تقوا
جام جم - قاب کوچک - شنبه 09 خرداد 1388

پس به سادگي ميتوان دريافت كه همان اندازه كه روحانيون و مبلغان ديني در كنار تحصيل علم ميبايست به دنبال تهذيب نفس و تخلق به اخلاق حسنه باشند، اهالي فرهنگ و هنر كشور نيز ميبايست در هنر خويش مهذب باشند و باتقوا. اما تقواي ديني با تقواي هنري تفاوت دارد. درست است كه همه فعاليتهاي فرهنگي بشري اعم از علم و فلسفه و هنر تنها در صورتي آرمانياند كه نه همعرض بلكه ذيل دينباوري و ايمان قرار بگيرند اما اين يگانگي مقصد، به معناي غفلت از تفاوت راه نيست.
در آستانه سالروز رحلت بزرگمرد علم و عمل، معرفت و اخلاق، و دين و سياست حضرت امام خميني(ره) هستيم؛ آن كه سخن طلايي «علم حجاب اكبر است» او تا هميشه بايد آويزه گوشمان باشد و فراموش نكنيم اصل و ريشه همه چيز عمل است و علم هم اگر شأني دارد از عمل دارد. امام خميني(ره) در سخناني خطاب به حوزههاي علميه و مبلغين ديني ــ كه در كتابي تحت عنوان «جهاد اكبر يا مبارزه با نفس» به چاپ رسيده است ــ ايشان را دعوت به تقواي ديني مينمايند و جملاتي دارند كه نه فقط براي روحانيون كه براي اهل رسانه و در راستاي تقواي هنري نيز راهگشاست. اين آموزهها به اصولي ميمانند كه فيلمسازان و برنامهسازان تنها ميبايست به دنبال شناخت مصاديق آنها در شيوه و راه متفاوت خود باشند. در اين اجمال، به ذكر برخي از اين رهنمودها و اشاره به برخي مصاديق آنها در هنر فيلمسازي ميپردازيم. نخست رهنمودها:
«ميدانيد چقدر تحصيلكرده و تا چه اندازه پايههاي علمي خود را بالا بردهايد؛ ليكن راجع به تهذيب اخلاق، تحصيل آداب شرعيه، معارف الهيه و تزكيه نفس چه كرديد؟ و چه قدم مثبتي برداشتيد؟... متأسفانه بايد عرض كنم كار چشمگيري نكرديد، و در جهت اصلاح و تهذيب خود قدم بلندي برنداشتيد... درد اينجاست: اگر مردم از شما عملي كه برخلاف انتظار است مشاهده كنند، از دين منحرف ميشوند؛ از روحانيت برميگردند، نه از فرد... اگر انسان خباثت را از نهادش بيرون نكند، هرچه درس بخواند و تحصيل نمايد نهتنها فايدهاي بر آن مترتب نميشود بلكه ضررها دارد... هرچه اين مفاهيم در قلب سياه و غيرمهذب انباشته گردد، حجاب زيادتر ميشود. در نفسي كه مهذب نشده، علم حجاب ظلماني است: العلم هو الحجاب الاكبر... اين اصطلاحات خشك اگر بدون تقوي و تهذيب نفس باشد، هرچه بيشتر در ذهن انباشته گردد كبر و نخوت در دايره نفس بيشتر توسعه مييابد. و عالم تيرهبختي كه باد نخوت بر او چيره شده نميتواند خود و جامعه را اصلاح نمايد... من نميگويم درس نخوانيد، تحصيل نكنيد؛ بايد توجه داشته باشيد كه اگر بخواهيد عضو مفيد و مؤثري براي اسلام و جامعه باشيد... لازم است پايه فقاهت را تحكيم كرده صاحبنظر باشيد... تحصيل اين علوم در واقع مقدمه تهذيب نفس و تحصيل فضايل، آداب و معارف الهيه ميباشد؛ تا پايان عمر در مقدمه نمانيد كه نتيجه را رها سازيد... تا مورد توجه مردم قرار نگرفتهايد فكري به حال خود نماييد. خدا نكند انسان پيش از آن كه خود را بسازد جامعه به او روي آورد و در ميان مردم نفوذ و شخصيتي پيدا كند كه خود را ميبازد... بعضيها فقط درصددند چند كلمه ياد بگيرند و بروند در محل خود، يا در جاي ديگر، دستگاه، جاه و مقامي به چنگ آورند و با ديگران دست و پنجه نرم كنند...! ممكن است به اين خواستههاي نفساني و آرزوهاي شيطاني برسيد، ولي براي خود و جامعه اسلامي جز زيان و بدبختي چيزي كسب نكردهايد... اگر [مردم] برخلاف انتظار ديدند... تمام هم و غم شما دنياست و برخلاف انتظار ديگران براي جلب منافع دنيوي و شخصي كوشش ميكنيد... براي رسيدن به مقاصد شوم و اغراض كثيف و ننگين دنيايي خود دين را به صورت دكاني درآوردهايد، منحرف ميگردند؛ بدبين ميشوند. و شما مسوول خواهيد بود.»1
انتخاب جملات بالا به گونهاي صورت گرفته كه تا حد امكان شناخت مصاديق تقواي هنري را آسانتر كند، اما با اين حال اندكي هم به اين بخش ميپردازيم.
ميدانيم كه هنر مجموعه اصطلاحات و علوم قراردادي نيست بلكه استعدادي است ويژه براي كشف و پردهبرداري از حقيقت با شهود و الهام كه امري است روحاني و نه عقلاني و حتي حساني. هنرمند آن نيست كه نظريهپردازي هنري ميداند و حتي آن هم نيست كه در ظاهر اشتغال به عمل هنري دارد. هنرمند كسي است كه شايستگي قبول و دريافت و به دنبال آن انتقال صورت زيباي حقيقت را داراست. براي اين منظور هنرمند نياز به خودسازي دارد و خويشتنداري و تقوا. فيلمسازي همچون همه ديگر هنرها اوديسهاي است روحاني نه شغل و حرفهاي مانند ديگر اشتغالات درآمدزاي روزمره. هنرمند فيلمساز را با حواشي فيلمسازي ميانهاي نيست. همان سير و سلوك عاشقانهاي را كه شاعر و نقاش در خلوت هنري خود دارند هنرمند فيلمساز نيز لازم دارد. كار جمعي فيلمسازي و ملزومات صنعتي اين هنر، به هيچ رو هنرمندان اين عرصه را از تهذيب و به پرواز درآوردن روح در عوالم فرازميني هنري بينياز نميكند. بدنامي ناشي از برخي حواشي ناپسند سينما و تلويزيون سرنوشت هنرمندان اين دو رسانه مهم و تأثيرگذار كشور نيست.
آموختن اصول خلق اثر هنري امري ضروري است اما همه چيز اين نيست. تحصيلات آكادميك سينما و تلويزيون نه فقط به تنهايي ارجحيتي بر آموختههاي تجربي در اين رشته ندارد بلكه در صورتي كه به جاي هنرمند، نظريهپرداز و منتقد و يا تكنيسين تحويل جامعه بدهد اتلاف وقتي بيهوده بيش نيست. اينها اصطلاحات است و قراردادهاي خشك و بيروح. اگر كشف و شهود و الهام را هم لازمه هنر ندانيم، خلاقيت و قدرت خيالپردازي بيشك شرط ضروري هنرمند بودن است و اين حجابها و قراردادهاي علمي را نسبتي با خلاقيت و خيالپردازي نيست. اينها مقدمهاند و قوانيني كه بايد حالا ياد بگيريم و بعدها آنجا كه بايد فراموششان كنيم. دانستههاي تئوري و حتي تجربههاي غيرخلاقانه عملي در زمينه فيلمسازي به خودي خود هيچ ارزشي ندارند و براي هنرمند بودن ميبايست اهل رياضت و زهد و تقواي هنري بود. اين معلومات اكتسابي وقتي ارزش مييابند كه منتج به اجازه ورود به دنياي روحانگيز خيال و زيبايي حقيقي باشند.
هنر همچنين نيازمند اخلاص است. هنرمند تنها به حقيقت تعهد دارد و نه حتي به خود هنر. ساحت هنرمند پيراسته از شائبههاي مادي و دنيوي است. شهرت، محبوبيت، مقام، ثروت و امثال اينها خواستههايي است نفساني كه در حيطه فعاليت اصيل هنري جايي ندارند. هنرمند مسوول است و هنر و به طور خاص هنر فيلمسازي دكان كسب و كار و يا به اصطلاح دفتر بساز و بفروش هنري نيست.
و بالاخره اينكه ميبايست تا دير نشده كمر همت بست چراكه تنها تا مرد سخن نگفته باشد، عيب و هنرش نهفته باشد.
آزاد جعفري
1 - جهاد اكبر يا مبارزه با نفس (تقرير بيانات امام خميني)، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)


