تبليغاتX
آزاد جعـــفری

شعر و ادب فارسی

جام جم - اندیشه - پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۸

 

به مناسبت روز شعر و ادب فارسی
 
زبان ناگفتنی‌ها
 

ریسمان اتصال ما با گنجینه سرشار ژرف ترین اندیشه های دینی و فلسفی و عرفانی فرهنگ ناب و بی بدیلمان، همانا زبان شعر و ادب فارسی است. بزرگترین علما، حکما و اندیشمندان فارسی زبان، عموماً –اگر نگوییم بالاتفاق- اهل شعر و ادب بوده اند و خیلی از عمیق ترین مضامین مورد نظر خود را از این طریق برای نسل های پس از خود به یادگار گذاشته اند. از حافظ و سعدی و مولوی و عطار گرفته تا خیام و باباطاهر و ابوسعید ابوالخیر و حتی ابن سینا که به عقل و برهان و قیاس و دلیل می شناسندش. حتی از معاصران علمای ما نیز بزرگترین و باقی ترین شان یعنی حضرت امام خمینی (ره) نیز اهل شعر و ادب بوده و امروز نیز بسیاری از بزرگان فلسفه و عرفان اسلامی اگر نگوییم شاعرند حداقل دستی نیز در شعر و ادب دارند. دیوان شعر حضرت امام (ره) روی دیگری از شخصیت جامع این بزرگمرد تاریخ حیات اولیاء الهی را برای ما به نمایش می گذارد. روی تغزلی و لبریز از لطافت هنرمندانه و شاعرانه ای که خود نشان از وصل به سرچشمه عشق و عرفان ذات لایتناهی دارد. ایشان خود در باب ارحجیت عشق و عرفان در مقابل دلیل و برهان، به ذکر گفته ابوسعید ابوالخیر درباره ابن سینا می پردازد و می فرماید: «می گویند یکی از عرفا ( = ابوسعید ) هم گفته است که من هرجا [با قدم مشاهده] رفتم این کور با عصا آمد . مقصودش از کور بوعلی بوده ، شیخ الرئیس بوده . و مقصودش این است که آنهایی که من یافتم ، او ادراک برهانی کرده است . او کور است ولی عصازده ، عصای برهان زد ، و آمد آن جایی که من به قدم مشاهده رسیده ام . هر جا رفتم دیدم این کور هم با عصا آمده است . مقصودش از کور ابوعلی است .»[1] و چه بسا اگر ابن سینا همان قدر هم اهل شعر و ادب یا به قول هانری کربن «تمثیل عرفانی» نبود نمی توانست همین اندازه هم به قلمرو ادراک شهودی عرفایی همچون ابوسعید پای بگذارد ...


ادامه مطلب
!! | | •

از منظر اندیشه

جام جم - اندیشه - یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۸

 

با نگاهی به برنامه «معنای زندگی»
 
دين از منظر دانش و انديشه
 

 ارتباط آموزه های دینی با علم و فلسفه از مغفول مانده ترین ضروریات کنونی جامعه ما و نیز رسانه های تأثیرگذار بر آن از جمله صدا و سیما است. امروزه با پیشرفت و گسترش علوم طبیعی همچون فیزیک، شیمی و زیست شناسی  و نیز علوم انسانی نظیر فلسفه، روان شناسی و جامعه شناسی دیگر نمی توان و نباید در بحث های دینی سخن از منقولات صرف به میان آورد و در مقابل «تعقل»، از «تعبد» دفاع نمود. این گزینه شاید در زمانه ای که می شد از اشاعه فرهنگ های مخالف جلوگیری به عمل آورد و چشم ها و گوش ها را از عقیده بیگانه مصون داشت، امکان پذیر می بود اما امروز در عصر ارتباطات و در زمانه انفجار اطلاعات قطعاً نمی توان چنین موضعی نسبت به دانش های طبیعی و انسانی بشر داشت و سخن از حذف و منع و سانسور به میان آورد و به این بهانه آزادی بیان را به محاق برد و امید گسترش دین در جوامع بی دین را نیز در سر پروراند. در زمانه ما کودکان نیز از چرایی احکام و بایدها و نبایدهای دین می پرسند و می بایست پاسخی درخور برایشان داشت چه برسد به غول های علم و فلسفه شرق و غرب که گاه نظام فکری خود را سراسر بر پایه الحاد بنا کرده اند و اهتمام اصلی خود را به رد و انکار دین و نگرش دینی به هستی گمارده اند. بی شک این دانشمندان و فیلسوفان پرآوازه، پیروان فراوانی و نیز نفوذ بسیاری نیز در میان حقیقت جویان عالم دارند. آیا موضع دینداران نسبت به این پرسش های بنیادین جدید، می بایست طرد و انکار و یا از آن بدتر تسلیم و انفعال باشد؟ ویژه برنامه شبکه چهارم سیما برای ساعت پیش از افطار در ماه مبارک رمضان که «معنای زندگی» نام دارد در راستای همین نیاز مهم ولی مورد غفلت یا کم توجهی واقع شده جامعه ایفای نقش می کند ...


ادامه مطلب
!! | | •

عباس سوپرگوشت

جام جم - قاب کوچک - شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۸

 

«عباس» در «اجاره نشین ها»

بزرگ خانواده و همینطور بزرگ ساختمان است. فقط نام او را با پسوند «آقا» صدا می کنند. با بقیه اجاره نشین های ساختمان تفاوت اساسی دارد. این فرق را از اتومبیل بنزی که سوارش می شود می توانیم بفهمیم. همینطور از تر و تمیزی آپارتمانی که در آن سکونت دارد که برخلاف آپارتمان های طبقات بالا هیچ اثری از نم و ترک و خرابی در آن دیده نمی شود. اما مهمترین فرق عباس آقا سوپرگوشت از بقیه همسایه ها این است که نشسته اند زیر پایش تا به عنوان وکیل ورثه ساختمان مال مردم را غلفتی بالا بکشد. او ولی با اینکه ساده است و قصدش هم عملی کردن نقشه های «غلام» است اما ته دل سالم تر از آن است که بتواند اهالی ساختمان را بپیچاند و فریبشان بدهد.

   عباس در عین حال که جدی ترین و حتی عصبی ترین فرد در میان اجاره نشین های ساختمان به نظر می رسد، در واقع کمیک ترین آن هاست! او با همه رذایل اخلاقی اش به شدت سمپاتیک و جذاب است. عصبانی می شود ولی بامزه است، بددهنی می کند ولی بامزه است، داد و فریاد راه می اندازد و با این و آن دست به یقه می شود ولی بامزه است. دندان قروچه و نیشخند تمسخرآمیزش هم بامزه است. اصلاً هرچه بیشتر از این رفتارها که جلوه های ثابت شخصیتش است انجام می دهد نزد بیننده دوست داشتنی تر می شود! از همه بامزه تر وقتی است که از ترس شکایت مش مهدی و به خطر افتادن منافعش صد و هشتاد درجه تغییر می کند و مهربان می شود و به نوبت با این و آن آشتی می کند ...


ادامه مطلب
!! | | •

امام علی (ع)

جام جم - اندیشه - چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸

 

به مناسبت روز ضربت خوردن امير المومنين (ع)
 
علی تا ابد نسخه‌ای بی‌بديل
 

شهادت مولای متقیان حضرت امام علی (ع) رویدادی ویژه در میان مناسبت های مذهبی ما شیعیان است. علی (ع) بزرگی است که به جمع اضداد می شناسندش. هم جاذبه دارد و هم دافعه، هم امام مهربانی است هم مرد جهاد، هم عارف است هم سیاستمدار، هم حاکم جامعه اسلامی است هم با دل چاه مدینه همراز. براستی کیست این انسان کاملی که بر دوستدارانش حتی بیم افراط و غلو می رود و مهرش بر دل ها در شرق و غرب عالم در میان مسلمان و مسیحی و شرقی و غربی اینچنین طوفان به پا می کند؟

علامه محمد تقی جعفری کتابی دارد با عنوان «فرازهایی از زندگی امام علی (ع)» که در آن با بیانی ایجازگونه ولی مؤثر، به معرفی پنج وجه اصلی از شخصیت امام علی (ع) می پردازد. کتاب بر اساس همین وجوه شامل پنج فصل مجزا با این عناوین گویاست: 1- علی وسیاست؛ 2- علی و جهاد؛ 3- علی و نهج البلاغه؛ 4- علی و عرفان مثبت و 5- علی و مسأله مرگ. این نوشتار به گزارش اجمالی همین پنج وجه محوری شخصیت امام علی (ع) با رجوع به مضامین مطرح شده در این اثر ارزشمند، می پردازد ...


ادامه مطلب
!! | | •

سیاست

جام جم - قاب کوچک - دیدگاه - شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۸

 

رسانه و سياست
 
 

این هفته را به دلیل وجود شب های قدر و نیز دو شب ضربت خوردن و شهادت حضرت علی (ع) می توانیم «هفته علی (ع)»؛ و به دلیل وجود مناسبت هایی سیاسی نظیر شهادت آیت الله قدوسی و آیت الله مدنی و نیز قیام خونین 17 شهریور و کشتار مردم به دست مأموران ستم شاهی پهلوی، «هفته سیاست» بنامیم؛ و یا شاید بهتر باشد با نگاه به ارتباط شخصیت امام علی (ع) و به دنبال آن شهادت آن حضرت، با مقوله سیاست، این هفته را «هفته علی و سیاست» بدانیم و با این بهانه، به دنبال شناخت رابطه درست رسانه با سیاست که از مهمترین مباحث مربوط به رسالت و مسئولیت رسانه بخصوص رسانه ملی است باشیم.

   سیاست چیست؟ اسوالد اشپینگلر در کتاب «فلسفه سیاست» می گوید: «سیاست عبارت است از تشخیص هدف که شخص سیاستمدار تشخیص داده و به دست آوردن آن به هر وسیله ممکن». متأسفانه این تعریف، تنها نگرش اشپینگلر نیست و مکتب «هدف وسیله را توجیه می کند» در تمام طول تاریخ پیروان فراوانی داشته و هنوز هم دارد. بنا به این تعریف، سیاست عین خدعه و نیرنگ خواهد بود و عمر و عاص و معاویه از سیاستمدارترین های تاریخ. ولی ما می دانیم که اینچنین نیست. در نگاه انسان کامل که علی (ع) اسوه آن است سیاست تعریف دیگری دارد. امام علی (ع) نخست به ما می گوید سیاست چه نیست: «به خدا سوگند! معاویه سیاستمدارتر از من نیست. اما او حیله گر و جنایتکار است. اگر نيرنگ ناپسند نبود، من از بزرگترين سياست مداران بودم» و سپس در تبیین سیاست مطلوب می فرماید: «ما در زمانی زندگی می کنیم که اکثر مردم آن، حیله گری و مکرپردازی را هوشیاری می شمارند و نادانان، اینگونه فریبکاران را به چاره پردازی نسبت می دهند... سیاستمدار و حیله پرداز حقیقی، تمامی راه های حیله را احساس می کند، ولی از اقدام به آنچه که احساس می کند، فرمان و جلوگیری خدا مانع آن است دوری می جوید و اقدام به اعمال نمی نماید؛ ولی کسی که درد دین ندارد در کمین انجام آن می نشیند.»

شناخت معنای سیاست در نگاه پیشوای نخستین از این روست که منطقاً سیاست رسانه جامعه اسلامی بخصوص جامعه تشیع نیز می بایست همان باشد که امام اول به آن ملتزم بوده و در راه دفاع از همان نیز به شهادت رسیده است. صدا و سیمای جمهوری اسلامی مانند همه رسانه های مهم و تأثیرگذار دیگر، نیازمند برقراری رابطه ای حسنه با سیاست است منتها سیاستی که خودش هم حسنه باشد. سیاست در جامعه اسلامی نمی تواند بی اعتنا به مصلحت اسلام و انقلاب و مردم باشد. در جامعه اسلامی مردم ولی نعمتند و مسئولان خدمتگزار. در سیاست اسلامی جایگاه قدرت حاکم در حکومت، پایین تر از جایگاه مردم در حکومت است ...


ادامه مطلب
!! | | •

برنادت

جام جم - قاب کوچک - شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۸

 

نقش‌های‌ماندگار
 
«برنادت» در «آهنگ برنادت»
 

«برنادت سوبیرو» یک قدیس است. بانوی معصوم و پاکدامنی که مفتخر به ملاقات «لقاح مطهر» یا همان «مریم مقدس» شده و در واقع لیاقت دیدار با «حقیقت» نصیب او شده است. اما اگر فکر می کنیم قدیسان مسیحی می بایست لزوماً در کلیسا تربیت شده و تعالیم کشیشان را فراگرفته باشند سخت در اشتباهیم. برنادت قرار است همین آموزه را به ما بباوراند که شایستگی و کرامت نیازمند جوهر پاک و رفتار نیکوست نه تابع عنوان و نام و مقام. برنادت را کودن ترین شاگرد کلیسا می دانند چون حتی از آموزه بنیادین «تثلیث مقدس» هم اطلاعی ندارد. خواهر روحانی او را علاوه بر احمق بودن، جسور هم می داند فقط چون برنادت برخلاف روحانیون پرنخوت کلیسا شهامت اقرار به جهل خود را داراست. اما او در واقع نه کودن است، نه جسور بلکه دخترک ساده و بی آلایشی است که نه از روی تواضع و فروتنی که از اعماق جان، خود را کوچک و ناچیز می شمارد و حتی وقتی به مقام دیدار با «بانو» نائل می شود باز هم خود را برتر از دیگرانی که در حسرت برخورداری از چشم های بینای او و به امید قدری رحمت و عنایت، او را تا میعادگاه همراهی می کنند نمی داند. برنادت با همه بی اطلاعی و بی سوادی اش می تواند «ببیند» و همین بصیرت است که او را از مدعیان کوردل متمایز می کند. حجت موجه برنادت به رغم مدعیانی که منع عشق می کنند جمال چهره محبوبش «بانو» است ...


ادامه مطلب
!! | | •

ابوریحان بیرونی

جام جم - اندیشه - پنجشنبه 12 شهريور 1388

 

به مناسبت روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی

 

پيوند عقل، تجربه و دين در سايه جامعيت
 

ابوریحان محمد بن احمد خوارزمی را بیشتر به عنوان دانشمند علوم طبیعی می شناسند تا فیلسوف. حتی گفته اند او پس از رازی، علی الاطلاق بزرگترین و اکمل حکمای طبیعی ایرانزمین تا این زمان است. «جورج سارتون» نیمه یکم سده پنجم قمری/ یازدهم میلادی را «عصر بیرونی» نامیده و بر آن بوده که در میان همه مردان برجسته آن دوران، دو تن یک سر و گردن از دیگران بالاتر بوده اند: بیرونی و ابن سینا. در این باره نوشته اند: «توان گفت که روح آن عصر در تحقیق بیرونی، فلسفه ابن سینا، و حماسه فردوسی تبلور یافته است.» با این حال مرزبندی میان تحقیق و فلسفه در خصوص بیرونی و ابن سینا چندان درست به نظر نمی رسد چراکه عدم اهتمام بیرونی به تفلسف را نمی توان دلیل فیلسوف نبودن او دانست و در مقابل نیز فلسفه ورزی ابن سینا را نمی توان در مقابل روحیه تحقیقی او قرار داد. شاید آنچه بیش از هر چیز ابن سینا را از بیرونی متمایز می کند جامعیت علمی بیرونی باشد که گویا وجه تسمیه او به «بیرونی» نیز از همین روست: «لقب «استاد بیرونی» در متون قدیمی فرانسه ناظر به وصف دانشمندی ذی فنون است، کسی که توانست تمامی دانش های پیشین در حوزه اروپا و آسیا را تحلیل و استنتاج کند و اساس تفاهم متقابل بین شرق و غرب عالم را در عرصه معارف بشری پایه نهد.» (پیام یونسکو، سال 5، شماره 59، ژاک بوآلو)

   پرویز اذکائی نویسنده کتابی که انتشارات طرح نو درباره ابوریحان بیرونی به چاپ رسانده، در خصوص جوانب متعدد شخصیت علمی بیرونی می نویسد: «شمار دانش های بیرونی بسیار است؛ به جز علوم نقلی هرچه در حیطه عقلی و اثباتی، طبیعی و تجربی، انسانی و اجتماعی باشد، وی بدانها محیط و مسلط؛ و در آنها صاحب نظر و اثر است.» و سپس در تبیین کیفیت اشتغال او به این علوم اضافه می کند: «بیرونی معمولاً یک زمان بر روی رشته خاصی از علم تمرکز می کند، سپس مطالعه خود را تغییر داده کلاً به بررسی تازه ای می پردازد؛ و هرگز عنایت متخصصانه را در افتنان تحقیقی از دست نمی دهد، بل می کوشد در آنچه بدان پرداخته با نظر تخصص بنگرد.» این جمع مبارک میان «جامعیت» و «تخصص» را شاید بتوان مهمترین ویژگی شخصیتی ابوریحان دانست؛ و در این میان البته لازم است سهمی جداگانه برای ساحت فلسفی اندیشه او قائل باشیم اگرچه او خود به دلایل مختلفی از اهتمام مشخص به امر فلسفه ورزیدن اجتناب نموده است ...


ادامه مطلب
!! | | •

رمضان

جام جم - قاب کوچک - شنبه 07 شهريور 1388

 

رسانه در ضيافت رمضان
 

رمضان ماه امساک است. ماه دوری و اجتناب. ماهی که در آن اختیار انسان به بوته آزمایش گذاشته می شود تا انسان بودن او مجال بروز و ظهور پیدا کند. رمضان ماهی است که در آن معلوم می شود انسان برخلاف آنچه در کتاب علوم مقطع ابتدایی خوانده ایم، «ماشین» نیست که پیوسته و به طور منظم نیازمند تأمین سوخت برای خود باشد. انسان گاهی وقتی نیاز اولیه خود را آناً برآورده نکند و صبر پیشه سازد بیشتر و بهتر می تواند مفیده فایده –هم برای خود و هم برای دیگران- باشد. رمضان ماه خداست چون انسان در آن دعوت به سفره خداوند می شود. سفره ای که خوراک آن نقطه مقابل خوردنی های زمینی، یعنی «جوع» است. یا همان «گرسنگی». آن هم نه گرسنگی از سر ناچاری و نداری، بلکه نخوردن و نیاشامیدن و گرسنه ماندن با کمال اختیار. خدا در این ماه از انسان با «اختیار» پذیرایی می کند. با خصیصه اصلی متمایز کننده انسان از دیگر مخلوقات آفرینش. سفره میهمانی خداوند در رمضان سفره تقوا و خویشتن داری و اجتناب؛ و یا همان «اختیار» و به دنبال آن «اراده» است.

   پیداست که ادب میهمانی اقتضا می کند همه دیگر مشغولیات انسان در این ماه نیز در راستای همین تقوا و اجتناب باشد. اگر می گویند روزه دار واقعی کسی است که چشم و گوش و زبان و دیگر اعضاء و جوارح او نیز روزه باشند از همین روست. از همین جا نقش و جایگاه مهم رسانه بخصوص رسانه دیداری و شنیداری یعنی صدا و سیما در این ماه ویژه مشخص می شود. به جرأت می توان گفت تلویزیون در این ماه سنگین ترین بار مسئولیت را در میان دیگر رسانه ها بر دوش می کشد چون بیش از همه نمونه های دیگر، اختیار و انتخاب مخاطبش را سلب یا دست کم محدود می کند. تلویزیون امروزه به یکی از ضروری ترین نیازها برای زندگی تبدیل شده و خیلی ها حتی یک روز هم نمی توانند خاموشی تلویزیون منزل خود را تاب بیاورند. این البته عیب است و نقص؛ اما با این توجیه نمی توان از تلویزیون رفع تکلیف نمود. دست اندرکاران صدا و سیما در این عصر سیطره تکنولوژی بر زندگی بشر، بخواهند یا نخواهند نقش تعیین کننده در سمت و سو دهی و هدایت مخاطب خود به «صلاح» یا «فساد» دارند ...


ادامه مطلب
!! | | •

اراده معطوف به قدرت

فرهیختگان - اندیشه - چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۸

 

به مناسبت سالمرگ نیچه

آیا ایدئولوگ هیتلر، نیچه بود؟ 

 

«اراده معطوف به قدرت» بالاترین مفهوم در تنها کوششی است که نیچه برای گردآوردن نظریات خود حول محور یک «سیستم» یا نظام فلسفی منسجم صورت داده است. بخش اعظم چهار سال آخر فعالیت فلسفی نیچه در زندگی اش صرف پرداختن به این «اصل» شده که به نوعی می توان آن را چکیده اصلی ترین و تأثیرگذارترین باورهای اندیشگی نیچه دانست. مضمون این اصل، گسترش «خود» یا «مرکز قدرت» به فراسوی مرزهای وجودی خویش است و به این وسیله تفوق و برتری پیدا کردن نسبت به دیگران. جی . پی استرن در وصف آن می نویسد: «اراده معطوف به قدرت عاملی است غیر از «عنصر حیات» که انسان، یعنی «ضعیف ترین و باهوش ترین موجودات» (اراده، پاره 856)، بدان وسیله بر دنیا سیادت پیدا می کند»، «اراده معطوف به قدرت، نیروی محرک همه ارزش گذاریهای ماست؛ نیرویی است که تعبیرهای ما را از جهان به «چشم اندازهایمان» وابسته می کند و فرضیات و برساخته های بزرگ فلسفی را پدید می آورد»، «اراده معطوف به قدرت انگیزه کسب دانش و نظم دادن به معلومات و ایجاد معرفت و حتی انگیزه خود ایجاد و ابداع است». اما در جواب این سؤال که «اراده معطوف به قدرت چه نیست؟» می گوید: «هر نوع واکنش انفعالی در برابر سرشت سلطه جویانه اراده –یا به عبارت دیگر، هر نوع انحطاط و خستگی و نومیدی».

    تا اینجا شناختی کلی از مفهوم «اراده معطوف به قدرت» به دست آمد. حال اما اگر بخواهیم تعریف مشخص تری از «اراده معطوف به قدرت» ارائه بدهیم کار به «تفسیر» می کشد که محل بحث ما نیز در همینجاست. دو تفسیر اصلی متفاوت و حتی متناقض از این آموزه بنیادین نیچه شده است که ریشه آن به تعریف واژه «قدرت» بر می گردد. قدرت آیا چیرگی بر نفس خود است یا چیرگی بر نفوس دیگران؟ ...


ادامه مطلب
!! | | •

ابن سینا

جام جم - اندیشه - يكشنبه 01 شهريور 1388

 

ابن‌سينا و عرفان
 

هانری کربن در کتاب «ابن سینا و تمثیل عرفانی» در پی آن است که نشان دهد ابن سینا برخلاف پندار رایج، یک فیلسوف مشائی (عقلی) صرف نیست بلکه فیلسوفی اشراقی (عرفانی) و حتی مؤسس و مبدأ پیدایش حکمت اشراق است. شیخ اشراق، سهروردی، در رساله «روزی با جماعت صوفیان» گونه های مختلف مواجهه با آسمان و ستارگان (که نمادی است از هستی و پدیدارهای آن) را در سه قسم خلاصه می کند: نخست گروهی که به چشم سر در آسمان می نگرند و از آن تنها صحیفه ای کبود می بینند با نقاطی چند سپید بر آن. او این گروه را عوام می نامد که در میزان درک و شناخت همردیف بهایم هستند. گروه دوم کسانی هستند که آسمان را به دیده خود آسمان می بینند و اینان منجمانند. آسمان در نظر ایشان ستارگان و سیارات است و رابطه آنها با یکدیگر و با سال و ماه و ... . اما گروه سوم آنها هستند که نه به چشم سر و نه به دیده آسمان بلکه با نظر استدلال به آسمان می نگرند و این گروه، همانا محققانند یا به عبارتی برخورداران از نیروی «کشف المحجوب» که ظاهر را حجاب باطن و کشف باطن (یا همان محجوب) را در گرو کنار زدن این حجاب می دانند. انشاء الله رحمتی مترجم این کتاب هانری کربن بر آن است که «در حقیقت در این اثر، هانری کربن با پیوند زدن این «کشف المحجوب» به روش های پدیدارشناسانه امروز، کوشیده است تا این نگاه سوم به «مغرب آسمانی» را به زبانی در خور درک و فهم انسان امروز تعلیم دهد. به عبارت دیگر، کوشیده است تا ساحت مشرقی آن «مغرب آسمانی» یعنی همان فرشتگان یا نفوس افلاک را به ما بشناساند.» ...


ادامه مطلب
!! | | •