تبليغاتX
آزاد جعـــفری

درباره الی

جام جم - قاب کوچک - شنبه 26 بهمن 1387

 

یادداشتی بر فیلم «درباره الی»

 

موهبت هولناک مرگ

 

«درباره الي» بهترين فيلم اصغر فرهادي است. همان طور كه انتظار مي‌رفت. مي‌گويند منتقد خوب منتقدي است كه شيفته نشود. اگر نپذيريم كه اتفاقا عكس اين قضيه صادق است پس بهتر است عطاي منتقد بودن، آن هم از نوع خوبش را به لقايش ببخشيم و اسم نوشته‌اي را كه مي‌خواهد وفادار به روح اثر هنري باشد بگذاريم مثلا يادداشت. طبيعي است كه از يادداشت يا ضد نقد نمي‌شود انتظار داشت قلم را به مثابه تيغ جراحي بر لاشه بي روح اثر بكشد و با تفكيك علمي ضعف‌ها و قوت‌هاي آن درباره‌اش اظهار نظر كند. «درباره الي» آنقدر خوب هست كه به خودمان اجازه ندهيم جز سهيم كردن خواننده با لذت تماشاي آن و ترغيب او به مواجهه مستقيم با خود اثر هدف ديگري را در يادداشتي كه براي آن نوشته‌ايم دنبال كنيم. درباره الي فيلمي درباره مرگ است. درباره آن سرنوشت محتومي كه نه به آن فكر مي‌كنيم و نه اصلا خوش مي‌داريم لذت لحظاتمان را با يادآوري‌اش به خطر بيندازيم. الي (ترانه عليدوستي) تا زنده است كسي نه او را مي‌شناسد و نه اصلا انگيزه‌اي براي شناخت او دارد. حتي احمد (شهاب حسيني) كه قرار است با او ازدواج كند فقط با ديدن عكسش او را انتخاب كرده. انگار تفاوتي بين دوستي و ازدواج نمي‌بيند. چه بسا انتخاب اولش هم همين‌طور بوده كه به طلاق كشيده شده است. الي اما ‌ همان دختر مرموزي كه غريب مي‌آيد و غريب مي‌رود ‌ مثل او نيست. برايش مهم است بداند احمد چرا از همسر قبلي‌اش جدا شده. مي‌خواهد او را بشناسد. نمي‌دانيم چرا اما مي‌دانيم كه او با اين جماعت بيش‌ از اندازه شاد و سرخوش فرق دارد. همين او را تافته جدابافته كرده. در پشت شادي و خنده‌اش غم زيبايي دارد كه احمد، پيمان، نازي، سپيده و بقيه همه فقط در پايان داستان و آن هم به واسطه حضور الي بهره‌اي از آن مي‌برند. حضور مباركي كه تعجبي ندارد اگر نحسش مي‌پندارند. الي با رفتنش همه چيز را به هم مي‌ريزد. همه آن همه شادي و دلخوشي و سرمستي خامي را كه فقط در پس نقابي از فراموشي مرگ مي‌توانسته به وجود بيايد. الي مي‌رود تا به همه اين جماعت غافل و دل‌خوش بفهماند خانه امنيت و آرامششان را روي آب بنا كرده‌اند. مي‌رود تا ثابت كند آرامش دريا توأم با خروش موج است و زندگي تنها شايسته آرامشي است كه مسبوق به طوفان باشد...


ادامه مطلب
!! | | •

زادبوم

جام جم - قاب کوچک - شنبه 26 بهمن 1387

 

نگاهی به فيلم «زادبوم»
 
وقتي ‌مخالف، همراه می‌شود
 
 
«زادبوم» از بهترين‌هاي جشنواره امسال بود. مخالفان درباره‌اش نوشته‌اند: «فيلم سفارشي بدي است با شعارهاي سياسي اخلاقي باسمه‌اي و فريبكار» اما اينها كه فقط ادعاست. البته «زادبوم» شاهكار نيست و بالطبع بي‌نقص هم نيست اما اين اوصاف كلي و منتقدانه هم به آن نمي‌چسبد. درست است كه فيلم مي‌خواهد پيام بدهد و اتفاقاً قصد دارد حرف‌هاي مهم و بزرگ هم بزند اما همين ارزش او را بالاتر مي‌برد كه توانسته از اين آزمون سخت در حد قابل قبولي سربلند بيرون بيايد.

در زمانه‌اي كه بازي‌هاي سياسي از اصول اساسي هم مهم‌تر شده‌اند اگر كسي حرف بي‌طرف بزند متهم مي‌شود به سفارشي‌ساز و محافظه‌كار و فريب‌كار. اتفاقا ويژگي مهم اين آخرين فيلم «ابوالحسن داوودي» كه خيلي بهتر از فيلم‌هاي قبلي اوست همين بي‌طرفي سياسي‌اش است. خود داوودي هم در مصاحبه‌هايش بر اين موضوع تاكيد بسيار كرده است. وقتي مي‌خواهي بي‌طرف باشي بايد از هر دو طرف انتقاد كني و محاسن هر دو طرف را هم ببيني. خوب البته خيلي‌ها ترجيح مي‌دهند تحسين نشوند؛ وقتي اين تحسين در كنارش نقد هم باشد!

اما چرا زادبوم فيلم خوبي است، ما كه ديگر نمي‌خواهيم فقط ادعا كرده باشيم. پس بپردازيم به خود فيلم.

طرح اوليه فيلم داستان زندگي لاك‌پشت‌هايي است كه پس از به دنيا آمدن به دريا مي‌زنند و پس از سي‌سال براي تخم‌گذاري به زادگاه خودشان برمي‌گردند. اين داستان مقارن با داستان زندگي سه نسل از يك خانواده از هم پاشيده است كه به هر دليل از زادگاه خود دور شده‌اند با اين تفاوت كه قانون زندگي‌شان قانون زندگي لاك پشت‌ها نيست...


ادامه مطلب
!! | | •

بیست

جام جم - قاب کوچک - شنبه 19 بهمن 1387

 

درباره «بيست» به كارگردانی عبدالرضا كاهانی
 
دست كم بی‌ادعا
 
 
وضعيت فيلم‌هاي سينمايي ايراني جشنواره امسال تا به روز سوم در سينما فلسطين كاملا نااميدكننده بود. فيلم‌ها نه فقط خوب نبودند بلكه مخاطب را آزار مي‌دادند و تماشاگر را حتي در حين تماشا به واكنش مخالف وا مي‌داشتند. «بيست» اما اين‌طور نبود. وجه مشترك هر 3 فيلم ايراني كه تا قبل از «بيست» اكران شدند يعني «هر شب تنهايي»، «وقتي همه خوابيم» و «سوپراستار» پرگويي و پيام دهي و حرف‌هاي مثلا بزرگ زدن بود اما «بيست» اگرچه چندان تكان‌دهنده و خاص و قوي نبود اما دست‌كم بي‌ادعا بود...

ادامه مطلب
!! | | •

وقتی همه خوابیم

جام جم - قاب کوچک - شنبه 19 بهمن 1387

 

با نگاهی به «وقتی همه خوابيم»
 
سينما، تئاتر نيست
 
 
بهرام بيضايي در نشست پرسش و پاسخ بعد از نمايش فيلم با بيان اين كه اصلا تفاوت بازي تئاتري و سينمايي را نمي‌فهمد و اعتقادي به اين مساله ندارد از حاضران در جلسه خواست كسي اگر مي‌داند، اين تفاوت را براي او توضيح دهد. كسي جوابي نداد. شايد چون كسي جوابي نداشت يا اين كه چون همه اصحاب رسانه بودند مثل ما گذاشتند جاي بهتري به اين پرسش مهم و اساسي پاسخ بدهند. در اين نوشته به دنبال پاسخگويي به اين سوال هستيم با نگاهي به آخرين ساخته او «وقتي همه خوابيم.» ...

ادامه مطلب
!! | | •

هر شب تنهایی

جام جم - قاب کوچک - شنبه 19 بهمن 1387

 

نگاهی به «هر شب تنهايی»
 
می‌توانست خيلی خوب باشد ولی...
 
 
رسول صدرعاملي به خاطر اثر ماندگار و تكرارنشدني «من ترانه پانزده سال دارم»، يكي از بهترين‌هاي سينماي ايران است؛ اما...

در شماره 68 ماهنامه پرسمان در مطلبي با عنوان «ابتذالي فراتر از فردين/ پرسماني در باب ماهيت سينماي ديني» كه محور آن به چالش كشيدن تلقي شايع و ظاهربينانه از سينماي ديني و معناگرا بود، از فيلم «من ترانه پانزده سال دارم» به عنوان يك نمونه موفق از سينماي ديني در مقابل آثار مشهور به اين نوع سينما، اين گونه نام بردم: «آيا سينماي ديني، سينمايي است كه در يك فيلم با مدت زمان يك ساعت و نيم كمتر يا بيشتر حقانيت دين را به مخاطبش ثابت كند؟ آيا اثبات وجود خدا و پيامبران و اديان آسماني، قله موفقيت سينما در ديني بودن است و آيا توجيه اصل دين، مي‌تواند فارغ از توجيه تعليمات و معارف آن محقق شود؟ چطور مي‌شود كه فيلمي همچون «من ترانه پانزده سال دارم» كه پاكدامني و معصوميت را كه از اصولي‌ترين تعليمات انبياست، به زيبايي هرچه تمام‌تر به تصوير مي‌كشد، اجتماعي است؛ ولي فيلمي همچون «يك تكه نان» كه در تصوير درست نظام رفتاري متناسب با خواست دين، ناتوان است، معناگرا و ديني است؟ آيا به اين دليل كه در «من ترانه پانزده سال دارم»، برهان اثبات وجود خدا و عالم ماوراء‌الطبيعه اقامه نشده است يا چون شخصيت ترانه، آگاهي درستي از اصطلاحات فقهي و ظاهري دين ندارد و تنها با اتكا به دريافت فطري و ذاتي، در دادگاه مي‌تواند از خود دفاع كند؟ آيا اگر شخصيت خانم كشميري كه به گمان ترانه، قرآن و شرعيات مي‌داند پاك و معصوم تصوير مي‌شد در آن صورت مي‌شد، فيلم را شايسته اتصاف به صفت معناگرا دانست؟ به نظر مي‌رسد كه فقدان شناخت درست از دين و دينداري و تفاوت قائل نشدن ميان تظاهر و عمل ديني واقعي، منشأ اصلي اين نگاه رايج نادرست به مقوله دين و معنا باشد كه البته اختصاصي هم به زمان ما ندارد. به طور كلي، تلقي ظاهربينانه از دين، مشكلي است كه ريشه در تاريخ دارد.»

حالا ديگر مشخص است با تماشاي فيلمي از كارگردان همين نمونه مثال‌زدني و موفق يعني رسول صدرعاملي با نام «هر شب تنهايي» كه اتفاقا در دام همان تلقي ظاهربينانه از دين گرفتار است و از اين بدتر، حتي قادر نيست خود را از ورطه شعار و پيام مستقيم كه اثري كاملا معكوس دارد بيرون بكشد، چه احساسي به آدم دست مي‌دهد. نوعي سرخوردگي به خاطر مشاهده خطا و اشتباه آشكار از كسي كه به دليل عملكرد درست و سنجيده قبلي‌اش، انتظار زيادي در مخاطب خود به وجود آورده بوده و حالا نتوانسته اين انتظار را برآورده كند...


ادامه مطلب
!! | | •

آواز گنجشک ها

جام جم - قاب کوچک - شنبه 18 آبان 1387

 

آواز گنجشك‌ها به آسمان نمی‌رسد
 
 
گويا حالا پس از تماشاي اين آخرين فيلم مجيد مجيدي مي‌بايست نااميدانه اين جمله تلخ را بر زبان جاري كنيم كه خاطره شيرين «بچه‌هاي آسمان» هرگز تكرارشدني نيست. انگار بايد بپذيريم كه تكرارناشدني بودن از اصلي‌ترين اوصاف آثار ماندگار است و نبايد دل‌خوش داشت به شباهت‌ها و غافل شد از تفاوت‌هايي كه بي‌بديل بودن اثر هنري قائم به آنهاست...

ادامه مطلب
!! | | •

هیروشیما عشق من

جام جم - پنجشنبه 04 مهر 1387

 

نگاهي به مفهوم صلح در فيلم «هيروشيما عشق من»
 
مثل زندگي، مثل عشق
 
 
در موزه هيروشيما من آدمايي رو ديدم كه به هر طرف مي‌گشتند، مات و مبهوت افكار خودشون، بين عكس‌ها و مدل‌هاي ساخته شده، چون هيچ چيز ديگه‌اي اونجا نيست... بدون هيچ شرحي، چون هيچ‌چيز ديگه‌اي اونجا نيست... توي موزه هيروشيما من غرق در افكار خودم آهن رو تماشا كردم، آهن مچاله شده، آهن به اندازه گوشت، آسيب پذير... چه كسي فكرش رو مي‌كرد؟ تكه‌هاي گوشت انسان به صورت معلق طوري كه هنوز زنده به نظر مي‌رسيد و دردهايي كه تحمل كرده بودن هنوز تازه. سنگ‌ها، سنگ‌هاي سوخته. گيسوان بي‌نامي كه زنان هيروشيما صبحدم موقع بيدار شدن از خواب پيدا مي‌كردند كه از آسمون به زمين افتاده بود... من فيلم اخبار هفته رو ديدم... درست مثل توهمي است كه توي عشق وجود داره. توهمي كه هيچ‌وقت نمي‌توني ازش خلاص شي. من با ديدن هيروشيما چنين توهمي داشتم. من هرگز هيروشيما رو فراموش نمي‌كنم. درست مثل عشق... من بردباري، بي‌گناهي و فروتني آشكار كساني رو ديدم كه موقتا از هيروشيما جون سالم به‌در بردند و به سرنوشت خودشون خو گرفتند. سرنوشتي اونقدر به ناحق كه خلاق‌ترين ذهن‌ها هم قادر به تصورش نيست. من مي‌دونم. همه‌چيز رو مي‌دونم.

هيچ چي، تو هيچ چي نمي‌دوني. هيچ چيزي توي هيروشيما نديدي.

«هيروشيما عشق من» (1959) به نويسندگي رمان‌نويس مشهور فرانسوي «مارگريت دوراس» و كارگرداني «آلن رنه» كارگردان موج نوي سينماي فرانسه، داستاني است عاشقانه درباره ايمان، وهم‌ها و ترديد‌هاي عشق. در ابتدا هيروشيما تنها بستري براي روايت داستان تصور مي‌شود، اما رفته‌رفته مي‌بينيم كه ميان داستان عاشقانه فيلم و شهر هيروشيما ارتباطي عميق‌تر از آنچه هست متصور نيست. «هيروشيما»ي ژاپن خودش يك طرف اين داستان عاشقانه است و طرف ديگر «نوور» فرانسه...


ادامه مطلب
!! | | •

همیشه پای یک زن در میان است

  جام جم - قاب کوچک - شنبه 26 مرداد 1387

درباره فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است»
 
كاريكاتوری وارونه از «غيرقابل چاپ»
 
 
كمال تبريزي هم اكنون فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» را به عنوان برداشتي آزاد از مجموعه داستان «غير قابل چاپ» سيدمهدي شجاعي بر پرده سينماها دارد. نام فيلم برگرفته از نام يكي از داستان‌هاي همين كتاب است اما رضا مقصودي و نغمه ثميني نويسندگان فيلمنامه، تنها اين يك داستان را مدنظر قرار نداده‌اند و متن حاضر بخش‌هايي از ديگر داستان‌ها را هم در بر دارد.

 صحنه ملاقات امير با زني كه شبيه به آنجلينا جولي است و به دنبال آن صحنه كلانتري با اندكي تغيير در ديالوگ‌ها و موقعيت‌ها همان داستان «شبيه يك هنرپيشه خارجي» است. داستان ديگر كتاب، «آناهيتاي شرقي» منبع سكانس اتوبان و سوار كردن زن ناشناس در فيلم است. «لباس خواب صورتي» در صحنه تخيلات امير هنگام ديدن زن كولي مورد استفاده قرار گرفته و «غير قابل چاپ» داستان پري طلعت‌پور و نمايشنامه كذايي‌اش است كه در فيلم پر و بال داده شده و در كنار موضوع اصلي كه برگرفته است از داستان «هميشه پاي يك زن در ميان است» نقش ايفا مي‌كند. نويسندگان فيلم، گويا اين عنوان را قابل اطلاق به همه اين داستان‌هاي ديگر كتاب سيدمهدي شجاعي دانسته‌اند و بي‌توجه به استقلال مضموني هر يك از داستان‌ها همه را به هم ربط داده و با اضافاتي ديگر سعي در ايجاد ارتباطي منطقي ميان آنها داشته‌اند...


ادامه مطلب
!! | | •

تحت تعقیب - جام جم - سه شنبه 08 مرداد 1387

 

نگاهي به فيلم سينمايي «تحت تعقيب»
 
سرنوشت خود را انتخاب ‌كن‌
 
 
خلاصه داستان: وزلي گيبسون كارمند بي‌جربزه اداره‌اي است كه رئيس آن مدام روي اعصاب او راه مي‌رود، اما وزلي فقط مي‌تواند از عصبانيت سرخ شود و سكوت كند. او در زندگي خصوصي‌اش هم شكست خورده است. ماجرايي رخ مي‌دهد كه براي وزلي تنها در رويا باوركردني است. به دنبال اين اتفاق برنامه‌ريزي شده كه تنها براي وزلي ناگهاني است، او به عضويت گروهكي به نام انجمن برادري درمي‌آيد تا هم حساب پس‌اندازش پر باشد و نيازي به آن كار ناخوشايند نداشته باشد و هم انتقام پدري را كه حالا مي‌فهمد قهرمان اين گروهك ناشناخته بوده و در اين راه كشته شده بگيرد. كراس شخصيتي است كه قاتل پدر معرفي مي‌شود و دختري به نام فاكس براي اولين بار سر راه وزلي قرار مي‌گيرد تا او را به عضويت در انجمن ترغيب كند. وزلي در كش و قوس اين ماجراها به هويت واقعي خويش پي مي‌برد.

«تحت تعقيب»‌ (Wanted) يك اكشن جذاب و خيره‌كننده پرمعناست. شايد به كار بردن واژه فلسفي چندان خوشايند چنين اثر تماشاگر پسند و پركششي نباشد، اما مي‌توان وصف نمادين را به معناي كامل كلمه برايش به كار برد. تحت تعقيب داستان جدال نيروهاي خير و شر بر سر تصاحب يك قهرمان بالفطره به نام وزلي گيبسون است. قهرماني كه مثل سوپرمن است. تفاوت قهرماني سوپرمن با امثال مرد عنكبوتي و بتمن را از زبان بيل در جلد دوم «كيل بيل» تارانتينو شنيده‌ايم: «پايه هر قهرماني از لحاظ داستان‌شناسي...


ادامه مطلب
!! | | •

حس پنهان - جام جم - قاب کوچک - شنبه 29 تير 1387

 

نگاهي به فيلم سينمايي «حس پنهان»
 
حسی كه برای آشكار شدن خون می‌طلبد
 
 
 امير عاشق سرعت است. تند مي‌راند، تند مي‌رود و سكون را دوست ندارد. برخلاف او سيمين شخصيتي آرام است، روانپزشك و وظيفه‌اش هم آرام كردن ديگران. اين دو، زن و شوهرند و خوب، نيازي نيست چيز بيشتري از اين دو بدانيم تا اختلاف زناشويي‌شان برايمان توجيه شود. بهرام هم مثل امير و ندا هم مثل سيمين است. تفاوت در اين است كه اولاً بهرام و ندا خواهر و برادرند نه زن و شوهر و ثانياً ندا اگر مثل امير خام است، بهرام مثل سيمين پخته و باتجربه است. از همين‌جا پيچيدگي روابط شخصيت‌هاي داستان مشخص مي‌شود. چه كسي شبيه چه كسي است؟ اين رابطه‌ها به كجا مي‌كشد؟ راه حل چيست؟
 
 بهرام، ندا را انسان كامل مي‌داند و براي حفظ قداست او همه تلاشش را مي‌كند. جايي صريحا خطاب به او مي‌گويد: «نمي‌ذارم از دست بري» و مي‌بينيم كه به قيمت جانش هم شده پاي حرفش مي‌ايستد. بهرام، امير سابق است. او از فشار رواني ناشي از عذاب وجدان از قتل نامزدش دچار روان‌پريشي شده، اما ديوانه نيست و اگر هم هست ديوانه‌اي است كه از عاقل‌هاي دور و برش بيشتر مي‌فهمد. اگر سيمين روان‌پزشك، رضا و ناهيد سن و سال گذشته و به ظاهر با تجربه، امير و ندا هيچ‌يك راه حل مشكل پيش آمده را نمي‌دانند او مي‌داند. او امير را بهتر از هر كسي مي‌شناسد. امير خود اوست. او بايد بميرد تا ندا پاك بماند و امير پس از مرگ او بهرام ديگري خواهد شد كه خاطره قتل يك انسان را هيچ‌گاه از ياد نخواهد برد...

ادامه مطلب
!! | | •

پابرهنه در بهشت - جام جم - شنبه 14 ارديبهشت 1387

 

بررسي مقايسه‌اي دو فيلم «زير نور ماه» و «پابرهنه در بهشت»
 
بهشتی متفاوت‌
 
 
درونمايه: بهرام توكلي. نام ديگري است كه مي‌تواند در فهرست كارگردانان شايسته سينماي ايران جا مي‌گيرد . پابرهنه در بهشت داستان طلبه‌اي‌ است به نام يحيي كه قرنطينه بيماراني را به منظور تبليغ برمي‌گزيند. اما يحيي قصد نصيحت و موعظه ندارد و خودش هم اذعان دارد كه از حرف زدن زياد خوشش نمي‌آيد و شاهو، بيمار بخش هم اين گفته او را اينطور كامل مي‌كند كه گوش دادن بهتر از حرف زدن است.

 از همين جا وجوه تمايز مضموني زير نور ماه و پابرهنه در بهشت آغاز مي‌شود. سيد حسن زير نور ماه مي‌خواهد حرف بزند به همان معناي مرسوم تبليغ. لذا چنانچه مي‌بينيم در جايي به حال پدر بزرگش غبطه مي‌خورد كه نفسي داشته كه هرچه مي‌گفته بر مردم تاثير مي‌گذاشته است. براي سيد حسن گناه مردم اهميت دارد و او برايشان احساس مسووليت مي‌كند و گرچه متفاوت از بقيه، اما باز به دنبال همان هدايت ديگران است اما سيد يحيي دنيايش را عوض مي‌كند كه ببيند و بهتر ياد بگيرد و به قول خودش گناهي كه برايش مهم است گناه خودش است نه ديگران. پابرهنه در بهشت تعريف جديدي از واژه تبليغ ارائه مي‌دهد...


ادامه مطلب
!! | | •

دایره زنگی - جام جم - قاب کوچک - شنبه 31 فروردين 1387

 

درباره فيلم دايره زنگي‌
 
طعم تلخ سوگخند
 
 
وقتي باور كنيم كه مهمترين مشكل توليدات سينمايي ايراني فيلمنامه است آن وقت تعجبي ندارد وقتي جايگاه فيلمنامه‌‌نويس در نمونه‌هاي بسياري از فيلم‌هاي اخير سينمايي كشور بالاتر از كارگردان باشد و فيلم، قبل از كارگردان و ديگر عوامل متعلق به‌‌ نويسنده باشد. يكي از اين فيلمنامه‌‌نويسان خوش سابقه كه از قضا كارگردان خوبي هم هست اصغر فرهادي است...

ادامه مطلب
!! | | •

دایره زنگی - ابتکار - 27 فروردین 87

 

دایره ای برای سرگرمی جماعت

دایره زنگی

«دايره زنگي» در حالي روي پرده سينماهاي کشور به نمايش درآمده و شاهد فروش روزافزون آن هستيم که نگاه به پديده و مقوله «ماهواره» روزبه روز در حال دگرگوني است. مجلس بر نظر خود در خصوص اخصاص 250ميليون دلار براي خريد ماهواره از سوي صدا و سيما اصرار دارد و بام هاي آپارتمان هاي تهران پيدا يا پنهان پر است از «دايره زنگي»هاي جورواجور. اما اين ها سياست است و فيلم گرچه خيلي اوقات حتي توسط فيلمسازان با سياست اشتباه گرفته مي شود، اما در حقيقت رسانه اي فرهنگي است و مسئوليت جداگانه اي دارد. نگاه هنرمند متفاوت از نگاه سياسي و اجتماعي است، اگرچه نمي تواند بي تاثير از آن ها باشد. براي هنرمند جزئياتي اهميت پيدا مي کنند که در نظر عموم ديده نمي شوند...


ادامه مطلب
!! | | •

راتاتوی - جام جم - چهارشنبه 15 اسفند 1386

 

درباره انيميشن «راتاتوي»
 
جايی برای منتقدها نيست!
 
 
«راتاتوي » برنده اسکار بهترين فيلم انيميشن امسال نوشته و ساخته براد برد است . همان کارگردان توانا و خلاقي که با انيميشن «شگفت انگيزها» همه را شگفت زده کرد و حالا با اين فيلم ، مثل «ماهي بزرگ » تيم برتون ، دين خود را به سينما و سابقه هنري خود ادا نمود. در مراسم آکادمي اسکار امسال که «جايي براي پيرمردها نيست » اسکار بهترين فيلم را برد، اين انيميشن جذاب و ديدني با اسم راتاتوي و مضمون «جايي براي منتقدها نيست » همرديف با ساخته برادران کوئن ، بهترين شد...

ادامه مطلب
!! | | •

جاده گوانتانامو - جام جم - چهارشنبه 24 بهمن 1386

 

نگاهي به فيلم جاده گوانتانامو
 
بی عدالتی در مسير سبز
 
 
مستند داستاني «جاده گوانتانامو» همان موقعيت تکراري ، اما موثر قرار گرفتن شخصيت در محيطي که متعلق به او نيست را تم اصلي خود قرار داده است.
 همان توفيق اجباري که به تجربه اي ناخواسته ، اما تعيين کننده در زندگي شخصيت مي انجامد. 3دوست پاکستاني مقيم انگليس براي شرکت در مراسم ازدواج دوست خود به پاکستان و از آنجا به افغانستان مي روند و به عنوان اعضاي احتمالي گروه القاعده از سوي امريکايي هاي اشغالگر افغانستان دستگير و تحت شکنجه قرار مي گيرند. داستان کاملا واقعي است و شخصيت هاي راحل ، عاصف ، و شفيق در نقش اصلي خود رو به دوربين جريان را آن گونه که به چشم ديده اند، توصيف مي کنند...

ادامه مطلب
!! | | •

مصیبت آنا - جام جم - شنبه 20 بهمن 1386

 

نگاهي به فيلم «مصيبت آنا» ساخته اينگمار برگمان
 
فرزند ناخلف كارگردانی بزرگ
 
 
«مصيبت آنا» يا «سوداي آنا» محصول 1969 سوئد، اولين فيلم رنگي اينگمار برگمان است كه به لحاظ مضمون، ادامه‌اي بر فيلم قبلي‌اش «شرم» (1967) هم محسوب مي‌شود. اين‌كه نام اصلي فيلم چيست، به ترجمه ارتباطي ندارد، بلكه خود نامThe Passion of Anna دربردارنده هر دو معناست. خود برگمان در اين باره گفته: «در امريكا پيش از اين كسي عنوان يك سودا را مورد استفاده قرار داده است، بنابر اين قرار است فيلم تحت عنوان سوداي آنا پخش شود. سوداي آنا، شور آنا، رنج‌هاي آنا... هر كدام كه بتواند تعريف روشن‌تري از موضوع فيلم باشد.»

فيلم، داستاني شخصيت محور دارد. آنا، آندره‌آس، اليس و اوا تقريباً همه شخصيت‌هاي مهم اين فيلم هستند. تقابل اين چهار شخصيت و روابط‌شان قرار است موقعيت‌هاي داستاني را به‌وجود آورد، اما در اين مقصود چندان موفق نيست. فيلم چنان بر شخصيت‌ها و پرداخت درونياتشان متمركز شده كه از جهت كليت داستاني دچار ضعف شده است...


ادامه مطلب
!! | | •