<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آزاد جعـــفری</title>
<link>http://azadj.blogfa.com/</link>
<description>یادداشت های مطبوعاتی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 20 Dec 2009 09:17:44 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>حوزه و دانشگاه</title>
<link>http://azadj.blogfa.com/post-247.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;جام جم - اندیشه - یکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۸&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=5 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;حوزه، دانشگاه، آزادی و وحدت&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1388/07/14/100919286062.jpg&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;حوزه و دانشگاه دو ارگان اصلی تولید علم و اندیشه در کشور ما هستند که هیچکدام را نمی توان به نفع دیگری تضعیف نمود بلکه بالعکس هر دو می بایست به سود هم تقویت شوند و مورد توجه و حمایت یکسان قرار گیرند. متأسفانه در کشور ما وقتی سخن از وحدت حوزه و دانشگاه به میان می آید غالباً یا فکر می کنند برای تحقق این مهم می بایست دانشگاه را به حوزه نزدیک کنند و یا از آن بدتر حوزه را شبیه دانشگاه کنند غافل از آنکه هر دوی این ها به جای اینکه برای حوزه و دانشگاه سودی در پی داشته باشند مضرند و زیانشان هم گاه بسیار مخرب تر و جبران ناپذیرتر از آن است که تصور می شود. اگر وحدت حوزه و دانشگاه به معنای فدا شدن یکی برای دیگری نیست پس به چه معناست. اصلاً چگونه می توان این دو را با هم جمع کرد و باصطلاح میان آن ها وحدت برقرار نمود؟&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;   برای پاسخ به این سؤال می بایست کمی عقب تر برویم و خاستگاه های حوزه و دانشگاه را مورد بررسی قرار بدهیم. خاستگاه حوزه، سنت است و خاستگاه دانشگاه، مدرنیته. بسیارند کسانی که جمع میان سنت و مدرنیته را امر محالی می پندارند که به هیچ عنوان قابلیت تحقق ندارند حال آنکه ما در حافظه تاریخی تحولات کشور خود تجربه ای داریم با نام «جمهوری اسلامی» که به معنای واقعی کلمه مصداق پیوند مبارک میان سنت و مدرنیته است. آن ها که می خواهند دانشگاه را حوزوی کنند منطقاً می بایست به دنبال حذف واژه «جمهوری» از نام کشور نیز باشند و آن ها هم که سودای دانشگاهی کردن حوزه را در سر می پرورند طبیعی است که آرمانشان حذف واژه «اسلامی» از نام کشور باشد ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Dec 2009 09:17:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azadj&amp;postid=247</comments>
<dc:creator>azadj</dc:creator>
<guid>http://azadj.blogfa.com/post-247.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مخاطب مستند</title>
<link>http://azadj.blogfa.com/post-246.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;جام جم - قاب کوچک - شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۸&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;کارگاه مستند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=5 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;مخاطب مستند: عوام یا خواص؟&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1 face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8804/Picasso-27-04-88-at.jpg&quot;&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یکی از نقایصی که برای فیلم مستند در مقایسه با فیلم داستانی ذکر می کنند نخبه گرایانه بودن و عدم ارتباط برقرار کردن با تماشاگر عام است. می گویند فیلم مستند مخاطب خاص دارد و معمولاً کسانی حوصله تماشای آثار مستند را دارند که بر فرض مثال اهل کتاب خواندن هم هستند و به افزودن بر آگاهی و اطلاعات خود علاقه بخصوص دارند. در اینجا دو مسئله را می بایست بررسی کنیم. یکی اینکه آیا واقعاً چنین است؟ یعنی اینکه آیا مستند ماهیتاً قرار است مخاطب خود را گزینش کند و اختصاص به خواص داشته باشد یا نه اگر این ویژگی را دارد مشکل از ساختار نمونه های مصداقی آن است چنانچه در سینمای داستانی هم آثار بی اعتنا به مخاطب عام زیاد داریم طوری که برای خود یک گونه فیلمسازی شده و نام «فیلم هنری» را هم به غلط از آن خود کرده است. عنوان «فیلم شبه روشنفکرانه» عنوان مناسب تری برای برخی از این باصطلاح فیلم هنری هاست. البته تنها برخی از آن ها نه همه شان؛ چراکه گاهی اتفاق می افتد که فیلمی واقعاً هنری باشد ولی به دلایل موجه نتواند مورد پسند مخاطب عام قرار بگیرد. منتها فقط گاهی! اما مسئله دیگر مورد بحث ما این است که اصلاً این عدم ارتباط با مخاطب عام، نقص است یا مزیت؟ به عبارت دیگر چه نسبتی میان فیلم خوب با عامه پسند بودن یا عدم ارتباط با مخاطب عام وجود دارد؟ ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Dec 2009 09:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azadj&amp;postid=246</comments>
<dc:creator>azadj</dc:creator>
<guid>http://azadj.blogfa.com/post-246.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ریچارد</title>
<link>http://azadj.blogfa.com/post-245.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;جام جم - قاب کوچک - شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۸&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV align=center&gt;نقش‌های ‌ماندگار&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=5 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;«ريچارد» در «ديوانه وار»&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1 face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;IMG src=&quot;http://night-skin.com/upload/images/41tqw7cvd8vb5txm29yj.jpg&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«دکتر ریچارد واکر» یک پزشک خانواده دوست و در نتیجه جامعه دوست است. مهمترین ویژگی شخصیتی او همین علاقه وافرش به همسر و فرزندانش است. این را از همان نمای ابتدایی فیلم که ریچارد در تاکسی نشسته و شانه مهربانش را میزبان سر همسرش قرار داده می شود فهمید. او حاضر است قرار کاری اش را کنسل کند تا 24 ساعت بعد از سفر را فقط نزد همسرش باشد. در این شهر غریبه هیچ چیز به اندازه همسرش «ساندرا» برای او اهمیت ندارد و از قضا در همان ابتدای ورود به پاریس همسرش را از او می ربایند. این پاریس دیگر آن پاریسی نیست که او قبلاً می شناخته. خودش می گوید اینجا همه چیز عوض شده است. هیچ کس حرف او را نمی فهمد. نه فقط چون غالب فرانسوی ها زبان امریکایی نمی دانند بلکه چون به کل جور دیگری فکر و زندگی می کنند. از مدیر امنیتی هتل گرفته تا گل فروش و پلیس و آدم های خوشگذران کلوپ طوطی آبی. ریچارد به همسرش اعتماد کامل دارد اما گویا در این شهر بنای همه بر بی اعتمادی است و اولین گزینه ای که به ذهنشان می رسد خیانت است. ریچارد اما حتی وقتی که همه شواهد در ظاهر حکم به خیانت همسرش می دهند جور دیگری به مسأله نگاه می کند و مصرانه بر این عقیده است که همسرش را به زور تهدید اسلحه ربوده اند. او به این شهر و آدم هایش تعلق ندارد و از میان این همه فقط یک نفر است که محبت او را به خود جلب می کند و آن یک نفر کسی نیست جز «میشل»؛ دختر تنهایی که اگرچه ظاهر موجهی ندارد اما در باطن زن معصوم و بی گناهی است ...&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Dec 2009 08:59:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azadj&amp;postid=245</comments>
<dc:creator>azadj</dc:creator>
<guid>http://azadj.blogfa.com/post-245.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>محرم</title>
<link>http://azadj.blogfa.com/post-244.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;جام جم - روزانه ها - پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=5 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;ماه اشک&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1 face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt; &lt;IMG src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8610/Images/jpg/A0370/A0370468.jpg&quot;&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;محرم ماه عزا و ماتم و اشک و گریه است؛ ولی نه فقط گریه بر مظلومیت خاندان پیامبر (ص) ومصائبی که بر ایشان رفته، که گریه بر مظلومیت حقیقت و گریه بر ستمی که انسان ها در همه زمان ها و مکان ها بر جسم و جان خود روا می دارند چه از بیرون و چه از درون؛ چراکه کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا. استاد مطهری و دكتر علی شریعتی هر دو در این ویژگی با هم همداستانند که گریۀ محرم نمی بایست گریه تأسف گونه و تخدیری و انفعالی باشد. و چگونه می تواند چنین باشد وقتی شهادت برای این بزرگواران از عسل شیرین تر بوده و ایستادگی در برابر ظلم با همه رنج ها و مصائبش تکلیفی الهی و مسئولیتی لازم الاجرا. و مگر نه اینکه خواست محبوب خواست محب است و در نتیجه، اجرای خواست محبوب نه از سر اکراه و اجبار که از سر عشق و قبول کامل است که صورت می پذیرد؟ شهید مطهری با بیانی فریادگونه بر آن هایی که با گریه تأسف گونه بر سیدالشهدا (ع) و خاندانش به خیال خود می خواهند به حضرت زهرا (س) باصطلاح تسلی بدهند می تازد و این را از جمله تحریفات عاشورا برمی شمرد. تحریفاتی که به گفته او ستمی بیش از ستم بنی امیه بر قیام سیدالشهداء (ع) است ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Dec 2009 08:50:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azadj&amp;postid=244</comments>
<dc:creator>azadj</dc:creator>
<guid>http://azadj.blogfa.com/post-244.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جذابیت</title>
<link>http://azadj.blogfa.com/post-243.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;جام جم - قاب کوچک - شنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۸&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;کارگاه مستند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=5 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;جذابیت در فیلم مستند&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1 face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1388/09/21/100925058648.jpg&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مستند نیز مثل همه دیگر گونه های فیلم سازی برای موفق بودن نیازمند جذابیت است. یک مستند خوب اگر بخواهد چیزی بیشتر از یک سری اطلاعات مصور خشک و بی روح باشد و اگر بخواهد واقعاً هنر به حساب بیاید می بایست جذاب باشد و به دنبال این جذابیت، تأثیرگذار. زیبایی، عنصر جداناشدنی هنر است و جذابیت و زیبایی نیز با هم ارتباطی تنگاتنگ دارند. اما عوامل جذابیت در مستند چه چیزهایی هستند؟ ما که در مستند عشق دختر و پسری نداریم! ژانر جاسوسی و اکشن و نوآر هم همینطور. اصلاً ما در مستند هیچکدام از مواردی را که معمولاً به عنوان جذابیت می شناسند در اختیار نداریم مگر در موارد خاص یعنی در مواردی که موضوع مستند مستقیماً مسائل عشقی یا جنایی و حادثه ای باشد. در آن موارد هم دست مستندساز برای جذب مخاطب به اندازه کارگردان فیلم داستانی و نمایشی باز نیست و نمی تواند هر چه را که تصور می کند و به خیالش می آید به تصویر بکشد. مستندساز در بند واقعیت است و نمی تواند افسار خیال خود را بی هیچ قید و بندی رها کند. البته این محدودیت خیلی وقت ها بیشتر از آنکه به ضرر مستندساز باشد به سود اوست. راست گفته اند که محدودیت خلاقیت می آورد. تا نقص و محدودیتی نباشد احساس نیازی نیز برای خلق وجود نخواهد داشت و در نتیجه خلاقیت نیز مجالی برای ظهور و بروز ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;   از نمونه های این خلاقیت، معادل سازی برای عوامل جذابیت فیلم داستانی/ نمایشی (نظیر عشق و ترس و خنده) در فیلم مستند است یعنی اینکه به جای «آفریدن» موقعیت عاشقانه و ترسناک و طنزآمیز (که در فیلم مستند به دلیل عدم تسلط بر وقایع قادر به آن نیستیم) سعی کنیم لحظات عاشقانه و ترسناک و طنزآمیز واقعیت را از دل آن بیرون بکشیم و به عبارتی این لحظات را «کشف» و برای خودمان شکار کنیم ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Dec 2009 05:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azadj&amp;postid=243</comments>
<dc:creator>azadj</dc:creator>
<guid>http://azadj.blogfa.com/post-243.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حمید</title>
<link>http://azadj.blogfa.com/post-242.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;جام جم - قاب کوچک - شنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۸&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV align=center&gt;نقش‌های ‌ماندگار&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=5 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;«حمید» در «عروس»&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1388/09/21/100925058699.jpg&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مهین از همان ابتدا در صحنه تئاتر، خیلی خوب حمید را شناخته بوده که حالا به او می گوید: «تمام مدت با خودم فکر می کردم چه خوب می تونی رُل آدمای خبیث رو بازی کنی». مهین عاشق حمید شده چون از همان ابتدا در ناخودآگاه خود دریافته که حمید بد نیست، فقط نقش باز خوبی است. اما همین مهین وقتی خارج از صحنه تئاتر و در دنیای واقعی با چهره نقاب زده حمید مواجه می شود فراموش می کند که خودش در ابتدا چه قضاوتی درباره او داشته است. پس سعید، دوست صمیمی حمید خیلی بیشتر از مهین حمید را می شناسد که هنوز هم خوبی او را باور دارد و می گوید: «این شوهر دیوونه تو رو من می شناسم. از اون دیوونه های خوبه. بعضی اوقات از جاده خارج می شه اما همیشه با یه ویراژ ناگهانی بر می گرده تو راه.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;   حمید از ابتدا این شخصیت به ظاهر پست و جانی و پول پرستی که می بینیم نبوده. او درس خوانده رشته هنر بوده و مبارز و انقلابی. قضاوت امروزش درباره انقلابی بودنش این است که آن وقت ها کله اش بوی قرمه سبزی می داده. حتی آرمان های دیروز خودش را هم امروز به سخره می گیرد و در نهایت غرب زدگی، نه فقط در اتومبیل امریکایی اش موسیقی امریکایی گوش می دهد که صراحتاً می گوید به نظرش امریکاست که دارد همه جا را از آن خود می کند. امروز ایران را و فردا فلسطین را! حمید معصوم و پاک دیروز، امروز همانی شده که ناظری، پدر مهین می خواست ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Dec 2009 05:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azadj&amp;postid=242</comments>
<dc:creator>azadj</dc:creator>
<guid>http://azadj.blogfa.com/post-242.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>غدیر</title>
<link>http://azadj.blogfa.com/post-241.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;جام جم - اندیشه - شنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۸&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=textRotitr align=center&gt;براساس كتاب «ولاها و ولايت‌ها»ی شهيد مطهری&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=textRotitr align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=textTitle align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=5&gt;&lt;STRONG&gt;غدير و ولايت باطنی انسان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=textTitle align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=textImageFrame align=center&gt;&lt;IMG class=textImage src=&quot;http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1388/09/13/100924369684.jpg&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;... غدیر، عید ولایت است. عید اتمام حجت پیامبر (ص) با مردم و عید معرفی حجت خدا بر ایشان پس از نبی خاتم (ص). چراکه ولی، حجت خداوند بر زمین است و علی (ع) مظهر حقیقی آن در زمان. دین محمد (ص) با ولایت علی (ع) کامل می شود و نعمت خداوند بر خلایق نیز با انتصاب علی (ع) تمام می گردد. غدیر تنها یک واقعه تاریخی نیست. غدیر آنجاست که تقدیر زمین و زمان تا همیشه در آن رقم می خورد: که حیات انسان باطنی و ولایی باشد و مبدأ ولایت پس از پیامبر، امیر مؤمنان علی (ع).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;   اما ولایت چیست. آن گاه که پیامبر اکرم (ص) در حالی که دستان مبارک علی (ع) را در دست دارد می فرماید:  «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» مرادش از مولا چیست؟ چه ولایتی مد نظر پیامبر (ص) است؟ این سؤالی است که پاسخ آن مهمتر از آن است که تصور می شود. اهل سنت آن را دوستی معنا کرده اند و شیعه، رهبر و سرپرست. معانی مشهور از ولایت نیز همین دو معناست اما این شهرت منحصر بودن ولایت در این دو معنا را افاده نمی کند. گذشته از بحث های شیعه و سنی در رابطه با معنای ولایت در حدیث غدیر، بحث دیگری مطرح است که خود به تنهایی می تواند اثبات کننده ولاء رهبری امام علی (ع) و نیز همه ائمه معصومین (س) باشد حتی اگر غدیری نمی بود و صراحتی اینچنین در باب ولاء رهبری حضرت علی (ع) وجود نمی داشت. از آنجا که در پیرامون دو معنای مورد اشاره (دوستی و رهبری) سخن فراوان گفته شده و ما نیز بسیار درباره آن شنیده ایم اما درباره معانی دیگر ولایت کمتر اشاره رفته است قصد داریم در این نوشتار بیشتر به آن معانی مغفول مانده بپردازیم بخصوص چون معنای چهارم یعنی ولاء تصرف یا ولاء تکوینی مهمترین معنای ولایت است و والاترین مرحله آن. مرجع این بحث در نوشتار پیش رو کتاب «ولاء ها و ولایت ها» اثر استاد شهید مرتضی مطهری (ره) است که توسط انتشارات صدرا به چاپ رسیده و پیش از آن در قالب مقاله ای در سال 1347 برای کتاب «محمد خاتم پیامبران» چاپ مؤسسه حسینه ارشاد به رشته تحریر در آمده بوده است ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Dec 2009 07:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azadj&amp;postid=241</comments>
<dc:creator>azadj</dc:creator>
<guid>http://azadj.blogfa.com/post-241.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مقدمه و نریشن</title>
<link>http://azadj.blogfa.com/post-240.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;جام جم - قاب کوچک - شنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۸&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=textTitle align=center&gt;کارگاه مستند&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=textTitle align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=textTitle align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=5&gt;&lt;STRONG&gt;مقدمه و گفتار متن&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=textTitle align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=textImageFrame align=center&gt;&lt;IMG class=textImage src=&quot;http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1388/09/14/100924452389.jpg&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=paperNText dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از لوازم فیلم مستند «مقدمه» است. به طور کلی فیلم های خوب –کوتاه یا بلند- همه برای ورود به موضوع، مقدمه دارند. از ویژگی های یک مقدمه خوب این است که می بایست اشتهابرانگیز و تحریک کننده باشد اما فیلم را لو ندهد و موضوع آن را به کلی فاش نکند. مقدمه باید احساس تشنگی ایجاد کند نه اینکه سیراب کند. شاهکارهای روایتی بخصوص آثار کلاسیک بی برو برگرد مقدمه دارند. هنر ایران زمین هم که بخصوص بعد از اسلام بیش از همه «کلام» است آن هم مقدمه دارد. عمده مقدمه ها ضمن ایجاز و فشردگی زمانی، از بیان کنایی نیز برخورداند. می توان به دو روش فیلم را آغازید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1-   شروع با مقدمه کوبنده (دینامیک)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2-   شروع با مقدمه آرام (غیردینامیک)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر با شکل اول فیلم را آغاز کردیم سکانس بعد از مقدمه می بایست آرام و غیردینامیک باشد و اگر با شکل دوم فیلم را آغاز کردیم بایست سکانس بعد از مقدمه را به شکلی کوبنده و دینامیک کارگردانی و تدوین کنیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;   مقدمه باید القاکننده و تداعی گر باشد. باید شمایی اجمالی از موضوع را نشان بدهد و در عین حال خود موضوع را نشان ندهد. باید تماشاگر را به حدس و گمان وادارد و اینگونه او را در پی گیری ادامه اثر ترغیب نماید. اما پس از این مرحله نوبت به تدوین می رسد که باید به خوبی وظیفه خود را انجام دهد تا اثر مقدمه کامل شود. تدوین خوب تدوینی است که به موجب آن مخاطب، لحظه به لحظه احساس کند چیزی را فهمیده و بعد ببیند اشتباه کرده است و در عین حال حس نکند سر او کلاه گذاشته اند و فریبش داده اند. در واقع دو شاخص نمایانگر تدوین خوب عبارت است از ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Dec 2009 07:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azadj&amp;postid=240</comments>
<dc:creator>azadj</dc:creator>
<guid>http://azadj.blogfa.com/post-240.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جیم</title>
<link>http://azadj.blogfa.com/post-239.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;جام جم - قاب کوچک - شنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۸&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=textTitle align=center&gt;نقش‌های ‌ماندگار&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=textTitle align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=textTitle align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=5&gt;«جيم» در «شورش بی دليل»&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=textTitle align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=textTitle align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 307px; HEIGHT: 241px&quot; height=241 src=&quot;http://www.scene-stealers.com/wp-content/uploads/2008/05/13135__rebel_without_l.jpg&quot; width=349&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; «جیم استارک» جوانی دبیرستانی و طبق معمول شورشی و عصیانگر است. به هنجارها علاقه ای ندارد و برعکس به ناهنجاری ها گرایش فراوان دارد. دوست دارد کاری بکند که بیندازندش زندان. می خواهد کاری را را انجام بدهد که می گویند بد است. حتی ناخواسته هم کاری را که نباید انجام بدهد انجام می دهد؛ مثل پا گذاستن روی نشان دبیرستان که همه حواسشان هست پا روی آن نگذارند. از خانه هم گریزان است و با پدر و مادرش مشکل دارد. هر جوانی برای شورش خود دلیلی دارد و دلیل جیم ترسو دانستن پدرش است. جیم نمی خواهد به هیچ وجه مثل پدرش ترسو باشد. برای همین هیچ ناسزایی برای او بدتر از کلمه «ترسو» نیست و حساسیت خاصی روی این واژه دارد. متصف نشدن به این صفت آنقدر برایش اهمیت دارد که حاضر است به خاطرش زیر بار شرط بندی دیوانه وار «باز گاندرسن» هم برود. پدر و مادرش اصرار دارند که برای خودش دوست پیدا کند اما حرف او یکی است: «من نمی خوام با کسی دوست بشم».&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;   این ها همه اما فقط ظاهر شخصیت اوست. جیم مثل دار و دسته «باز» نااهل نیست و تنها چیزی که او را به آن ها شبیه کرده غرور اوست. «جودی» هم همینطور است و چه بسا همین شباهت است که این دو را به هم نزدیک می کند ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Dec 2009 07:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azadj&amp;postid=239</comments>
<dc:creator>azadj</dc:creator>
<guid>http://azadj.blogfa.com/post-239.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نیایش</title>
<link>http://azadj.blogfa.com/post-238.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;جام جم - روزانه ها - پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۸۸&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;به مناسبت روز عرفه، روز نيايش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=5 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;زبان عرفان&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1 face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 323px; HEIGHT: 223px&quot; src=&quot;http://night-skin.com/upload/images/2or2wjdwmj3ypxshnuaj.jpg&quot; width=518 height=345&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ديانت، در احكام و ظواهر شريعت خلاصه نمي شود. مهمتر از اين ظواهر، روح اعمال است. همان طور كه عبادت به نيت است نه به نفس رفتار پرستش گونه، دعا و نيايش نيز به ياد و توجه است نه به ورد و لقلقه لسان. دعا تضميني براي بخشش و در نتيجه جوازي براي معصيت نيست. ندامت و پشيماني لازم است. استغاثه، زاري و تضرع و فريادخواهي است و تا ندامت و عزم بر ترك دائم نباشد، اشك و آه و ناله، ريايي بيش نخواهد بود. گريه بي شناخت نه فقط گره اي نمي گشايد كه خود گره است و مانع و حجاب. فرموده اند علم توحيد هم اگر خالصاً لوجه الله نباشد حجاب است. علم توحيد؛ كه در ظاهر همان مسير شناخت خداوند است. ديگر چه برسد به ورد و اشك و ناله كه به خودي خود نه ارزشي دارند و نه موضوعيتي. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دعا، دست آويزي براي فرار از مسئوليت و راهي به ظاهر شرعي براي برآوردن خواهش هاي نفساني هم نيست. گفته اند از تو حركت، از خدا بركت. و فرموده اند: «نيست براي انسان جز حاصل كوشش او(سوره نجم، آيه 39)». نگفته اند از تو بي توجهي و تن آسايي و از خدا عنايت و استجابت. تعبير «سوراخ دعا جستن» در نتيجه همين تلقي متنزل از دعا و نيايش است كه بوجود آمده ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Nov 2009 08:51:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azadj&amp;postid=238</comments>
<dc:creator>azadj</dc:creator>
<guid>http://azadj.blogfa.com/post-238.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
