مولوی
جام جم - اندیشه - چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۸

عبدالحسین زرین کوب در جلد دوم کتاب «سر نی» فصولی جداگانه دارد عیناً با نام های «با شمع شریعت» و «در جاده طریقت» که در آن به واکاوی اندیشه عرفانی مولوی و شرح رهیافت های سالکانه او می پردازد. این نوشتار به معرفی تفسیر زرین کوب از جایگاه شریعت در طریقت مولانا جلال الدین محمد بلخی می پردازد. مولوی، ملای روم که به معنای واقعی کلمه شمس شیدای حقیقت است و صوفی درویشی مصداق بارز این بیت لسان الغیب، خواجه شیراز که فرمود: «حافظ ار آب حیات ازلی می خواهی/ منبعش خاک درِ خلوت درویشان است.»
زرین کوب بر آن است که طریقت مولانا به هیچ رو جدا از شریعت یا در مقابل آن نیست بلکه اصلاً سلوک در طریقت حقیقت به نزد مولانا نمی تواند بی نیاز از شریعت باشد؛ همچنان که هیچ مسافری در سیاهی مسیر خود بی نیاز از روشنایی نیست. به اعتقاد او این امر بر خلاف متمسکین به ظاهر بعضی مقالات صوفیه، نه فقط از آن روست که در وجود مولانا سالک عارف با زاهد متشرع به هم آمیخته است و وی انصراف به عوالم مربوط به احوال و مقامات متصوفه را مانع از اشتغال به دقایق عبادات و معاملات متشرعه نمی یابد، بلکه بیشتر از آن روست که عرفان عملی وی مبتنی بر طریقه اولیاست، و اولیاء نیز در نظر او وارثان واقعی انبیاء هستند. مولوی خود در دفتر پنجم مثنوی تصریح دارد که شریعت همچون شمع است و طریقت حکم راه رفتن را دارد. بدین شرح که جاده طریقت از وحشت و خطر خالی نیست و آنچه زداینده این تهدیدهای پیش روست، نور شریعت است؛ و بدینگونه شریعت با طریقت ملازم است و مادام که سالک طریق به مقصد نرسیده باشد از هیچ یک از این دو بی نیاز نمی تواند باشد ...
ادامه مطلب
انسان دفاع مقدس
جام جم - اندیشه - پنجشنبه ۲ مهر ۱۳۸۸

گفتار متن برنامه های مجموعه روایت فتح شهید سید مرتضی آوینی به ترجیع بندی می ماند که بیت تکرار شونده آن تکیه بر جایگاه تاریخی انسان جنگ است. این تکرارشوندگی ترجیع بندوار اصلاً مشخصه بیانی سید شهیدان اهل قلم است که بیش از همه ما را به یاد اسلوب بیانی سوره های قرآن، بخصوص عروس آن ها «الرحمن» می اندازد. این نوشتار به مناسبت هفته دفاع مقدس به جستجوی جوانب مختلف این مضمون تکرارشونده در سلسله برنامه های ماندگار روایت فتح می پردازد و متن گفتارها در آن، برگرفته از کتاب «گنجینه آسمانی» است که توسط انتشارات ساقی به چاپ رسیده است.
جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در آیینه وجود راوی شهید، سید مرتضی آوینی مهلکه خون آلود و دهشتناکی که تصور اولیه مفهوم جنگ به ذهن انسان متبادر می کند نیست. توپ و تانک و انفجار و جراحت و مرگ نیست. تنازع بقا نیست. او رزمندگان دفاع مقدس ایران اسلامی، بچه های قرن پانزدهم هجری قمری را انسان های یکه و بی بدیلی در تاریخ حیات بشر می داند که «کره زمین قرن هاست انتظار آنان را می کشد تا بر خاک مبتلای این سیاره قدم گذارند و عصر بی خبری و جاهلیت ثانی را به پایان برسانند». او بر آن است که «عصر بعثت دیگرباره انسان آغاز شده است و اینان منادیان انسان تازه ای هستند که متولد خواهد شد. انسانی که خداوند توبه او را پذیرفته و او را بار دیگر برگزیده است.» سید شهید، دفاع مقدس را عظیم ترین واقعه تاریخ حیات بشر پس از بعثت انبیا می بیند و در نظرش بسیار شگفت آور است که «انسان در متن عظیم ترین تغییرات تاریخ جهان و در میان سردمداران این تحول زندگی کند و از غفلت در نیابد که در کجا و در چه زمانی زیست می کند.» (شب عاشورایی، مجموعه روایت فتح) ...
ادامه مطلب
از منظر اندیشه
جام جم - اندیشه - یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۸

ارتباط آموزه های دینی با علم و فلسفه از مغفول مانده ترین ضروریات کنونی جامعه ما و نیز رسانه های تأثیرگذار بر آن از جمله صدا و سیما است. امروزه با پیشرفت و گسترش علوم طبیعی همچون فیزیک، شیمی و زیست شناسی و نیز علوم انسانی نظیر فلسفه، روان شناسی و جامعه شناسی دیگر نمی توان و نباید در بحث های دینی سخن از منقولات صرف به میان آورد و در مقابل «تعقل»، از «تعبد» دفاع نمود. این گزینه شاید در زمانه ای که می شد از اشاعه فرهنگ های مخالف جلوگیری به عمل آورد و چشم ها و گوش ها را از عقیده بیگانه مصون داشت، امکان پذیر می بود اما امروز در عصر ارتباطات و در زمانه انفجار اطلاعات قطعاً نمی توان چنین موضعی نسبت به دانش های طبیعی و انسانی بشر داشت و سخن از حذف و منع و سانسور به میان آورد و به این بهانه آزادی بیان را به محاق برد و امید گسترش دین در جوامع بی دین را نیز در سر پروراند. در زمانه ما کودکان نیز از چرایی احکام و بایدها و نبایدهای دین می پرسند و می بایست پاسخی درخور برایشان داشت چه برسد به غول های علم و فلسفه شرق و غرب که گاه نظام فکری خود را سراسر بر پایه الحاد بنا کرده اند و اهتمام اصلی خود را به رد و انکار دین و نگرش دینی به هستی گمارده اند. بی شک این دانشمندان و فیلسوفان پرآوازه، پیروان فراوانی و نیز نفوذ بسیاری نیز در میان حقیقت جویان عالم دارند. آیا موضع دینداران نسبت به این پرسش های بنیادین جدید، می بایست طرد و انکار و یا از آن بدتر تسلیم و انفعال باشد؟ ویژه برنامه شبکه چهارم سیما برای ساعت پیش از افطار در ماه مبارک رمضان که «معنای زندگی» نام دارد در راستای همین نیاز مهم ولی مورد غفلت یا کم توجهی واقع شده جامعه ایفای نقش می کند ...
ادامه مطلب
امام علی (ع)
جام جم - اندیشه - چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸

شهادت مولای متقیان حضرت امام علی (ع) رویدادی ویژه در میان مناسبت های مذهبی ما شیعیان است. علی (ع) بزرگی است که به جمع اضداد می شناسندش. هم جاذبه دارد و هم دافعه، هم امام مهربانی است هم مرد جهاد، هم عارف است هم سیاستمدار، هم حاکم جامعه اسلامی است هم با دل چاه مدینه همراز. براستی کیست این انسان کاملی که بر دوستدارانش حتی بیم افراط و غلو می رود و مهرش بر دل ها در شرق و غرب عالم در میان مسلمان و مسیحی و شرقی و غربی اینچنین طوفان به پا می کند؟
علامه محمد تقی جعفری کتابی دارد با عنوان «فرازهایی از زندگی امام علی (ع)» که در آن با بیانی ایجازگونه ولی مؤثر، به معرفی پنج وجه اصلی از شخصیت امام علی (ع) می پردازد. کتاب بر اساس همین وجوه شامل پنج فصل مجزا با این عناوین گویاست: 1- علی وسیاست؛ 2- علی و جهاد؛ 3- علی و نهج البلاغه؛ 4- علی و عرفان مثبت و 5- علی و مسأله مرگ. این نوشتار به گزارش اجمالی همین پنج وجه محوری شخصیت امام علی (ع) با رجوع به مضامین مطرح شده در این اثر ارزشمند، می پردازد ...
ادامه مطلب
مسأله حجاب
جام جم - اندیشه - پنجشنبه 29 مرداد 1388
کتاب «مسئله حجاب» از تأثیرگذارترین و جریان ساز ترین آثار استاد شهید مرتضی مطهری (ره) است. این دو ویژگی اصلی، «مسئله حجاب» را به کتابی مرجع پیرامون این آموزه دینی مهم تبدیل کرده و پیرامون آن بحث های موافق و مخالف بسیاری را نیز ایجاد نموده است. کتاب «مسئله حجاب» کتابی نیست که مخاطب خود را گزینش کند اگرچه همه بخش های آن نیز قابل فهم برای همگان نیست. کتاب جوانب مختلفی دارد که هر کس بسته به نگاه خود به مقوله حجاب و عفاف می تواند از آن بهره مند شود. هم علاقمندان به مسائل تاریخی و اجتماعی پاسخ خود را در این کتاب می یابند –یا دست کم سؤالاتی بنیادین در آن خواهند یافت- هم علاقمندان به مباحث فلسفی و هم متخصصین در علوم دینی که به مباحث نقلی و استدلالی و در یک کلام فقهی مسئله بیشتر بها می دهند. در واقع کتاب «مسئله حجاب» نمونه مصداقی بارزی است که علاوه بر تشریح جوانب مختلف بحث حجاب و عفاف جامعیت اندیشه استاد را نیز به مخاطب خود می نمایاند. پیشتر لازم به ذکر است که استاد خود واژه پوشش را بر حجاب ارجح می داند و «مسئله حجاب» چه بسا به دلیل شیوع واژه حجاب چنین نامگذاری شده در حالی که آنچه در اسلام است به نزد استاد شهید پوشش است نه حجاب: «استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتاً جدید است. در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها، کلمه «ستر» که به معنی پوشش است به کار رفته است... بهتر این بود که این کلمه عوض نمی شد و ما همیشه همان کلمه «پوشش» را به کار می بردیم. زیرا چنانکه گفتیم معنی شایع لغت حجاب پرده است، و اگر در مورد پوشش به کار برده می شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود.» ...
ادامه مطلب
کرامت انسانی
جام جم - اندیشه - چهارشنبه 28 مرداد 1388
کرامت انسانی در اندیشه اسلامی
در مسئله کرامت انسانی دو دیدگاه کاملاً متفاوت در اصول و نتایج در اندیشه اسلامی مطرح است. کرامت انسانی در اسلام بر دو قسم است. نخست «کرامت ذاتی» که برآمده از آیه شریفه «ولقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا»: و ما به تحقیق فرزندان آدم را تکریم نمودیم و آنان را در خشکی و دریا به حرکت درآوردیم... (اسراء، 70) است و دیگری «کرامت ارزشی عالی» که منبعث است از آیه شریفه «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم»: ... قطعاً با کرامت ترین شما نزد خداوند، باتقواترین شماست. (حجرات، 13). علامه محمد تقی جعفری در تحقیق خود درباره نظام حقوق بشر اسلام و غرب با بیان این دو قسم در تأیید اصل کرامت ذاتی انسان علاوه بر تأکید بر صراحت آیه «ولقد کرمنا...» آیه دیگری را هم به عنوان منشأ این حکم متذکر می شود: «منشأ این کرامت ذاتی عبارت است از رابطه بسیار مهم و با ارزش خداوندی با انسان، که از آیه شریفه: «و نفخت فیه من روحی»: و در او (انسان) از روح خود دمیدم. (حجر، 29)... استفاده می شود که با این تکریم بسیار با عظمت، او را شایسته سجده فرشتگان فرمود.»[1]
اختلاف از اینجا آغاز می شود که برخی (گویا از جمله علامه جعفری) بر این نظرند انسان با از دست دادن کرامت ارزشی خود و فاصله گرفتن از تقوا به عوان معیار کرامت ارزشی کرامت ذاتی را هم از دست می دهد. این در حالی است که این نظریه گویا با نصوص دینی و فتاوای فقها مطابقت ندارد ...
ادامه مطلب
حقوق بشر
جام جم - اندیشه - چهارشنبه 14 مرداد 1388

به مناسبت روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی بار دیگر به سراغ آثار قلمی استاد علامه محمد تقی جعفری رفتیم و این بار اندیشه ایشان را در مسأله روزآمد حقوق جهانی بشر مورد تأمل و مداقه قرار دادیم. کتاب «حقوق جهانی بشر، مقایسه و تطبیق دو نظام: اسلام و غرب»[1] کتابی است حاوی تأملاتی بدیع در باب حقوق بشر از دیدگاه اسلام که به زعم ناشر محترم در پیشگفتار ویرایش جدید آن، ریشه های این تأمل و توجه استاد محمد تقی جعفری به حقوق بشر غرب، به دهه 40 خورشیدی بر می گردد و در جاهایی از تفسیر مبسوط وی به مثنوی مولوی، گفتارهایی در این زمینه قابل ملاحظه است. چند سال بعد با اوج گرفتن و داغ شدن مباحث حقوق بشر در بسیاری از کشورهای اسلامی، او تئوری های خود را حول محور بحثی با عنوان «تطبیق در دو نظام حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام و غرب» ارائه می کند که چون ظاهراً این موضوع پیش از وی سابقه نداشته، به قول ناشر محترم «آنان که باید بدانند، دریافتند که تدوین این حقوق و استخراج مواد گوناگون آن از بطن متون اسلامی، حاصل تلاش های شخصی او بوده است.»
سخن گفتن از حقوق جهانی بشر به خودی خود مستلزم اعتقاد به لزوم اتحادی پایدار میان همه افراد بشری با ملیت ها و فرهنگ های مختلف است. آیا چنین اتحادی ممکن است؟ نگارنده در بخشی مجزا با طرح اشکالات مختلف و بررسی و پاسخگویی به آن ها به طور کامل به این مسأله پرداخته اما آنچه در ابتدای کتاب شایان توجه است نفس توجه به این ضرورت با طرح مشترکات انسانی است که در قالب این جملات بیان شده است: «یک عامل بسیار اساسی، و یا یک استعداد پایدار می تواند همه انسان ها را با یکدیگر هماهنگ کرده و آن ها را با تساوی داشتن در صدها نیرو و فعالیت و پدیده مشترک، در یک نظام حقوقی جهانی متحد سازد. به عبارت دیگر، اگر ما بتوانیم انسان ها را به حسب «وجدان»، «عقل عملی» و «فطرت»، مورد درک و دریافت قرار بدهیم، بی تردید خواهیم دید «اندیشه های لطیف فلسفی و باورداشت های متعالی مذهبی»... به عنوان عالی ترین مبانی هماهنگی و اتحادهای بشری قابل پژوهش و تحقیق قرار می گیرند.» ...
ادامه مطلب
توحید فتوا
جام جم - اندیشه - پنجشنبه 28 خرداد 1388

کتاب «توحید فتوا» نوشته سید محمدرضا طباطبایی، مدیر محترم مدرسه علمیه شهیدین بهشتی و قدوسی (ره) و جامعه الزهراء (س)، حاوی طرح پیشنهادی جامع و مبسوطی است در خصوص رفع مسئله سؤال برانگیز اختلاف فتاوا که امروزه با وجود نظام جمهوری اسلامی امری لازم و ناگزیر می نماید. به گفته نویسنده کتاب: «شیعیان... می گویند تا دیروز طاغوت مانع بود، امروز و در جمهوری اسلامی که آن را با خون عزیزانمان برپا کرده ایم چرا؟» آنچه پیش روست امید معرفی اجمالی این طرح اندیشیده و پروریده ارزشمند را دارد و نه داعیه تبیین درست آن را؛ چه اگر تبیین آن در وجیزه ای این چنین ممکن بود نگارنده خود آن را در همین حد و اندازه -و نه بیشتر- ارائه و تبیین می نمود. کتاب «توحید فتوا» توسط انتشارات اطلاعات، در تهران، سال 1385 به چاپ رسیده است.
با نوشته پشت جلد کتاب می آغازیم: «امروز دیگر نمی توان به کسی گفت به شما مربوط نیست. همه خودشان را مسئول و ذی حق و طلبکار می دانند. مردم امروز حتی نوجوان ها چرایی هر حکم و دستوری را می پرسند و می خواهند توجیه شوند و رمز و رازها را بدانند. دو روز شدن عید فطر در یک کشور را مردم دیگر برنمی تابند و واکنشهای آنان نسبت به این رخداد شاید به گوش مراجع عظام نرسد. اینها پیش بینی یا حدس و گمان نیست. بازگویی واقعیتهایی است که باید آنها را پذیرفت و برای آنها فکری کرد. مشکل و علامت سؤال در این زمان و با این مردم هرچه بماند حل آن دشوارتر خواهد شد و ممکن است –خدای نخواسته- پیش آمدهای ناگواری رخ دهد.» ...
ادامه مطلب
شهادت
جام جم - اندیشه - یكشنبه 03 خرداد 1388
به مناسبت سوم خرداد، سالروز فتح خرمشهر
مرگی از جنس حیات

هنر آن است که بمیری پیش از آنکه بمیرانندت و مبدأ و منشأ حیات آنانند که چنین مرده اند.
سید مرتضی آوینی
مرگ همواره پیچیده ترین پرسش فلسفه و اندیشه بوده، هست، و خواهد بود. اگر «هستی» تنها وجود این جهانی باشد مرگ مساوی خواهد بود با «نیستی» و آن گاه معنای هستی متوقف بر شناخت معنای مرگ است. و مگر نه اینکه رسالت فلسفه کشف، تفسیر و توضیح مبدأ و منشأ و مقصد جهان هستی است؟ اگر مرگ نیستی نباشد و خود آغاز هستی دیگری دانسته شود آن گاه بحث از این نیز پیچیده تر خواهد شد. آنقدر که دیگر عقل بشری را یارای فهم آن نیست و تنها می توان دست به دامان عقل وحیانی یا «ایمان» شد. مرگ افسونگر بی مانندی است که تنها بی اندیشه آن و با فراموشی از یاد آن می توان فارغبال و آسوده خاطر دل به حیات محدود خویش خوش داشت و به خیال خود مرگ را میراند. توجه فیلسوفان اگزیستانس به «مرگ آگاهی» از این منظر رهیافتی تحسین برانگیز است و خود به تنهایی نشان از تفاوت بنیادین این تفکر از دیگر اندیشه های فیلسوفانه بشری دارد. داستان کوتاه «دیوار» ژان پل سارتر چه بسا بهتر از هر بیانیه فیلسوفانه ای نمایانگر این رهیافت نیکوست.
اما این تنها یک شروع است. مرگ آگاهی می تواند ما را از جهل مرکبی که میوه مسموم درخت عادات و روزمرگی هایمان است برهاند اما این رهایی تا به گسستن از همه دیگر تعلقات بازدارنده از کمال نینجامد با تعالی نسبتی ندارد. تعالی آن گاه حاصل می شود که آدمی بتواند نه فقط پیوسته مرگ آگاه باشد، که نیز بتواند آنجا که باید، از زندگی دست شوید و خود، مرگ را برگزیند. سیاوش جمادی در رساله «سینما و زمان» سخنی دارد در باب مرگ خودخواسته ذیل دو بحث «تعالی» و «حالت دینی» که در مورد نخست (تعالی) می نویسد: ...
ادامه مطلب
یاد بهجت
جام جم - پنجشنبه 31 ارديبهشت 1388

اينجا سخن در ورع و پرهيزگاري است. از تواضع و فروتني، از تقوا. تقوا يعني پرهيز و خويشتنداري، يعني خود نگه داري. يعني گاه امساك و دوري و اجتناب و گاه اهتمام كامل بر انجام وظيفه و عمل مشتاقانه به آنچه بايد. اشكال در اين است كه ما عمدتاً از تقوا فقط يكي از اين دو معنا را مدنظر قرار ميدهيم. يا تنها وجه سلبياش را و يا تنها وجه ايجابياش را. و از اين اسفبارتر اينكه غافلانه ترك واجبات و انجام محرمات را بهاي بهانه انجام مستحبات و مكروهات قرار ميدهيم و با غفلت از آن اصل، دلخوش به اين فرع داريم...
ادامه مطلب
دینداری مدرن
نشریه دانشجویی حضور - اردیبهشت ۱۳۸۸
نقدی بر اظهارات اخیر محمد مجتهد شبستری در رابطه با دین و مدرنیته
دینداری مدرن یا پرستش و بندگی انسان

سخنان اخیر محمد مجتهد شبستری در انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان، بار دیگر بحث قرائت های مختلف از دین را به میان کشید. بحث روشنفکری دینی و یا آن طور که شبستری می پسندد نواندیشی دینی. بحث اینکه دینداری می تواند متفاوت باشد به قرائت های مختلف. آن هم از نوع بشری و انسانی. و دین گویا بیش از آنکه حقیقتی شایسته شناخت و پیروی باشد همچون دست و پا زدن های راسیونالیستی بشر برای فهم معنا و فلسفه هستی و زندگی، مکتبی است ساخته ذهن بشر که در عرض مقولاتی چون علم، فلسفه و هنر قرار دارد و همان برخوردی را می طلبد که انسان درمانده و اسیر در سوبژکتیویته مدرن با آن سه می کند. شبستری می گوید: «بنده هیچ وقت این تعبیر را به کار نمی برم که دین چیزی است که از جای دیگر آمده است . من هیچ وقت این تعبیر را به کار نمیبرم. ممکن است بعضی ها این تعبیر را به کار برده باشند. دین کار آدم است به این معنا، دین سلوک آدمی است. آن چیزی که ما به آن دین می گوییم یعنی سلوک معنوی آدمی. راه روی معنوی آدمی. آدمی یک کار میکند کار علمی است. یک عمل انجام می دهد عمل فلسفی است. یک عمل انجام می دهد عمل هنری است و عمل دیگری هم انجام می دهد عمل دینی است. در آن عمل دینی سعی می کند از زندگی روزانه فراتر برود و یک عمقی را درک بکند و به اصطلاح افق معنوی درونی خودش را گشوده تر بکند. این دین آدمی است و کسی که اهل این کار است او دین دارد». البته وقتی علم، فلسفه و هنر را که به اندازه همه محدودیت ها و نقص های آدمی، ناقص و ابطال پذیرند را هم عرض دین فرض کنیم دیگر چه جای عجب اگر از دین نه ثباتی انتظار داشته باشیم و نه جامعیتی و نه برنامه ای برای نیل به کمال انسانی. اصلاً این دین نو! برای چیست؟ برای خالی نبودن عریضه و برای برخورداری از پناهگاهی افیونی که به هنگامه یأس و درماندگی به آن پناه بریم و برای ضعف های وجودی خود دل خوش کنکی خیالی و خودساخته داشته باشیم؟...
ادامه مطلب
گشت ارشاد!
یادداشت چاپ نشده
امر به معروف و نهی از منکر در کلام شهید مرتضی مطهری (ره)
ارشاد مطهر

مطهری، حسینیه ارشاد، مسئله امر به معروف و نهی از منکر و حالا گشت ارشاد. این ها چه رابطه ای با هم دارند؟ حسینیه ارشاد شاهد نزدیک و عینی روشنگری ها و بیدارگری های شهید مرتضی مطهری است. سخنانی که مصداق بارز امر به معروف و نهی از منکر و یا همان معنای زیبای واژه «ارشاد» است. اما گشت ارشاد در این میان چه نقشی دارد؟ میراث ارزشمند استاد که امام خمینی (ره) درباره اش فرمود: «آثاری که از او هست بی استثنا همه آثارش خوب است و من کس دیگری را سراغ ندارم که بتوانم بگویم بی استثنا آثارش خوب است» چنین میراث فرهنگی گرانقدری حضور ارشادانه بی مانند مطهري در جامعه ماست و حالا گشت ارشاد حضوری است نادرست که علامه شهید خود پیشتر در بیاناتی که راجع به امر به معروف و نهی از منکر و لوازم و شرایط آن دارد مخالفت خود را با این نحوه حضور نشان داده است...
ادامه مطلب
فرهنگ ایرانی
جام جم - پنجشنبه 03 بهمن 1387

ادامه مطلب
هدف زندگی
جام جم - يكشنبه 03 آذر 1387

... انديشه عميق و قلم ساده و روان استاد در عين بي پيرايگي و دوري از تكلف، دربردارنده ژرفترين مضاميني است كه فيلسوفان جهان امروز گاه به زبان مغلق و غيرقابل فهميكه گمان ميرود خود نيز قادر به فهم درست آن نيستند، نميتوانند ذرهاي به اين عمق و جامعيت معنا دست يابند. براي شنيدن از زبان علامه جعفري كتاب «فلسفه و هدف زندگي» را برگزيدهايم كه در عين اجمال، عمده سؤالات پيرامون مساله هدف حيات را كه اساسيترين پرسش جوان امروز است مطرح كرده و با استدلالهاي منطقي، نقل قولها، اشعار و تمثيلات زيبا به پاسخ آنها مبادرت ورزيده است. با اين انتخاب شرح زندگي استاد را به زينت نگاه ايشان به هدف زندگي ميآراييم...
ادامه مطلب
اجابت (2)
جام جم - چهارشنبه 24 مهر 1387

ادامه مطلب
اجابت
جام جم - چهارشنبه 17 مهر 1387

ايمان، ارتباط تنگاتنگي با اعتماد و توكل به ساحت ربوبي خداوند دارد و دعا و اجابت محملي است كه با آن عيار ايمان سنجيده ميشود. ريشه بسياري از نااميديها و ياسهاي بشر عدم ايمان به عدالت خداست. زندگي، مقوله پيچيدهاي است كه تفكر و انديشه در معناي آن هميشه با بنبستي محتوم مواجه بوده است. يكي داراست و ديگري ندار. يكي شاد است و ديگري غمگين. يكي نميخواهد و به دست ميآورد و ديگري ميخواهد و نصيبش نميشود.
در نگاهي نخستين براحتي ميتوان پرونده لاينحل همه اينها را با حكم به فقدان عدالت در مبدا هستي بست و فرياد اعتراض برآورد كه كو عدالت؟ نبوده، نيست يا مرده. اگر ايمان به مبدا الهي آفرينش نباشد، اگر اعتماد به واجبالوجودي كه گستره دانش و معرفتش در ظرف كوچك شناخت ما و بضاعت اندك توصيفمان نميگنجد نباشد، اگر باور به حكمت و هدفمندي اراده او كه سايه لطفش بر ذره ذره عالم وجود نسيم روح افزاي آرامش و اميد به ارمغان ميآورد نباشد، چه عجب از پوچانگاري و تقارن ابدي زندگي با درد و رنج و عذاب؟ اگر هر چه هست همان است كه ما يافتهايم و ديدهايم و درست پنداشتهايم ديگر چه اميدي به نسيه آيندهاي كه تا قبل از فرارسيدنش ممكن است مرده باشيم و نه در جهان ديگري پس از مرگ كه در تعفن اندام پوسيده خود مسكن گزيده باشيم و در تنگناي گور و در زير خاكي كه اگر اقبال يارمان باشد كوزه دست بر گردن نهاده آيندگان خواهد بود، به نيستي ابدي پيوسته باشيم؟...
ادامه مطلب
نهج البلاغه - جام جم - پنجشنبه 27 تير 1387

ادامه مطلب
آرمانشهر فارابی - جام جم - پنجشنبه 20 تير 1387

وجه تمايز جهان بيني فارابي را از فلاسفه يونان و امروز غرب ميتوان در بحث مدينه فاضله او بوضوح ديد. اتوپيا (Utopie)، مدينه فاضله افلاطون، توماس مور، كامپانلا، فوريه، كابه، دوبرژراك، سويفت، آلدوس هكسلي و جورج اورول از اساس متفاوت از آرمانشهر فارابي است...
ادامه مطلب
عادت و آزادی - جام جم - پنجشنبه 23 خرداد 1387

بزرگان هر عصر، عموما مطرود جامعه خويش و محبوب بشر پس از خود بودهاند. كسي كه خود را از بند عادت برهاند، خواه ناخواه از محدوده زماني خويش پيشتر است و ناگزير در زمانه خود آن طور كه بايد و شايد شناخته نخواهد شد. پس چه جاي تعجب اگر گاليله به جرم سخن راندن برخلاف عادت مرسوم، محكوم ميشود، سقراط را شوكران مرگ مينوشانند، انسان دردمندي چون ونگوگ، خود به زندگي خويش خاتمه ميدهد و تولوز لوترك بر اثر افراط در شرب خمر جان ميسپارد. او كه جرمش بازنمايي زشتترين زواياي زندگي مردمي بود كه شهامت مواجهه با واقعيات زندگي خود را نداشتهاند.
افلاطون، شاگرد خلف سقراط، اين مساله را به خوبي با يك مثال ماندگار بيان ميكند. وي نظريهاي مطرح ميكند و نامش را نظريه «مُثُل» ميگذارد...
ادامه مطلب
فاطمه و وحی - جام جم - دوشنبه 13 خرداد 1387

اين عبارتي است كه شهيد مطهري (ره) در پايان بحث توجيه علمي مقوله وحي در كتاب نبوت به كار ميبرد و در واقع مبداء همه آن چيزي است كه در رابطه با وحي بايد گفته شود. اصل، ايمان داشتن است و به قول شهيد در جايي ديگر: «هيچ ضرورتي هم ندارد كه ما حتما بگوييم بايد حقيقت و كنه و ماهيت وحي را درك كنيم، آخرش هم يك توجيهي بكنيم و بگوييم همين است و غير از اين نيست. ما بايد به وجود وحي ايمان داشته باشيم. لازم نيست بر ما كه حقيقت وحي را بفهميم. اگر بفهميم يك معرفتي بر معرفتهاي ما افزوده شده است و اگر نفهميم جاي ايراد به ما نيست. به جهت اين كه يك حالتي است مخصوص پيغمبران كه قطعا ما به كنه آن پي نميبريم، ولي چون قرآن وحي را عموميت داده در اشياي ديگر، شايد به تناسب آن انواع وحي كه ميشناسيم، بتوانيم تا اندازهاي آن وحياي را كه با آن از نزديك آشنايي نداريم كه وحي نبوت است، توجيهي بكنيم و اگر نتوانستيم توجيهي بكنيم، از خودمان حتي گلهمند نيستيم، چون يك امري است مافوق حد ما و مسالهاي است كه از مختصات انبياء بوده است». (نبوت، صفحه 77)
مطهري در اين گفته به 2 نكته اشاره دارد. يكي مساله عموميت وحي و ديگر اختصاصي بودن آن براي انبياي الهي كه اين دومي را وحي نبوت مينامد. وي در توضيح آيه «و ما كان لبشر ان يكلمه الله الا وحيا او من وراء حجاب او يرسل رسولا فيوحي باذنه» (شوري، 51) ميگويد: «گاهي مستقيم خدا وحي ميكند كه فرشته هم واسطه نيست، گاهي من وراي حجاب است يا اين كه يك واسطه و رسولي را كه در اينجا مقصود فرشته است ميفرستد. او به اذن پروردگار به پيغمبر وحي ميكند.» در واقع شهيد در اين توضيح خود وساطت فرشته را مختص وحي نبوت عنوان ميكند، چنانچه در نقل قول قبل هم تاكيد بسياري بر اين مساله داشت كه نوعي از وحي مختص انبياء است. در كتاب «مقدمهاي بر جهانبيني اسلامي (وحي و نبوت)» ميخوانيم: «وحي در قرآن كريم مكرر به كار رفته است. شكل استعمال اين كلمه و موارد مختلف استعمال آن نشان ميدهد كه قرآن آن را منحصر به انسان نميداند، در همه اشياء و لااقل در موجودات زنده ساري و جاري ميداند، از اين رو در مورد زنبور عسل به وحي تعبير ميكند. چيزي كه هست درجات وحي و هدايت، بر حسب تكامل موجودات متفاوت است. عاليترين درجه وحي همان است كه به سلسله پيامبران ميشود.» (صفحه 8)
اين سخن به طور كامل منظور شهيد را از وحي عام و خاص مشخص ميكند، اما اين تنها يك نگاه به مقوله وحي است. حضرت امام خميني (ره) در سخنراني خود در تاريخ 11/12/64 به مناسبت ولادت حضرت زهرا سلامالله عليها در توصيف شخصيت والاي اين حضرت، مسالهاي را عنوان ميكنند كه بسيار قابل تامل است و آن ويژگي منحصر به فرد فاطمه زهرا (س) است كه جبرئيل بر وي نازل ميشده و بر او وحي ميشده است...
ادامه مطلب
دیالکتیک هگل - جام جم - چهارشنبه 1 خرداد 1387
هگل در مقدمه «علم منطق» ميگويد هدف منطق حقيقت است. در آغاز، هگل به نظريه سنتي درباره منطق اشاره ميكند كه از تفكيك «صورت» و «محتوا» آغاز ميشود. سپس ميگويد منطق (به معناي ارسطويي) بررسي صورت فكر صادق يا معتبر است صرفنظر از محتواي آن. مثلا: الف، ب است/ ج، الف است/ پس ج، ب است. در اينجا صورت داريم بدون محتوا. ممكن است به جاي «الف» و «ب» و «ج» به ترتيب بنويسيم «انسان» و «فاني» و «سقراط» يا بنويسيم «جانور چارپا» و «پشمدار» و «لاكپشت خانگي من». در هر دو صورت استدلال صحيح و منتج خواهد بود، هرچند اگر مقدمه كاذب باشد، نتيجه نيز كاذب است. منتج يا صحيح بودن به صورت مربوط است، نه به محتوا.
منطقي به محتوا توجه ندارد (پاي استدلاليان چوبين بود!). از تفكيك صورت و محتوا چنين به دست ميآيد كه منطق هيچ اطلاعي درباره دنياي واقعي به ما نميدهد. حتي اگر انسان باقي و جاويد بود و لاكپشت پشم داشت، باز هم صورتهاي استدلال كه در منطق توصيف ميشود، دقيقا همان ميبود كه اكنون هست و حتي اگر اساسا انسان و لاكپشتي وجود نداشت نيز، صورتهاي استدلال تغيير نميكرد...
ادامه مطلب
سیذارتا - جام جم - پنجشنبه 26 ارديبهشت 1387

... سيذارتا داستان جواني جوياي حقيقت است (واژه «سيذارتا» بهمعناي جوينده است) كه مسيري را از برهمن زادگي تا رياضت به شيوه مرتاضان در جنگل و در ادامه عنان رفتار به دست غريزه و شهوت سپردن و... طي ميكند تا به حقيقت برسد. در واقع كليت اين داستان فلسفي عرفاني هرمان هسه، اصالت فرديت به دور از هر تعليم و تعلم را در طريقت وصول به حقيقت به تصوير ميكشد؛ اصالت دادن به اراده در هر برهه زماني از شناخت و درك هستي، اصالت دادن به لذت زيستن و حقجو بودن نه به شيوه گذشتگان خردپرست بلكه به شيوه روان و اراده ناخودآگاه. از اينرو «سيذارتا» به خاطر درسهاي عرفانياش بيشتر به يك كتاب آموزنده فلسفي شبيه است تا قصه.
كليت داستان از آنجا كه نتيجهگيريهاي كلي دارد و پيام رسان است با مقوله انديشه سازگاري بيشتري دارد تا ادبيات و به معناي اخص دنياي بيادعاي قصه گويي. از اين رو ميتوان «سيذارتا» را براي هسه چيزي شبيه «زرتشت» براي نيچه دانست...
ادامه مطلب
در باب حقیقت - جام جم - پنجشنبه 19 ارديبهشت 1387

ماهي بزرگ، تيم برتون
اگر نقطه مقابل دروغ را واقعيت عيني عالم بدانيم - نه حقيقت - داستانها دروغهاي زيباي زندگي هستند. اگر واقعيت ارزش باشد، زيبايي هم ارزش است. حالا قضاوت كنيم، زشت بهتر است يا زيبا؟!...
ادامه مطلب
نیچه و طریقت حقیقت - جام جم - چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387

ادامه مطلب


