوژي امروز در ذات خويش بيش از آنكه دعوت به تعالي كند دعوت به تباهي مينمايد. تباهي به وسيله مسخ شدن در فراموشخانه عادات و نيازهاي غيرضرور و كاذبي كه مهمترين ويژگي انسان بودن يعني «اختيار» را نشانه رفتهاند. انسان، آزاد و مختار كه نباشد ديگر انسان نيست. حيوان هم نميشود چون غريزه بيدار حيوان در همه حال او را نسبت به نيازهاي اصلي حيات خود هشيار نگه ميدارد. انسان بياختياري كه در غلبه تكنولوژي مسخ شده، ماشين است؛ چيزي از جنس همان نيروي متجاوزي كه او را مغلوب خويش ساخته است. او به حال خويش رها نميشود بلكه با تغيير ماهيت، به خدمت جنود دشمن درميآيد. تكنولوژي صورت امروزين شيطان است و اسارت انسان در تعلق به ماشين، موفقيت امروزين اهريمن. چه بايد كرد؟ ...
ادامه مطلب
آقا
جام جم - قاب کوچک - شنبه 12 ارديبهشت 1388

در محل كار «آقا» صدايش ميكنند و در خانه «آقاجون.» او واقعا «آقا»ست. با كارگرهايش مهربان است و آنها هم آرزو ميكنند خدا سايه او را از سر خانوادهشان كم نكند. وجدان كاري دارد و حاضر نيست محصول فاسد به خورد خلقالله بدهد. بيش تر از آنكه معمول است از زندگي كارگرهايش خبر دارد اما نه آن قدر كه بايد. ماجراي اصلي زندگي اش از آنجا شروع ميشود كه با شنيدن اعتراض يكي از دخترهاي كارگر (نوبر كرداني) از اصغر ميخواهد سخت نگيرد و بگذارد هر هشت كارگر زن از تسهيلات لازم برخوردار شوند و در ادامه براي رساندن سهميه گوشت نوبر به همراه اصغر به محله محل زندگي او پا ميگذارد. براي صاحبكار دلسوز و مهرباني مثل او همين كافي است كه فقط يك بار از نزديك زندگي فلاكت بار كارگران زير دست خود را مشاهده كند تا از خواب غفلت بيدار شود و ديگر سر راحت بر بالش نگذارد.
آقا نگاه جالبي به رسم و رسوم و تشريفات مهماني دارد. ميگويد: «اينا رسم و رسوم نيست. اينا ادا و اصوله. مهموني هفت دولت راه انداختن و صد تا آدم بي نياز و شكم سير رو دعوت كردن اين كه نشد رسم و رسوم.» با اين حال تعجبي ندارد اگر دخترش اين حرف او را حسابگري تعبير ميكند. دخترهايش به ظاهر خيلي دوستش دارند اما اين محبت دردي از تنهايي او دوا نميكند. آقا خطاب به افتخار ميگويد: «دارم دق ميكنم. دارم ميپوسم. ميرم ميام اما هيچ فايدهاي نداره... آدم تا دم آخر هم نفس ميخواد. هيچ كس تا تنها نباشه نميتونه بفهمه تنهايي يعني چي.» و خطاب به دخترش: «شما خيال ميكنين هر كي پا به سن گذاشت فقط بايد مواظب فشار خون و كلسترولش بود. يادتون ميره درداي ديگهاي هم هست كه تو ورق آزمايشگاهي نمينويسند. يادتون ميره من هنوز زنده ام. نفس ميكشم. جون دارم.»...
ادامه مطلب
دیوید
جام جم - قاب کوچک - شنبه 05 ارديبهشت 1388
«ديويد» در «هوش مصنوعی»

روباتي است كه ميتواند عشق بورزد. آن هم نه عشقي مانند عشق ناپايدار بيشتر انسانها بلكه عشقي ابدي و بي بازگشت كه براي خلاصي از آن تنها يك راه وجود دارد: انهدام روبات. با اين حساب خيلي راحت ميشود مهمترين درد و رنج اين روبات را شناخت: تنهايي. همان همزاد هميشگي عشق. بهاي عشق تنهايي است.
پينوكيو شخصيت داستاني محبوب ديويد است و سرنوشت زيباي او آرزوي ديرينه ديويد. مهمترين وجه تمايز اين روبات عاشق از ديگر روباتها هم همين توانايي او براي خواستن و اراده كردن است. قدرت شگرف اختيار. ويژگي منحصر به فردي كه او را در كمترين فاصله ممكن با هستي انسان واقعي قرار ميدهد. پروفسور هابي دراين باره به ديويد ميگويد: «قبل از تو روباتها خواب نميديدن... روباتها آرزويي نداشتن مگه اينكه ما بهشون ميگفتيم چه چيزي رو بخوان. تو ميدوني تبديل به چه موفقيتي شدي؟ تو يه داستان پريان پيدا كردي و به يكي علاقهمند شدي، سرشار از خواسته خودت شدي و تصميم گرفتي كه اون تو رو يه پسر واقعي كنه و مهمتر از همه اينكه هيچكس به تو اينها رو ياد نداده بود... در آخر تو به فرشته مهربون رسيدي كه يكي از نقصهاي بشره: اينكه چيزهايي رو آرزو كنه كه وجود ندارن. و يا بزرگترين استعداد بشر: توانايي دنبال كردن خواستهها و اين چيزيه كه هيچ ماشيني قبل از تو انجام نداده بود. تو اولين نفر از يك نسل هستي... تو واقعي هستي.»...
ادامه مطلب


