اعتیاد
جام جم - قاب کوچک - شنبه 30 خرداد 1388

وظيفه رسانه ملي در اين باره چيست؟ مبارزه؟ مبارزه چيست؟ پيشگيري؟ درمان؟ و يا پاك كردن صورت مساله؟ زياد شنيدهايم و درست هم هست كه ميگويند معتاد بيمار است، مجرم نيست. اما آيا در راه تحقق اين شعار گام موثري برداشتهايم؟ آيا نگاه ما به اعتياد همان نگاه به بيماريهاي ديگر است يا اين كه اگر هم مدعي هستيم كه آن را بيماري ميدانيم ميان اين بيماري و ديگر عارضههاي جسمي و روحي تمايزي آشكار قائل شدهايم نظير همان تمايزي كه براي ايدز به وجود آمده است؟ معتاد مجرم نيست؟ بيمار است؟ چرا اين را ميگوييم؟ ...
ادامه مطلب
فمینیسم
جام جم - قاب کوچک - شنبه 23 خرداد 1388

فمينيسم چيست؟ تنها زماني ميتوان بهاين پرسش پاسخ داد كه با نگاهي تاريخي و با در نظر گرفتن موجهاي اول، دوم و سوم فمينيسم و نيز رويكردهاي مختلف به آن در صدد پاسخگويي بهاين سوال برآييم نه فقط با در نظر گرفتن يكي از مكاتب فمينيستي و اطلاق آموزههاي آن به كليت جريان فمينيسم ...
ادامه مطلب
باد
«باد» در محرمانه لسآنجلس

شـخـصـيـتهـاي فـيـلـمهـاي خـوب، همچون انسانهاي واقعي زندهاند و اگر در فيلمنامه به اقتضاي داستان، زندگيشان خاتمه يابد، در دنياي اذهان، ناميرا و ابدياند. نقشهاي ماندگاري كه به «تاريخ» ميپيوندند: تاريخ حيات بشر.
باد، اولين افسر پليس لسآنجلس كه در فيلم ميشناسيم، 5 ويژگي اصلي مهم دارد كه او را از دو همكار ديگرش، جك وينسنس و اد اكسلي متمايز ميسازد. 5 خصلت مهمي كه او را تبديل به قهرمان اين داستان پرشخصيت و پيچيده كرده است. داستاني كه بيش از آن كه قهرمان داشته باشد ضدقهرمان دارد و باد هم در ظاهر امر رفتارش بيشتر به مزدوران بيكله شبيه است تا قهرمان اما از اين ظاهر كه بگذريم همين 5ويژگي است كه خودنمايي ميكند و با تعريف تازهاي كه از «قهرمان» به دستمان ميدهد وادارمان ميكند به سكوت و تحسين و اعتراف به بزرگي شخصيت باد ...
ادامه مطلب
اقتباس
جام جم - قاب کوچک - شنبه 16 خرداد 1388
چارهاي نداريم جز اينكه در هنر تـخـصـصـي سـيـنـمـا و تـلـويزيون حرفه تخصصي داشته باشيم. نميتوانيم هم بهترين داستاننويس باشيم هم بهترين كارگردان و هم بهترين بازيگر و طراح صحنه و گريمور و هم بهترين نورپرداز و فيلمبردار. درست است كه كارگردان خوب كسي است كه شناختي جامع از همه عوامل تاثيرگذار در نتيجه نهايي كار داشته باشد اما اين به معناي خودمحور بودن كارگردان و يا از اين بدتر غرور و تماميت طلبي او نيست.
يكي از مهمترين نقايص سيما و سينما در ايران عدم رواج اقتباس از آثار ادبي براي روايت تصويري در قالب فيلم و سريال است. درست است كه نمونههاي موفقي در اين زمينه در حافظه سينمايي كشور به ثبت رسيده و از آن جمله ميتوان به آثار ماندگاري چون «ناخدا خورشيد»، «گاو»، «قصههاي مجيد»، «شبهاي روشن» و «گاوخوني» اشاره كرد اما اين نمونهها براي اثبات رابطه حسنه فيلمسازان ما با اقتباس ادبي كافي نيستند ...
ادامه مطلب
صادق
جام جم - قاب کوچک - شنبه 16 خرداد 1388

همه چیز زیر سر همسر صادق است با آن خوابی که برای شوهرش می بیند. اینکه رفته جبهه و یک تیر گنده! به او خورده و درجا مرده است. صادق وام می خواهد اما تیر و تانک و خمپاره نصیبش می شود تا هوس هرچه وام و قرض و مال و منال دنیاست از سرش بپرد. اما این مکافات عملش نیست. پاداش اوست. بعید نیست تعریف و تمجیدهای کمالی در وصف اخلاص صادق بیراه نباشد. صادق آدم صادقی است. منتها بیشتر در باطن. ظاهرش غلط انداز است. ولی او که این ظاهر دودره باز و ریاکار و هفت خط نیست. صادق واقعی همان باطن پاک و زلال و بی غل و غش است که گرد و غبار ترس و تعلق رویش را پوشانده و مانع آشکار شدنش شده است. جبهه قرار است از وجودش غبارروبی کند و نشانش بدهد که خود واقعی اش کدام است. اما این یک توفیق اجباری است و همه نمک و مزه اش هم همین است. اینکه بدون اینکه خودش بخواهد سرنوشت برایش اینطور رقم خورده که به زور! هدایت شود. قرار است اگر لیلی با او میلش است این میل را با شکستن ظرفش به او نشان بدهد نه با ناز و کرشمه و دلبری ...
ادامه مطلب
تقوا
جام جم - قاب کوچک - شنبه 09 خرداد 1388

پس به سادگي ميتوان دريافت كه همان اندازه كه روحانيون و مبلغان ديني در كنار تحصيل علم ميبايست به دنبال تهذيب نفس و تخلق به اخلاق حسنه باشند، اهالي فرهنگ و هنر كشور نيز ميبايست در هنر خويش مهذب باشند و باتقوا. اما تقواي ديني با تقواي هنري تفاوت دارد. درست است كه همه فعاليتهاي فرهنگي بشري اعم از علم و فلسفه و هنر تنها در صورتي آرمانياند كه نه همعرض بلكه ذيل دينباوري و ايمان قرار بگيرند اما اين يگانگي مقصد، به معناي غفلت از تفاوت راه نيست.
در آستانه سالروز رحلت بزرگمرد علم و عمل، معرفت و اخلاق، و دين و سياست حضرت امام خميني(ره) هستيم؛ آن كه سخن طلايي «علم حجاب اكبر است» او تا هميشه بايد آويزه گوشمان باشد و فراموش نكنيم اصل و ريشه همه چيز عمل است و علم هم اگر شأني دارد از عمل دارد. امام خميني(ره) در سخناني خطاب به حوزههاي علميه و مبلغين ديني ــ كه در كتابي تحت عنوان «جهاد اكبر يا مبارزه با نفس» به چاپ رسيده است ــ ايشان را دعوت به تقواي ديني مينمايند و جملاتي دارند كه نه فقط براي روحانيون كه براي اهل رسانه و در راستاي تقواي هنري نيز راهگشاست. اين آموزهها به اصولي ميمانند كه فيلمسازان و برنامهسازان تنها ميبايست به دنبال شناخت مصاديق آنها در شيوه و راه متفاوت خود باشند. در اين اجمال، به ذكر برخي از اين رهنمودها و اشاره به برخي مصاديق آنها در هنر فيلمسازي ميپردازيم ...
ادامه مطلب
ولدی
جام جم - قاب کوچک - شنبه 09 خرداد 1388
«ولدی» در «پيانيست»

اولين بار با انگشتان هنرمندش او را ميشناسيم. با شيفتگياش به آواي پيانو. و با آرامشش هنگام نواختن كه حتي صداي توپ هم نميتواند آن را به هم بزند. او فقط نوازنده نيست. ولدي با پيانو عشقبازي ميكند. دستهاي رقصان او روي كلاويههاي پيانو نقش او را از نوازندگي صرف فراتر ميبرد و شيره جان او را با نواي سازش عجين ميكند. ولدي هنرمند است. يك پيانيست دوست داشتني. مردم او را ميشناسند و از راديو صداي سازش را شنيده اند. دوستانش معترفند كه هيچكس نميتواند به زيبايي او بنوازد. با اين همه ولدي آن قدر ديوانه سازش نيست كه آن را به خانوادهاش ترجيح دهد. ولدي از هنر عشق آموخته است و ايمان. عشق به خانواده و ايمان به زندگي. به فروش پيانوي محبوبش در قبال هزينهاي اندك رضايت ميدهد و به چانه زدنهاي برادرش با خريدار پايان ميدهد چون نميخواهد خانواده را بيش از اين شرمنده خودش كند. دوستدار پيانو هست ولي دلبستهاش نيست. عاشق است ولي وابسته نيست. آواي ساز در قلب اوست و او براي حيات هنرياش نيازمند ابزار نيست. چنانچه ميبينيم وقتي در خانهاي با پيانو تنها ميشود كه حق استفاده از آن را ندارد تنها با رقص انگشتانش بر فراز كلاويههاي پيانو تنها با سايه نواختن موسيقي دلخواهش را با روح و جان مينوازد و از آن سرمست ميشود ...
ادامه مطلب
شهادت
جام جم - اندیشه - یكشنبه 03 خرداد 1388
به مناسبت سوم خرداد، سالروز فتح خرمشهر
مرگی از جنس حیات

هنر آن است که بمیری پیش از آنکه بمیرانندت و مبدأ و منشأ حیات آنانند که چنین مرده اند.
سید مرتضی آوینی
مرگ همواره پیچیده ترین پرسش فلسفه و اندیشه بوده، هست، و خواهد بود. اگر «هستی» تنها وجود این جهانی باشد مرگ مساوی خواهد بود با «نیستی» و آن گاه معنای هستی متوقف بر شناخت معنای مرگ است. و مگر نه اینکه رسالت فلسفه کشف، تفسیر و توضیح مبدأ و منشأ و مقصد جهان هستی است؟ اگر مرگ نیستی نباشد و خود آغاز هستی دیگری دانسته شود آن گاه بحث از این نیز پیچیده تر خواهد شد. آنقدر که دیگر عقل بشری را یارای فهم آن نیست و تنها می توان دست به دامان عقل وحیانی یا «ایمان» شد. مرگ افسونگر بی مانندی است که تنها بی اندیشه آن و با فراموشی از یاد آن می توان فارغبال و آسوده خاطر دل به حیات محدود خویش خوش داشت و به خیال خود مرگ را میراند. توجه فیلسوفان اگزیستانس به «مرگ آگاهی» از این منظر رهیافتی تحسین برانگیز است و خود به تنهایی نشان از تفاوت بنیادین این تفکر از دیگر اندیشه های فیلسوفانه بشری دارد. داستان کوتاه «دیوار» ژان پل سارتر چه بسا بهتر از هر بیانیه فیلسوفانه ای نمایانگر این رهیافت نیکوست.
اما این تنها یک شروع است. مرگ آگاهی می تواند ما را از جهل مرکبی که میوه مسموم درخت عادات و روزمرگی هایمان است برهاند اما این رهایی تا به گسستن از همه دیگر تعلقات بازدارنده از کمال نینجامد با تعالی نسبتی ندارد. تعالی آن گاه حاصل می شود که آدمی بتواند نه فقط پیوسته مرگ آگاه باشد، که نیز بتواند آنجا که باید، از زندگی دست شوید و خود، مرگ را برگزیند. سیاوش جمادی در رساله «سینما و زمان» سخنی دارد در باب مرگ خودخواسته ذیل دو بحث «تعالی» و «حالت دینی» که در مورد نخست (تعالی) می نویسد: ...
ادامه مطلب
بابا عقیل
جام جم - قاب کوچک - شنبه 02 خرداد 1388
«باباعقيل» در «هور در آتش»

با بقچه و ديوان جيبي حافظ او را ميشناسيم. همينطور با لهجه شيرين شيرازياش. پيرمردي است مهربان كه پدرياش ما را ياد مادري مادرها مياندازد. پسرش «رحمت» نور چشمش است. براي ديدن او آمده. اجازه نميدهند وگرنه او خودش هم مثل رحمت مشتاق جنگيدن در خط مقدم است. خودش ميگويد: «نگذاشتن برم اون جلوها، همينجا در اين مقر نگهم داشتن... ما ديگه زوارمون در رفته. تو خط رامون نميدن.» با اين حال باباعقيل براي ديدن رحمت بايد برود جلو و كوتاه هم نميآيد. «مولايي: ميترسم، ميترسم تا اونجاها نكشي/ باباعقيل: نترس، به رفتنش ميارزه/ مولايي: اي بابا، نيومدي خط، حالام كه اومدي ميخواي بري زير آتيش دشمن/ باباعقيل (به سرفه ميافتد و با ناراحتي:) تقصير نداري، هنوز پدر نشدي تا بدوني من چي ميگم.» ...
ادامه مطلب


