سیاست
جام جم - قاب کوچک - دیدگاه - شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۸
این هفته را به دلیل وجود شب های قدر و نیز دو شب ضربت خوردن و شهادت حضرت علی (ع) می توانیم «هفته علی (ع)»؛ و به دلیل وجود مناسبت هایی سیاسی نظیر شهادت آیت الله قدوسی و آیت الله مدنی و نیز قیام خونین 17 شهریور و کشتار مردم به دست مأموران ستم شاهی پهلوی، «هفته سیاست» بنامیم؛ و یا شاید بهتر باشد با نگاه به ارتباط شخصیت امام علی (ع) و به دنبال آن شهادت آن حضرت، با مقوله سیاست، این هفته را «هفته علی و سیاست» بدانیم و با این بهانه، به دنبال شناخت رابطه درست رسانه با سیاست که از مهمترین مباحث مربوط به رسالت و مسئولیت رسانه بخصوص رسانه ملی است باشیم.
سیاست چیست؟ اسوالد اشپینگلر در کتاب «فلسفه سیاست» می گوید: «سیاست عبارت است از تشخیص هدف که شخص سیاستمدار تشخیص داده و به دست آوردن آن به هر وسیله ممکن». متأسفانه این تعریف، تنها نگرش اشپینگلر نیست و مکتب «هدف وسیله را توجیه می کند» در تمام طول تاریخ پیروان فراوانی داشته و هنوز هم دارد. بنا به این تعریف، سیاست عین خدعه و نیرنگ خواهد بود و عمر و عاص و معاویه از سیاستمدارترین های تاریخ. ولی ما می دانیم که اینچنین نیست. در نگاه انسان کامل که علی (ع) اسوه آن است سیاست تعریف دیگری دارد. امام علی (ع) نخست به ما می گوید سیاست چه نیست: «به خدا سوگند! معاویه سیاستمدارتر از من نیست. اما او حیله گر و جنایتکار است. اگر نيرنگ ناپسند نبود، من از بزرگترين سياست مداران بودم» و سپس در تبیین سیاست مطلوب می فرماید: «ما در زمانی زندگی می کنیم که اکثر مردم آن، حیله گری و مکرپردازی را هوشیاری می شمارند و نادانان، اینگونه فریبکاران را به چاره پردازی نسبت می دهند... سیاستمدار و حیله پرداز حقیقی، تمامی راه های حیله را احساس می کند، ولی از اقدام به آنچه که احساس می کند، فرمان و جلوگیری خدا مانع آن است دوری می جوید و اقدام به اعمال نمی نماید؛ ولی کسی که درد دین ندارد در کمین انجام آن می نشیند.»
شناخت معنای سیاست در نگاه پیشوای نخستین از این روست که منطقاً سیاست رسانه جامعه اسلامی بخصوص جامعه تشیع نیز می بایست همان باشد که امام اول به آن ملتزم بوده و در راه دفاع از همان نیز به شهادت رسیده است. صدا و سیمای جمهوری اسلامی مانند همه رسانه های مهم و تأثیرگذار دیگر، نیازمند برقراری رابطه ای حسنه با سیاست است منتها سیاستی که خودش هم حسنه باشد. سیاست در جامعه اسلامی نمی تواند بی اعتنا به مصلحت اسلام و انقلاب و مردم باشد. در جامعه اسلامی مردم ولی نعمتند و مسئولان خدمتگزار. در سیاست اسلامی جایگاه قدرت حاکم در حکومت، پایین تر از جایگاه مردم در حکومت است ...
ادامه مطلب
رمضان
جام جم - قاب کوچک - شنبه 07 شهريور 1388

رمضان ماه امساک است. ماه دوری و اجتناب. ماهی که در آن اختیار انسان به بوته آزمایش گذاشته می شود تا انسان بودن او مجال بروز و ظهور پیدا کند. رمضان ماهی است که در آن معلوم می شود انسان برخلاف آنچه در کتاب علوم مقطع ابتدایی خوانده ایم، «ماشین» نیست که پیوسته و به طور منظم نیازمند تأمین سوخت برای خود باشد. انسان گاهی وقتی نیاز اولیه خود را آناً برآورده نکند و صبر پیشه سازد بیشتر و بهتر می تواند مفیده فایده –هم برای خود و هم برای دیگران- باشد. رمضان ماه خداست چون انسان در آن دعوت به سفره خداوند می شود. سفره ای که خوراک آن نقطه مقابل خوردنی های زمینی، یعنی «جوع» است. یا همان «گرسنگی». آن هم نه گرسنگی از سر ناچاری و نداری، بلکه نخوردن و نیاشامیدن و گرسنه ماندن با کمال اختیار. خدا در این ماه از انسان با «اختیار» پذیرایی می کند. با خصیصه اصلی متمایز کننده انسان از دیگر مخلوقات آفرینش. سفره میهمانی خداوند در رمضان سفره تقوا و خویشتن داری و اجتناب؛ و یا همان «اختیار» و به دنبال آن «اراده» است.
پیداست که ادب میهمانی اقتضا می کند همه دیگر مشغولیات انسان در این ماه نیز در راستای همین تقوا و اجتناب باشد. اگر می گویند روزه دار واقعی کسی است که چشم و گوش و زبان و دیگر اعضاء و جوارح او نیز روزه باشند از همین روست. از همین جا نقش و جایگاه مهم رسانه بخصوص رسانه دیداری و شنیداری یعنی صدا و سیما در این ماه ویژه مشخص می شود. به جرأت می توان گفت تلویزیون در این ماه سنگین ترین بار مسئولیت را در میان دیگر رسانه ها بر دوش می کشد چون بیش از همه نمونه های دیگر، اختیار و انتخاب مخاطبش را سلب یا دست کم محدود می کند. تلویزیون امروزه به یکی از ضروری ترین نیازها برای زندگی تبدیل شده و خیلی ها حتی یک روز هم نمی توانند خاموشی تلویزیون منزل خود را تاب بیاورند. این البته عیب است و نقص؛ اما با این توجیه نمی توان از تلویزیون رفع تکلیف نمود. دست اندرکاران صدا و سیما در این عصر سیطره تکنولوژی بر زندگی بشر، بخواهند یا نخواهند نقش تعیین کننده در سمت و سو دهی و هدایت مخاطب خود به «صلاح» یا «فساد» دارند ...
ادامه مطلب
مقاومت
جام جم - قاب کوچک - شنبه 17 مرداد 1388
23 مرداد روز پيروزی مقاومت اسلامی مردم لبنان بر رژيم صهيونيستي، روز مقاومت اسلامی نامگذاری شده است. مقاومت اسلامی مردم لبنان از جهات زیادی یادآور مقاومت اسلامی مردم مظلوم فلسطین است با این تفاوت که رژیم اشغالگر اسرائیل هنوز پا از خانه و کاشانه مردم فلسطین بیرون نگذاشته و همچنان ددمنشانه بر مرد و زن و پیر و جوان و کودک بی گناهش می تازد و بی شرمانه ادعای تظلم در قبال جنایات گذشته نازی های فاشیست دارد. گویا قانون «من هدف، دیگران وسیله» رسم تکرارشونده تاریخ است که هر زمانی با صورتی تازه و در پوستینی نو رخ می نماید.
با نگاهی به کارنامه سینما و تلویزیون در موضوع مقاومت اسلامی مردم فلسطین، نه چون این روزها داغدار از دست دادن کارگردان شایسته ای همچون سیف الله داد هستیم –که البته همزمانی مبارکی است- بلکه بی هیچ اغراق و تعصبی خواهیم پذیرفت که در تولیدات رسانه ای سینما و تلویزیون ما در این زمینه تابحال اثری به محبوبیت و ماندگاری «بازمانده» ساخته نشده است. مرحوم سیف الله داد در فیلم تأثربرانگیز «بازمانده» از همه امکانات بیانی سینمایی که در دست دارد بهره می گیرد تا در یک کلام، «مقاومت» را برای بیننده به تصویر بکشد. مقاومتی که نه فقط نشأت گرفته از عشق به وطن و محدوده جغرافیایی، که از آن مهمتر ریشه دار در باورهای دینی و اعتقادی است. مقاومتی که اسلامی است نه قومی و نژادی و ناسیونالیستی.
«بازمانده» روایت یک تغییر است. تغییر شخصیتی به نام دکتر سعید عوده از پزشکی بی اعتنا به سیاست و مبارزه، به مبارزی جان بر کف که حتی حرفه پزشکی اش را هم وقف حمایت از انتفاضه می کند ...
ادامه مطلب
جوانی
جام جم - قاب کوچک - شنبه 10 مرداد 1388

دوشنبه 12 مرداد روز جوان است و به جرأت می توان گفت مهمترین مخاطبین سینما و تلویزیون هم جوانان هستند. یکی از عناوین درسی هنرآموزان سینما و تلویزیون «مخاطب شناسی» است و آگاهی درست و کامل از این مهم نیز به حق یکی از مهمترین بایستگی های یک هنرمند فیلمساز و برنامه ساز است. با این توضیح شاید بتوان گفت از ضروری ترین لوازم کارگردانی برای دست اندرکاران رسانه، هنر شناخت ویژگی ها و نیازهای قشر جوان جامعه است یا به عبارت دیگر: «جوان شناسی». از طرفی هم عمده فیلمسازان و برنامه سازان کشور، جوانان هستند و وصول به این شناخت و این مقصد نمی بایست کار سخت و پیچیده ای باشد مگر آنکه پای موانعی مثل ساده انگاری و بی اعتنایی و کم کاری و فرار از مسئولیت در میان باشد که در آن صورت تعجبی ندارد اگر به کم قانع شویم و هیچ قله و آرمان و بایدی را پیش رو نینگاریم.
کتاب ارزشمند «بچه هالیوود» داستان زندگی یکی از این جوانان عاشق فیلمسازی است که از کودکی توی دست و بال استاد مسلم سینما «جان فورد» بزرگ و تربیت شده است. همانطور که از نام کتاب نیز پیداست ما قرار است ما داستان یک «بچه» را بخوانیم. بچه ای که همیشه بچه است حتی وقتی به اصطلاح بزرگ می شود و به عنوان کارگردان و تدوینگر فیلم می سازد و جایزه می گیرد و ... . شاید همین ویژگی اصلی، مهمترین درسی باشد که ما قرار است از این سرگذشت شیرین بیاموزیم در رابطه با موضوع جوان شناسی. از قدیم برای کارهای کودکانه و نسنجیده و احساسی تعبیر «جوانی کردن» به کار برده اند و رفتار درست و معقول و مقبول را رفتار میانسالانی که پیراهن ها پاره کرده اند دانسته اند. شاید بعضی جوان ها این را توهین به ساحت جوان تلقی کنند و برنجند اما در واقع همین زنده بودن شور کودکی و نشاط در وجود جوان است که او را به میانسالانی که جوانی شان مرده و یا به دست خود آن را کشته اند برتری می دهد. به استثنای پیرسالان زنده دلی که همچنان کودکی خود را نگه داشته اند جوانی عموماً آخرین سال های کودکی انسان است. شناخت جوان مستلزم شناخت شور و نشاط و خستگی ناپذیری غیرقابل وصفی است که نمونه اش را بیش از همه در کودکان خردسال سراغ داریم. و البته همچنین مستلزم شناخت خرد و منطق و تجربه ای که در بزرگسالان بیشتر مصداق دارد. اما چرا جوانی بهتر از کودکی و بزرگسالی است؟ چرا از این بین، جوانی را بهار زندگی نامیده اند؟ شاید چون فصل اعتدال زندگی جوانی است. جوانی برهه ای درخشان از زندگی هر فرد است که در آن مزایای کودکی هست و معایبش نیست، مزایای بزرگسالی هم هست و معایبش نه، و این فرصت غنیمتی است که نمی توان بی اعتنا و حتی کم توجه به آن بود ...
ادامه مطلب
جانباز
جام جم - قاب کوچک - شنبه 03 مرداد 1388

«متولد ماه ژوئیه» فیلمی است از فیلمساز شهیر سینمای جنگ امریکا اولیور استون که هر چه نباشد به خاطر شاهکار «جوخه» اش شایسته ستایش فراوان است. این فیلم درباره یک مجروح جنگی امریکایی است که پس از جنگ نه یک جانباز مفتخر که معلولی نادم است. راجر ابرت درباره استون، جوخه و این فیلم می نویسد: «خود استون یک سال در جنگ ویتنام شرکت داشت. او در فیلم قبلی اش، «جوخه» نشان داده بود که چگونه نظامیان امریکا گیج و سردر گم می شوند وقتی که نمی دانند دشمن در کجاست و از کجا ضربه می زند. در «متولد چهارم ژوئیه» استون به زیبایی صحنه ای را تصویر می کند که «ران کویک» عملاً بر اثر همین قاعده مرتکب اشتباه می شود و همین اشتباه است که باعث صدمه و یک عمر از کار افتادگی او می شود. چیزی که ران کویک بعد از آن همیشه به آن می اندیشد و از آن رنج می برد. متعاقب این صحنه ها، به صحنه بیمارستان جنگی می رسیم. جایی که شفقت و راستی در آن راهی ندارد، جایی که یک زخمی در برانکار چوبی افتاده، ولی کسی به آن کمک نمی کند. مجروح از خشم و درد به خود می پیچد و می نالد... دکتر به او می گوید که پایش را باید قطع کند ولی او دوست دارد پایش بماند و دکتر قبول می کند. در بازگشت به زندگی روزمره، کویک باید قهرمان چهارم ژوییه به حساب آید، ولی نوشته های روی دیوار و انگشت نمایی مردم این را نمی گوید...».[1]
«متولد چهارم ژوییه» مثل «جوخه» تصویر عیانی از خطای بزرگ امریکا در تحمیل جنگ ویتنام به مردم ویتنام و نیز مردم امریکاست. جنگی که گویی نه مبارزه در آن افتخار است و نه کشته شدن و جانبازی در آن. با این همه می بینیم که نگرش فیلمساز به این سرباز نادم و پشیمان جنگ رفته نگاهی همراه با تحسین و تقدیر است چراکه اگر عمل به قصد و نیت باشد ناگزیر می بایست حساب فریب خوردگان را از حساب فریبکاران جدا نمود. سربازان چه گناهی داشته اند که قربانی اهداف پلید سیاستمداران شده اند؟ آیا گناهشان اعتماد به مسئولین کشورشان است؟ این واقعیت حاوی نکته ظریفی است در باب ارزش ذاتی ایثار و فداکاری. مسئله مهمی که نمی بایست در گذر ایام و با تغییر سیاست ها رنگ ببازد و یا به پسند سیاستمداران بازتعریف و وارونه شود ...
ادامه مطلب
اعیاد اسلامی
جام جم - قاب کوچک - شنبه 27 تير 1388

دوشنبه عید است. عید مبعث. یکی از مهمترین اعیاد جامعه اسلامی ما. اما آیا کسی در این روز برای تماشای برنامه های تلویزیون حساب جداگانه ای باز می کند و صدا و سیما توانسته جای خود را به عنوان یکی از مهمترین برنامه های روزانه در اعیاد اسلامی در میان خانواده ها باز کند؟ آیا تلویزیون توانسته عاملی باشد برای شادتر بودن و لذتبخش بودن این روزهای تعطیل؟ اگر پاسخ منفی باشد می پرسیم: چرا؟ و اگر مثبت باشد از کم و کیف آن می پرسیم: چقدر؟ و چگونه؟
در واکنش به پاسخ منفی پرسیدیم چرا؟ حرفمان این است: چرا نمی بایست تلویزیون که از مؤثرترین رسانه های کشور است، که به اقتضای ماهیتش هرگونه قدرت انتخاب را از مخاطبش سلب می کند و خودش است که جای مخاطبین برایشان انتخاب می کند، که از اصلی ترین عوامل فرهنگ سازی در جامعه به شمار می رود، که باید آینه و بازنمای احوال مردم جامعه خویش در مقاطع مختلف زمانی باشد، چرا چنین رسانه مهمی نمی بایست یکی از بهترین گزینه های مردم یک جامعه برای سهیم شدن در شادی عمومی در اعیاد اسلامی باشد؟ چرا رسانه ای که می تواند آن همه مؤثر باشد نتواند حتی در اصل القای عید بودن اعیاد اسلامی در کنار اعیاد باستانی همچون عید نوروز اندکی مؤثر و تعیین کننده باشد؟ آیا این از جایگاه تلویزیون در کشور نمی کاهد؟ اعتبار و اهمیت آن را پایین نمی آورد؟ اعتماد عمومی نسبت به آن را کمرنگ نمی کند؟ و آیا این تنزل مرتبه، رسانه های دیگر را با فرهنگ های دیگر و بایدها و نبایدهای دیگر جایگزین آن نمی کند؟ آیا هیچ دلسوز اسلام و انقلاب و مردم هست که به این تهدید راضی باشد؟ ...
ادامه مطلب
عفاف
جام جم - قاب کوچک - شنبه 20 تير 1388
امروزه در ليبرالترين كشورهاي دنيا نيز اعتقاد و التزام به عفاف امري است مسلم و اختلاف در ميان جوامع مختلف تنها بر سر حد و مرز اين مساله است. به طور خاص در عالم هنر نيز به روشني ميتوان آثار اين نگرش عمومي و جهاني را مشاهده نمود. سينما از ابتداي شكلگيري، همراه با نظارت ارگانهاي مسوول بر حفظ عفاف و اخلاق بوده و هماكنون نيز اين نظارت ادامه دارد. به طور مثال در هاليوود كه بزرگترين و پرآوازهترين صنعت سينمايي دنياست، همين امروز نيز شاهد اعمال سانسور يا درجهبندي فيلمها و تفكيك كاربردي سينماها براي نمايش آثار توليدي هستيم. شبكههاي تلويزيوني نيز از اين قاعده مستثني نيستند و به هر شكل ممكن اين نظارت اخلاقي بر عملكرد آنها وجود دارد. اين امر، عدم امكان انكار اعتقاد جهاني به عفاف را گوشزد ميكند و نيز اين مهم را كه اختلاف نه در اصل مساله كه در حدود و قيود آن است ...
ادامه مطلب
قلم
جام جم - قاب کوچک - شنبه 13 تير 1388

قلم پل انديشهها و فضايل است چنانكه پل بيماريهاي فكري و رذايل هم ميتواند باشد. قلم طلايهدار آزادي است چنانكه ابزار قدرتمند سلطه نيز ميتواند باشد. قلم پاسدار صدق و راستي و عدالت است چنانكه اگر در دست نامهذبين باشد ميتواند به مهمترين وسيله اشاعه كژي و دروغ بدل شود و به شمشير اعدام عدل و انصاف و حقيقت. قلم را گاه به گزافهترين قيمت هم نميتوان خريد و گاه ممكن است به بخسترين بها فروخته شود؛ تا صاحب قلم كه باشد. ميتوان سخن قلمي را نشنيده پذيرفت و حرف قلمي ديگر را نه شنيد و نه پذيرفت. اينها همه نشان از اهميت قلم و روز چهاردهم تيرماه دارد.
چه كسي ميتواند منكر وامداري سينما و تلويزيون از ادبيات و يا به عبارت ديگر زبان قلم يا همان «كلمه» باشد؟ حتي فيلمهاي صامت هم وامدار ادبياتند. سياوش جمادي در بخش دهم رساله «سينما و زمان» با عنوان «قلمرو دلالت تصوير» بيان مبسوطي در اين باره دارد كه به جهت اهميت آن در موضوع اين نوشتار بخشهايي از آن را در اينجا نقل ميكنيم: ...
ادامه مطلب
تلخ و شیرین
جام جم - قاب کوچک - شنبه 06 تير 1388

هماكنون 20 سال از پايان حماسه دفاع مقدس ميگذرد. سينما و تلويزيون در طول اين سالها تلاش بسياري كرده براي بازتاب وقايع و معرفي انسانهاي تاريخساز جنگ تحميلي عراق عليه ايران. جوانان از جانگذشتهاي كه رفتند و با ايمان جنگيدند تا از اين خوان نعمتالهي، شهادت، ايثارگري و آزادگي را توشه بردارند و ديگراني كه بييادگار بازگشتند تا شاهدان شهود شهيدان جبهه حق عليه باطل باشند. شهود بر آن راز پنهان عالم كه جز به بهاي خون فاش نميشود ...
ادامه مطلب
اعتیاد
جام جم - قاب کوچک - شنبه 30 خرداد 1388

وظيفه رسانه ملي در اين باره چيست؟ مبارزه؟ مبارزه چيست؟ پيشگيري؟ درمان؟ و يا پاك كردن صورت مساله؟ زياد شنيدهايم و درست هم هست كه ميگويند معتاد بيمار است، مجرم نيست. اما آيا در راه تحقق اين شعار گام موثري برداشتهايم؟ آيا نگاه ما به اعتياد همان نگاه به بيماريهاي ديگر است يا اين كه اگر هم مدعي هستيم كه آن را بيماري ميدانيم ميان اين بيماري و ديگر عارضههاي جسمي و روحي تمايزي آشكار قائل شدهايم نظير همان تمايزي كه براي ايدز به وجود آمده است؟ معتاد مجرم نيست؟ بيمار است؟ چرا اين را ميگوييم؟ ...
ادامه مطلب
فمینیسم
جام جم - قاب کوچک - شنبه 23 خرداد 1388

فمينيسم چيست؟ تنها زماني ميتوان بهاين پرسش پاسخ داد كه با نگاهي تاريخي و با در نظر گرفتن موجهاي اول، دوم و سوم فمينيسم و نيز رويكردهاي مختلف به آن در صدد پاسخگويي بهاين سوال برآييم نه فقط با در نظر گرفتن يكي از مكاتب فمينيستي و اطلاق آموزههاي آن به كليت جريان فمينيسم ...
ادامه مطلب
اقتباس
جام جم - قاب کوچک - شنبه 16 خرداد 1388
چارهاي نداريم جز اينكه در هنر تـخـصـصـي سـيـنـمـا و تـلـويزيون حرفه تخصصي داشته باشيم. نميتوانيم هم بهترين داستاننويس باشيم هم بهترين كارگردان و هم بهترين بازيگر و طراح صحنه و گريمور و هم بهترين نورپرداز و فيلمبردار. درست است كه كارگردان خوب كسي است كه شناختي جامع از همه عوامل تاثيرگذار در نتيجه نهايي كار داشته باشد اما اين به معناي خودمحور بودن كارگردان و يا از اين بدتر غرور و تماميت طلبي او نيست.
يكي از مهمترين نقايص سيما و سينما در ايران عدم رواج اقتباس از آثار ادبي براي روايت تصويري در قالب فيلم و سريال است. درست است كه نمونههاي موفقي در اين زمينه در حافظه سينمايي كشور به ثبت رسيده و از آن جمله ميتوان به آثار ماندگاري چون «ناخدا خورشيد»، «گاو»، «قصههاي مجيد»، «شبهاي روشن» و «گاوخوني» اشاره كرد اما اين نمونهها براي اثبات رابطه حسنه فيلمسازان ما با اقتباس ادبي كافي نيستند ...
ادامه مطلب
تقوا
جام جم - قاب کوچک - شنبه 09 خرداد 1388

پس به سادگي ميتوان دريافت كه همان اندازه كه روحانيون و مبلغان ديني در كنار تحصيل علم ميبايست به دنبال تهذيب نفس و تخلق به اخلاق حسنه باشند، اهالي فرهنگ و هنر كشور نيز ميبايست در هنر خويش مهذب باشند و باتقوا. اما تقواي ديني با تقواي هنري تفاوت دارد. درست است كه همه فعاليتهاي فرهنگي بشري اعم از علم و فلسفه و هنر تنها در صورتي آرمانياند كه نه همعرض بلكه ذيل دينباوري و ايمان قرار بگيرند اما اين يگانگي مقصد، به معناي غفلت از تفاوت راه نيست.
در آستانه سالروز رحلت بزرگمرد علم و عمل، معرفت و اخلاق، و دين و سياست حضرت امام خميني(ره) هستيم؛ آن كه سخن طلايي «علم حجاب اكبر است» او تا هميشه بايد آويزه گوشمان باشد و فراموش نكنيم اصل و ريشه همه چيز عمل است و علم هم اگر شأني دارد از عمل دارد. امام خميني(ره) در سخناني خطاب به حوزههاي علميه و مبلغين ديني ــ كه در كتابي تحت عنوان «جهاد اكبر يا مبارزه با نفس» به چاپ رسيده است ــ ايشان را دعوت به تقواي ديني مينمايند و جملاتي دارند كه نه فقط براي روحانيون كه براي اهل رسانه و در راستاي تقواي هنري نيز راهگشاست. اين آموزهها به اصولي ميمانند كه فيلمسازان و برنامهسازان تنها ميبايست به دنبال شناخت مصاديق آنها در شيوه و راه متفاوت خود باشند. در اين اجمال، به ذكر برخي از اين رهنمودها و اشاره به برخي مصاديق آنها در هنر فيلمسازي ميپردازيم ...
ادامه مطلب
ارتباطات
جام جم - قاب کوچک - شنبه 19 ارديبهشت 1388

آيا تكنولوژي، نهايت آرزوي دنياي امروز ارتباطات است؟ آيا سينما و تلويزيون و اينترنت پيامبران يا خداوندان بشر امروزند؟ نظريه «امت واحده» پيشتر آرمان پيامبران آسماني و بخصوص خاتم انبياء(ص) و معجزه او قرآن بوده است، اما آيا مراد از «دهكده جهاني» همان «امت واحده» است؟ علامه محمدتقي جعفري(ره) با طرح نظريه «حيات معقول» وحدت كلمه جهاني بر دين حضرت ابراهيم(ع )(ان اتبع مله ابراهيم حنيفا نحل123) را مقصد نهايي كمال جمعي بشر عنوان ميكند. نظريهاي كه مورد استقبال انديشمندان جهاني واقع ميشود و براستي ايدهاي است ژرف، انساني، الهي و «معقول.» اما اين آرماني است كه متأسفانه هيچ سنخيتي با نظريه «دهكده جهاني» كه امروزه بت اعظم دنياي ارتباطات است ندارد. دنياي ارتباطي امروز كه وسيلهاش همان پيام است1، قالبش همان مضمون و در نتيجه رسانهاش نيز عين ايدئولوژي و اين پيام و مضمون و ايدئولوژي نيز غفلت، عادت، تعلق و نياز و فراموشي است چگونه ميتواند با ملت واحد ابراهيم(ع) يا از آن بالاتر آيين پاك محمد(ص) جمع شود، چه برسد كه با آن همسو و همراستا فرض شود ...
ادامه مطلب
معلم امروز
جام جم - قاب کوچک - شنبه 12 ارديبهشت 1388

فرقي نميكند محتواي برنامهها چه باشد. همين كه مخاطب امروز ميپندارد تلويزيون از وسايل و لوازم اوليه خانه است، همين كه گاه پيش از نيازهاي اصلي ديگر و يا حتي به جاي آنها به دنبال برآوردن اين نياز تكنولوژيك است، همين كه خود را ملزم ميداند اوقات فراغت از كار روزمره را با عمل روزمره ديگري كه بعضا تماشاي بيهدف تلويزيون است پر كند، همين كه «عادت» به تماشاي تلويزيون پيدا كرده است، همين كافي است براي اينكه او را تحت سيطره بيچون و چراي اين معلم نه چندان والامرتبه امروز بدانيم. آري، تلويزيون مثل همه ديگر مصاديق تكنولوژي امروز در ذات خويش بيش از آنكه دعوت به تعالي كند دعوت به تباهي مينمايد. تباهي به وسيله مسخ شدن در فراموشخانه عادات و نيازهاي غيرضرور و كاذبي كه مهمترين ويژگي انسان بودن يعني «اختيار» را نشانه رفتهاند. انسان، آزاد و مختار كه نباشد ديگر انسان نيست. حيوان هم نميشود چون غريزه بيدار حيوان در همه حال او را نسبت به نيازهاي اصلي حيات خود هشيار نگه ميدارد. انسان بياختياري كه در غلبه تكنولوژي مسخ شده، ماشين است؛ چيزي از جنس همان نيروي متجاوزي كه او را مغلوب خويش ساخته است. او به حال خويش رها نميشود بلكه با تغيير ماهيت، به خدمت جنود دشمن درميآيد. تكنولوژي صورت امروزين شيطان است و اسارت انسان در تعلق به ماشين، موفقيت امروزين اهريمن. چه بايد كرد؟ ...
ادامه مطلب
ماهیت سینما
جام جم - قاب کوچک - شنبه 29 فروردين 1388

ما آن گاه ميتوانيم سينما را در خدمت نيازها و معتقدات خويش درآوريم كه نخست سينما و معتقدات خويش هر دو را آن چنان كه هست نه آن چنان كه خودمان ميپسنديم بشناسيم و سپس به جاي تركيبهاي خامدستانه و ملغمههاي بيحساب از تكنيك و محتوا، در جستجوي راهي براي امتزاج درست و هوشمندانه غالب بيگانه با محتواي خودي برآييم. بايد بدانيم كه تكنولوژي را نميتوان فارغ از پيام و هدفي كه در خود مستتر دارد همچون ظرفي آماده براي پذيرش هر محتوا و فرهنگ و اعتقادي درآورد. چه بسا درست برخلاف تصور رايج، بدترين راه شناخت سينما شناخت تكنيك بدون پيش زمينه شناخت ذات و ماهيت باشد. فيلمساز كه ماشين بشود ديگر فقط ميتوان از او به عنوان ماشين بهره كشيد. ذهن او از پيش برنامه ريزي شده و فقط آنطور كه برايش ديكته كردهاند فكر و عمل ميكند. اموري از پيش برايش بديهي فرض شده و اموري محال كه ديگر هيچ كس نميتواند ترديدي در اين قضاوتهاي غلط پيشين او به وجود آورد. چه بسا از همين رو مقالاتي اينچنين كمتر در جوامع سينمايي مورد توجه و تأمل و حتي تحمل قرار ميگيرند. در اين اجمال، گزيدهاي هدفمند از مباحث مطرح شده در اين تحقيق ارزشمند را از زبان خود متفكر شهيد نقل ميكنيم. بديهي است كه با توجه به مجال كوتاهي كه داريم از اين نقلها معرفي و ارائه شمايي كلي از مقاله مذكور را مدنظر داشته ايم نه انتقال درست درونمايه اثر را...
ادامه مطلب
سیمای نو
جام جم - قاب کوچک - شنبه 22 فروردين 1388

ادامه مطلب
فرزند کمتر!
جام جم - قاب کوچک - شنبه 17 اسفند 1387

هشت تا، حاصل حدود سي سال نوشتن، همين هشت كتاب است.
چرا اينقدر كم مينويسيد؟
من در وزارت بهداشت كار ميكنم. آنجا شعار ما اين است كه: «زايمانهاي فراوان و پيوسته، مادرها را ضعيف ميكند و بچهها را لاغر و مردني و بدبخت»؛ لابد روي خودم اثر گذاشت!
گفتگو با هوشنگ مرادي كرماني1
درست است. در عالم هنر هم هرچه فرزند كمتر باشد، حيات هنري بهتري ميشود داشت؛ و البته ميدانيم كه بهتر بودن لزوما به معناي بيشتر بودن نيست اگرچه آن هم يكي از ثمرههاي كمتر آفريدن است. هميشه در صحنه بودن و پيوسته در فضاي هنري كشور مشغول به كار و فعاليت هنري بودن شايد كمك كند شهرت و اعتبار و اسم و رسم هنري، تا اندازهاي حفظ شود و صاحب اثر به فراموشي سپرده نشود اما اين ماندگاري ناچيز و غيرقابل اعتنا محدود به زندگي جسماني هنرمند است و با مرگش، پايان مييابد. حيات هنري اما مثل حيات جسماني انسان نيست. حد و مرز ندارد و تاريخ مصرفش بسته به ارزش هنري آثار هنرمند تا نسلها و قرنهاي متمادي ميتواند اعتبار داشته باشد...
ادامه مطلب
سریال تاریخی
جام جم - قاب کوچک - شنبه 10 اسفند 1387

شايد براي همين است كه كمتر مجموعه داستاني تاريخي است كه مورد بياعتنايي كامل از سوي مخاطب عام و خاص قرار بگيرد. عمده اين قبيل برنامهها يا موافق سرسخت دارند و يا مخالف سرسخت. بسته به تلقي سازنده از ميزان لزوم وفاداري به واقعيتهاي تاريخي، روشهاي متفاوتي در اين شكل برنامهسازي در تلويزيون به وجود آمده است. برخي معتقدند واقعيتهاي خشك، غير جذاب و غير دراماتيك را ميتوان با تغيير جزئيات به نفع روايت داستاني به تصوير كشيد و چه بسا نويسنده و كارگردان حق ارائه برداشت شخصي ولو مخالف با برداشت مشهور از وقايع تاريخي را هم دارند. برخي ديگر به لزوم مطابقت مو به موي وقايع، شخصيتها و جزئيات داستاني با واقعيت مشهور و مستند تاريخي معتقدند و في نفسه اعتباري براي بيان دراماتيك و جذاب هنري قائل نيستند. پيداست كه داستانگويي، در نگرش نخست و استناد تاريخي، در نگرش دوم ملاك اصلي است. عمدتا مخاطب به جذابيت دراماتيك راغب است و تصميمگيرنده سياسي و فرهنگي جامعه يا مورخين و محققين، به صحت و سقم برداشتها و تفسيرهاي تاريخي حق با كدام است؟ اين؟ آن؟ هر دو؟ و يا هيچكدام؟...
ادامه مطلب
به بهانه می زاک
جام جم - قاب کوچک - شنبه 26 بهمن 1387

نامشخص بودن انگيزه و هدف از فيلمسازي. ما چرا فيلم ميسازيم؟ چه در سينما و چه در تلويزيون و بدتر از آن چرا فكر ميكنيم بايد از هرچه ساختهايم دفاع كنيم و همه هم بايد در اين دفاع با ما همصدا باشند؟ چرا فكر ميكنيم يا وانمود ميكنيم كسي كه با خلق هنري ما مخالف است خودي نيست، شيفته غرب است و از مبنا مخالف سينما و تلويزيون ملي؟
ما چرا فيلم ميسازيم؟ در سينما براي اينكه نگويند نميتوانيم فيلم بسازيم و براي اينكه سينماهايمان تعطيل نشود و چيزي باشد كه برود روي پرده و مردم را دل خوش كند به اينكه هنوز سينماي وطني دارند؟ آيا آرمان ما براي هنر اسلامي و انقلابي كه به آن ميباليم اين كميتهاست؟...
ادامه مطلب
خرق عادت
جام جم - قاب کوچک - شنبه 12 بهمن 1387

زندگي في نفسه ملازم با سكونت و آرامش و امنيت و امكان آيندهنگري است. يعني زندگي بشر ملازم با عاداتي است كه او را دعوت به ماندن ميكنند و انقلاب، كوچيدن است... تقابل «انقلاب و استقرار» تقابل «فرهنگ و تمدن» است...
ادامه مطلب
گریه
جام جم - قاب کوچک - شنبه 21 دي 1387

تحليل اينكه آوردن مجالس عزا به خانههاي مردم تا چه اندازه مطابق با اهداف اصلي عزاداري است و انعكاس مجالس سوگواري در راديو و تلويزيون حضور جمعي و اتحادآفرين مردم را در كنار هم افزايش ميدهد يا به عكس آن را تا حد بسيار زيادي كمرنگ ميكند بحث ديگري است. سخن ما اينجا در رابطه با همان نقش آگاهيدهي و اطلاعرساني فراگير رسانه است و اينكه ميتواند مخاطب يك گوينده مذهبي، واعظ و روحاني و مرثيه خوان را ميليوني كند.
بحث گريه و عزاداري بر مصائب خاندان امام حسين (ع) از ديرباز مسالهاي چالش برانگيز بوده و لزوم مداومت بر آن يا تغيير فرم و نحوه مبادرت به آن، مورد سؤال بوده است. استاد شهيد مرتضي مطهري و مرحوم دكتر علي شريعتي از مهمترين آزاد انديشان ديني هستند كه در انديشههاي خود به اين موضوع توجه خاص نمودهاند. امروزه تلويزيون كه بزرگترين رسانه ارتباطي در دسترس براي عامه مردم است و به نوعي قرار است در ايام محرم نقش مبلغ مذهبي را در مقياسي وسيع و گسترده ايفا كند و از اين مهمتر، درستي و نادرستي رويكردش بيشترين تأثيرات مثبت و منفي را در جامعه بوجود ميآورد، حساسيت ويژهاي در اين خصوص داراست. رسانه ملي چه ديدگاهي را ميبايست مورد توجه قرار دهد و چه نگاهي را اصل و مبنا گيرد؟ براساس اصل تضارب آراء عمل كند و هربار به گونهاي متفاوت و حتي متعارض با رويكرد قبلي؟ مبنا چيست؟...
ادامه مطلب
اشباع کاذب
جام جم - قاب کوچک - شنبه 07 دي 1387

چرا چنين است؟ آيا تلويزيون در ايران آن طور كه بايد نيست و منشأ همه اين آسيبها دستاندركاران توليد برنامه در صدا و سيما هستند؟ آيا مردم و مخاطبان تلويزيون مقصرند؟ يا اصلاً تلويزيون ماهيتاً چنين خصوصيتي دارد و آوردن همه چيز به سطح، ويژگي ذاتي آن است؟ و آيا واقعا هركس به تلويزيون آمد هنرمندي سطحي است؟...
ادامه مطلب
غم در رسانه
جام جم - قاب کوچک - شنبه 23 آذر 1387

تسكين براي ما خيلي اوقات پذيرفتنيتر از درمان است. مثل كودكي كه شربت را به خاطر تلخياش نميخورد ما هم درمان را به خاطر سختيهايش يا همراه با تسكين ميخواهيم يا اصلا نميخواهيم. درياي متلاطم را ترجيح ميدهيم به درياي آرام و روح بخشي كه مسبوق به توفان است. وقتي با كسي مشكلي پيدا ميكنيم حوصله جر و بحث و نتيجهگيري نداريم. ترجيح ميدهيم با او قطع رابطه كنيم يا صورت مساله را پاك كنيم و به انبار عقدههاي ناخودآگاهمان بفرستيم و اصلا درباره هرآنچه يادآور تلخي و سختي است نه حرف بزنيم و نه فكر كنيم. چه بسا خودمان هم خوب ميدانيم كه همين سرپوش گذاشتن بر دردها و غمها باعث افزايش و ادامه يافتن آنها ميشود، اما باز هم اصرار داريم بر اينكه نقد را به نسيه نفروشيم و لذت گذراي اين لحظه را فداي لذتهاي دائم لحظههاي ديگر نكنيم. پادشاهان هم براي همين با شخصيتي به نام «دلقك» دمخور بودهاند. كار دلقك خنداندن است؛ با هر زوري و به هر بهانهاي. او پادشاه را ميخنداند تا از بار فكري مسووليت رهايش كند و برايش همان كاري را انجام دهد كه مشروبات الكلي و ديگر وسايل تخدير انجام ميدهند. ولي تلويزيون مسكر و مسكن و مخدر نيست...
ادامه مطلب
هدف برنامه سازی
جام جم - قاب کوچک - شنبه 09 آذر 1387

از طرف ديگر هم نقشه بنا را طوري طراحي نميكند كه مخاطب را به هر قيمتي راضي نگه دارد و مثلا به جاي راحتي و زيبايي، امكان كسب درآمد هرچه بيشتر با اجاره دادن فضاهاي مختلف ساختمان را براي صاحبخانه فراهم سازد. ارزشهاي هنري و اعتقادي خودش را فداي پسند مشتري نميكند. موقعيت هنري خود را به موقعيتي فني، مهندسي، مكانيكي و يا بدتر از همه تجاري تنزل نميدهد. نه اينكه تجارت به خودي خود بد باشد؛ بلكه چون هنر ابزار تجارت نيست. چنانچه علم و دانش هم نيست. همانطور كه پزشك خوب و روحاني خوب هيچكدام نميبايست با هدف كسب موقعيت مادي و رفاهي در جامعه به فعاليت بپردازند، هنرمند خوب هم چنين است.
هنرش را به هيچ قيمتي نميفروشد. آنچه به او پرداخت ميكنند را مابهازاي فعاليت هنرياش نميداند، هرچقدر هم كم باشد بدان رضايت دارد و در نظرش تنها هديهاي است در قبال خدمتي كه به رشد خود و جامعه كرده است.
هنرمند، وقتي ميميرد كه تاجر شود...
ادامه مطلب
سریال خانوادگی
جام جم - قاب کوچک - شنبه 25 آبان 1387

اين رويكرد به خودي خود قابل دفاع يا رد نيست و همه چيز به نوع نگاه نويسنده و كارگردان برميگردد. از طرفي نياز مخاطب چيزي نيست كه به بهانه فرهنگسازي و پيامرساني بتوان از آن صرف نظر نمود و از طرف ديگر هم سوءاستفاده از نياز مخاطب شايسته نيست. بنابراين چنين بحثهايي عمدتا جنبه پژوهشي دارند و به قصد شناخت بيشتر سياستهاي توليدي تلويزيوني صورت ميگيرند و هدف از بيان آنها لزوما ارزشگذاري نيست، اگرچه طبعا به طور كامل پيراسته از آن هم نخواهد بود. در واقع شناخت تاثير زنان و خواستهاي ايشان بر ساخت سريالهاي خانوادگي و از طرف ديگر تاثير سريالهاي خانوادگي بر زنان و مناسبات رفتاري ايشان در راستاي خودآگاهي هر دو گروه توليدكننده و مصرفكننده است و سودمندي اين شناخت و خودآگاهي در تعاملات اجتماعي مخاطبان و سياستهاي برنامهسازي تلويزيوني بر كسي پوشيده نيست...
ادامه مطلب
اجتهاد در کارگردانی
جام جم - قاب کوچک - شنبه 11 آبان 1387

برخي براي پاسخ به سؤالات مذكور نقاشي همچون پيكاسو را مثال ميآورند كه قبل از نقاشي به سبك كوبيسم به صورت كلاسيك نقاشي ميكرده و اين را مستمسك قرار ميدهند براي قائل شدن به لزوم آموزشهاي كلاسيك و ادعاي اينكه براي ساختارشكستن لاجرم ميبايست ساختار دانست. ابتدا بايد قواعد را شناخت و بعد آنها را زير پا گذاشت. برخي ديگر اما معتقدند اشتغال به اصول و قواعد كلاسيك ذهن را محدود ميكند و بداعت و خلاقيت را ميخشكاند و تمسك به معدود نوابغ جسوري كه توانستهاند خود را از بند بايدها و نبايدها برهانند نميتواند اطلاق و عموميتي در پي داشته باشد. و اصلا منطقي هم نيست كه چيزي را ياد بگيري براي آنكه فراموشش كني و به آن پايبند نماني...
ادامه مطلب
هنر تسخير لحظه ها
جام جم - قاب كوچك - شنبه 27 مهر 1387

تلويزيون اما غالبا گونه ارتباطي متفاوتي نسبت به ديگر هنرها داراست. هنر تلويزيون جلب توجه تماشاگري است كه كمتر خودش را دربست در اختيار جعبه جادويي قرار ميدهد و عموما در برنامه روزانهاش كارهاي ديگر، اصل و تماشاي تلويزيون، فرع به حساب ميآيد. يك برنامه ساز موفق تلويزيوني شكارچي توانايي است كه ميتواند با صَرف توجه مخاطبين از كارهاي خودخواستهشان، آنها را پاي تلويزيون بنشاند و به انتخابي غير منتظره و پيش بيني نشده و بي برنامهريزي قبلي، وادارشان كند. او با برنامهاي كه به روي آنتن پخش فرستاده رجزخواني ميكند، مبارز ميطلبد و ادعا دارد ميتواند با جذب تماشاگر، همه ديگر مشغوليتهاي او را در لحظه، تحتالشعاع خود قرار دهد و اوقات بيننده را براي ساعتي، دقيقهاي و يا فقط ثانيه و لحظهاي به تسخير خود درآورد...
ادامه مطلب
نیروی انتظامی
جام جم - قاب کوچک - شنبه 13 مهر 1387

همه چيز به شناخت از چگونگي نيل به اين موفقيت برميگردد. آيا فيلم تبليغاتي فيلمي است كه بيانيه صادر كند و به مستقيمترين شكل ممكن پيامش را به خورد مخاطب بدهد؟ در اين صورت چه تفاوتي با بيلبورد و پلاكارد خواهد داشت. بماند كه امروزه تبليغات بيلبوردي گرافيكي و خوب هم سعي ميكنند به صورت غيرمستقيم حرفشان را به بيننده منتقل كنند. تعجبي هم ندارد، اين اصلا خاصيت هنر است و وجه تمايز آن از ابزارهاي بياني ديگر.
مدتهاست سخن از اين ميرود كه سيستم عظيم فيلمسازي هاليوود يكسره دارد در تبليغ صهيونيسم قدم برميدارد؛ چرا كه بزرگترين كمپانيهاي ساخت فيلم توسط اندك يهوديان نافذ در هاليوود اداره ميشوند و سير كلي سياستها و حمايتها بر اين محور متمركز است. بحث در اثبات اين مدعا مثل بحث در خصوص مالكيت فيلمي ميماند كه تهيه كنندههاي متعدد دارد و هر كدام فيلم را از آن خود ميدانند. دانستن اينكه سيستمي را چه كسي اداره ميكند و با چه سياستهايي اداره ميشود ارتباطي به آثار هنري توليد شده ندارد. مهم زبان بياني است...
ادامه مطلب
برنامه مذهبی
جام جم - قاب کوچک - شنبه 06 مهر 1387

در اينجا هم نيازمند شناخت درست از ماهيت «برنامه مذهبي» هستيم. آيا به برنامهاي مذهبي ميگوييم كه به طور مستقيم ارتباطي با بخش عبادي دين داشته باشد؟ اگر در برنامهاي نامي هم از اين شعائر برده نشده بود اما صفاتي مثل صداقت، محبت، بخشش، عفت و صبر مورد ستايش و رذائل اخلاقي همچون دروغ، كبر، ريا، بخل، غرور و بدخويي مورد نكوهش واقع شده بود، اين برنامه شايسته اتصاف به عنوان «برنامه مذهبي» نيست؟ ...
ادامه مطلب
برنامه زنده
جام جم - قاب کوچک - شنبه 16 شهريور 1387
صدا و سيما و برنامهسازی زنده

اگر در هنرهاي نمايشي باورپذيري قله موفقيت محسوب ميشود، در برنامه زنده كه به دليل وجود شخصيتهاي واقعي كمتر در معرض باورناپذيري و رويگرداني مخاطب قرار دارد القاي هرچه قدرتمندتر حس حضور است كه اوج موفقيت به حساب ميآيد...
ادامه مطلب
تدوین مستند
جام جم - قاب کوچک - شنبه 09 شهريور 1387

به دليل محدوديتهاي فيلمبرداري، كارگردان مستند از لحظه فيلمبرداري كارگردان بود تا پايان تدوين نماها و آماده شدن فيلم براي نمايش. امروزه اما وضعيت بهگونه ديگري است. امكان گسترده و بدون محدوديت فيلمبرداري حتي از غيرمعمولترين زوايا و با كمترين هزينه، موجي از تصاوير گوناگون فيلمبرداري شده، راشهاي آرشيوي فراوان و متريال اوليه غير قابل تصوري از نماهاي تصويربرداري شده پيش روي تدوينگر قرار ميدهد و از اين رو ديگر نميتوان كارگرداني مستند را كارگرداني در حين فيلمبرداري ناميد. حالا آنچه اهميت دارد، تدوين است...
ادامه مطلب
تلویزیون و روزنامه - جام جم - قاب کوچک - شنبه 19 مرداد 1387

شناخت اقتضائات رسانه مستلزم آگاهي از وجوه تمايز نمونههاي مشابه است و توجه به اينكه نبايد شباهتهاي زياد بين دو ابزار بياني موجب اغفال از تفاوتهاي بنيادين و مهم آنها شود. شايد دليل مهم اين خطاي رايج، تعدد شباهتها در مقابل معدود بودن تفاوتها باشد و غفلت از اينكه گاه لازم است از شباهتهاي فراوان موجود چشم پوشيد و به يك تفاوت كوچك ولي مهم توجه داشت. ادبيات گفتاري ما هم بر اين مشكل افزوده و مرز ميان فعالان مختلف رسانهاي را از ميان برداشته است. كارگردان در نظر ما كارگردان است. فرقي نميكند ابزارش سينما باشد يا تلويزيون، چنانچه نويسندهاي را هم كه براي روزنامه مينويسد از نويسنده ماهنامه و فصلنامه تمايز نميدهيم و گاه دست به مقايسه نادرست و ارزشگذاري كلي ميزنيم...
ادامه مطلب
برنامه های ترکیبی - جام جم - قاب کوچک - شنبه 05 مرداد 1387

ادامه مطلب
سیمای مستند - جام جم - قاب کوچک - شنبه 29 تير 1387

ادامه مطلب
ادبیات در رسانه - جام جم - قاب کوچک - شنبه 08 تير 1387

شكي نيست كه منشا فكر اوليه يك فيلم يا برنامه تلويزيوني نويسنده است. ديگر عوامل و حتي كارگردان به نوعي اجراكننده فكر نويسنده هستند اگرچه با تواناييهاي خود ميتوانند اين فكر اوليه را غنا بخشيده و كامل كنند يا با ضعفهاي خود حرف نويسنده را بياثر، غلط و حتي وارونه به نمايش بگذارند.
اين مساله به روشني، اهميت نگارش در تلويزيون را گوشزد ميكند. نگارش براي سيما از 2 بخش قابل بررسي است. نخست ايده و سپس زبان. اينگونه نيست كه هر تصويرنامه تلويزيوني نيازمند زبان اديبانه و هنري باشد و از آن طرف هم هر ايده خوبي به تنهايي ارزش يك تصويرنامه خوب را تضمين كند...
ادامه مطلب
نگرش به شادی - جام جم - قاب کوچک - شنبه 01 تير 1387
پائولو كوئيلو
مدتي است اين بحث مطرح شده كه چرا در راديو و تلويزيون ما شادي اين قدر كمرنگ است، چرا به غمها و عزاها بيش از شاديها بها ميدهيم و اين كه چرا اصولا مردم ما مردم ناشادي هستند و بسياري اوقات خودشان بر اين فضا دامن ميزنند و صدا و سيما در واقع مطابق سليقه عموم عمل ميكند...
ادامه مطلب
اوقات فراغت - جام جم - قاب کوچک - شنبه 25 خرداد 1387

ادامه مطلب
سیمای حرفه ای - جام جم - شنبه 21 ارديبهشت 1387

ادامه مطلب
سینما از تلویزیون - جام جم - قاب کوچک - شنبه 24 فروردين 1387

حالا چه بايد كرد؟ ميشود به اين دعوا دامن زد و بر فاصله سينما و تلويزيون مدام اصرار ورزيد؟ نياز مخاطب چه ميشود؟ در اينكه فيلم سينمايي براي پرده عريض و سالن تاريك سينما ساخته ميشود و اقتضائات توليد اقتضائات پخش را هم تعيين ميكند شكي نيست. اصلاً توليد برنامه در اين دو رسانه دو مهارت جداگانه ميطلبد و نميتوان به صرف اينكه هر دو فيلم هستند بدون توجه به فرآيند توليد، هر كدام را از ديگري پخش نمود و مشكلي هم پيش نيايد. اما اين يك روي سكه است. مساله ديگر مخاطب است. عامل مهمي كه خود به تنهايي بسياري از اقتضائات توليد را تغيير ميدهد و قانونهاي قطعي پنداشته شده را تبصره ميزند. كسي كه بايد باور كند مخاطب است و وقتي خود مخاطب شرايط جديدي را انتخاب ميكند و آن طور كه دوست دارد باور ميكند نميتوان گفت اشتباه ميكند و بايد هدايت شود.
تماشاي فيلم سينمايي از تلويزيون به صورتي كه پيوستگي ميان صحنهها حفظ شود و امكان جلو يا عقب بردن و نگه داشتن تصوير وجود نداشته باشد تماشا از شبكه نه از طريق ويدئو و بهصورت ضبط شده ميتواند بسياري از نگرانيهاي سينمادوستان را برطرف سازد و شرايط مطلوبي براي تماشاي فيلم سينمايي در خانه به وجود آورد. در واقع تفاوت مديوم تلويزيون با سينما از جنبه اندازه كادر و سالن تاريك امروزه تا حد مقبولي قابل رفع شده و شايد تنها نگراني موجود امكانات ويدئويي ضبط و پخش باشد كه درگيري حسي و پيوستگي صحنهها را كه در تدوين، آگاهانه لحاظ شدهاند مختل ميكند. تماشاگري كه بداند با از دست دادن يك صحنه يا حتي يك ديالوگ امكان دوباره ديدن و شنيدن آن برايش فراهم نيست، شرايط مناسبتري را براي ديدن خود فراهم ميكند چراكه فيلم سينمايي ساختار سريال تلويزيوني را ندارد كه بتوان همزمان با مشغوليات ديگر خانه آن را ديد و سير داستاني را هم بدون مشكل چنداني دنبال كرد. در واقع وقتي مخاطب آگاهي لازم را از تفاوتهاي ساختاري فيلم سينمايي و تلويزيوني داشته باشد و با هر يك همانطور كه بايد مواجه شود، ميتوان به رسيدن به سطح قابل قبولي از نزديكي سينما و تلويزيون با هم و با مخاطب و آشتي مباركي ميان اين سه اميدوار بود. وب منبع
ب.م.م بگیریم - جام جم - شنبه 13 بهمن 1386
از همين جا ميتوان به اهميت «مستند» در دنياي جديد پي برد. زندگي خصوصي بازيگران سينما براي دوستدارانشان بسيار جذاب است و البته دستمايه سودجويان رسانهاي و مطبوعاتي قرار گرفته، چرا كه واقعيتر و مستندتر از شخصيتشان در فيلمها به نظر ميآيد و از اين رو، مصاحبه با عوامل فيلم، براي مخاطب شيرين است كه ميتواند دستكم براي دقايقي ديالوگهاي خود بازيگر را بشنود، نه آنچه در فيلم به او ديكته شده است. اين اقتضائات مخاطبان امروز سينما موجب شده به عامل مهم «باورپذيري» طور ديگري پرداخته شود؛ با حواشي و دانستنيهاي جداي از خود فيلم. رويكرد برنامههاي اشاره شده به آثار سينمايي داستاني هم از همين نوع است؛ مستند جلوه دادن روابط داستاني و شخصيتهاي اثر با تحليل جامعهشناسانه و پيدا كردن مصاديق «واقعي» براي آنها.
پرداختن به درستي و نادرستي چنين رويكردي بايد با در نظر گرفتن ارتباطات زمانه صورت بگيرد. شايد بهتر ميبود همچون گذشته، داستان را به خودي خود باور كنيم، بدون پيشزمينه با اثر مواجه شويم و وجوه ناخودآگاه اثر را با نقد و تحليل، خودآگاه نكنيم، اما چه ميشود كرد؟ در عصر مدرن ما كه همه چيز تا «ديدني» نشود، باوركردني نيست؛ مگر چاره ديگري هم هست؟ چه فايده وقتي براي نمايش فيلم در تلويزيون به بهانه تغيير ذائقه مخاطب، خواست او را برآورده نسازيم و آنوقت انتظار «ديده شدن» آن را داشته باشيم؟ بايد چاره ديگري انديشيد. چارهاي كه «سينما ماوراء» از ميان ديگر نمونهها بيشتر به آن نزديك شده است. فيلم را ببينيم و بعد نقد كنيم تا اگر بدون پيش آگاهيها باور كرديم چه بهتر و اگر نه، خوب ادامه برنامه براي ما ساخته شده است. رعايت ميانهاي بين خواست بيننده و خواست اثر نبايد فراموش شود. عمده مطالبي كه در سينما ماوراء مطرح ميشود، در مسير همين باورپذير كردن و ارائه مصاديق مستند شخصيتهاست.
از اينرو، بيشتر به بررسي روانشناسانه اثر توجه دارد تا جنبههاي سياسي و حواشي غيرمرتبط با موضوع اصلي فيلم. به نظر ميرسد رسيدن به اين نقطه مشترك سنجيده و درست، فقط در صورتي امكانپذير است كه ياد بگيريم چه موقع چه چيزي را فداي چه چيزي بكنيم. جمع كامل ميان خواست و انتظار «بيننده» و «اثر» غيرممكن يا دشوار است، اما رسيدن به (ب.م.م) بزرگترين مقسوم عليه مشترك اين دو يا همان صرفنظر كردن از خواستهاي غيرهمخوان يكي با ديگري و رسيدن به اولين نقطه اشتراك، ميتواند به بهبود كيفي موردنظر رهنمونمان سازد. وب منبع


